چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳

مهدی طیب و انجمن حجتیه

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۳ - شهریور - ۱۳۹۰

نوشتاری کوتاه در خصوص عضویت مهدی طیب در انجمن حجتیه

سید جواد حسینی

پس از مطرح شدن عضویت استاد مهدی طیب در انجمن حجتیه بر آن شدم تا در چند سطر راجع به کلیت جریان انجمن حجتیه و نسبت استاد مهدی طیب با آن ها توضیح دهم تا نسبت به تهمت ها و تخریب هایی که نسبت به مهدی طیب در حال اتفاق است  به سهم خود روشنگری کرده باشم .

اساسا انجمن حجتیه در یک نگاه کلی دارای دو کارکرد بود: یکی سلبی و دیگری ایجابی

در بخش کارکرد ایجابی ، نقد و مبارز علمی با بهائیت در دستور کار قرار داشت. این بعد ، طبیعتا در میان اسلام شناسان و مراجعی از جمله امام خمینی (ره) مورد تأیید بود و از این جهت امام ، حتی مجوز شرعی صرف ثلث سهم امام در انجمن را صادر فرمودند. بطور منطقی ، برای آنانی که دل در گرو مبارزه با انحرافات داشتند و البته از مایه های علمی و دینی نیز بهره مند بودند با توجه به فضای  دهه پنجاه شمسی که حاکمیت طاغوتی برقرار بود و  انقلابیون در رصد دائم  حکومت فاسد  شاهنشاهی قرار داشتند و طبعا امکان تأسیس تشکیلات مستقلی نبود استفاده از ظرفیت انجمن حجتیه ، منطقی ترین راه برای مبارزه با انحراف بهائیت بشمار می رفت.


فلسفه حضور برخی انقلابیون و مریدان امام خمینی (ره) در انجمن ازجمله استاد مهدی طیب در همین نکته نهفته است. از همین رو بخش کنفرانس های انجمن حجتیه ، در عمل به حیات خلوت انقلابیون در انجمن تبدیل شده بود . استاد مهدی طیب در نهایت با عیان شدن اختلافات انجمن با دیدگاه های اسلام ناب صادر شده از ناحیه امام خمینی (ره) ، از این انجمن جدا و سازمان عباد الصالحین را تأسیس کرد.    مصاحبه های افشاگرانه سال ۶۰ مهدی طیب با روزنامه آیندگان ، سند اختلاف عمیق فکری استاد با جریان انجمن حجتیه است. افشاگری هایی که بذر کینه را در دل حجتیه ای ها پاشید وعامل بخشی از تهمت و اذیت و آزار سالهای بعد تا امروز شده است.

در بعد سلبی ، انجمن تحت تأثیر افکار مؤسس آن ، با برداشت های انقلابی و مبارزاتی از دین ، بشدت مخالف بود. لذا  انجمنی ها فعالیت های انقلابی را برنمی تابیدند.به تبع این نگاه ، امام خمینی (ره) را که نماد مبارزه سیاسی با طاغوت بود، تمام و کمال قبول نداشتند.

شاخص سوم بعد سلبی هم طرد و نقد شدید فلسفه و عرفان و ارائه تصویری خشک و منجمد از اسلام بود .

با توجه به آنچه گفته شد ، حضور استاد مهدی طیب در انجمن در قالب مبارزه با بهائیت فراگیر عصر طاغوت توجیه منطقی یابد و به نوعی انقلاب عزیز اسلامی از این جهت مدیون روشنگری ها و مبارزات و مناظرات مثال زدنی ایشان است.

مهدی طیب ، با عملکرد سلبی انجمن  در قول و عمل ، مخالفت کرده بود. فعالیت های سیاسی استاد که منجر به دستگیری از سوی ساواک و انتقالش به کمیته مشترک گردید نمونه آشکاری در تأییداین مدعاست. محتوای کتاب  “پایان شب سیه ” که در دهه پنجاه منتشر گردیده است نمونه دیگری در باور و اعتقاد ریشه دار استاد در آن مقطع به مبارزه است. این نگاه با نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی  و پس از آن  با آثار قلمی دیگر و سخنرانی های انقلابی استاد در حمایت از امام و رهبری معظم انقلاب اسلامی تا امروز تداوم یافته است.در اثبات ارادت مهدی طیب به امام ، به استناد فراوان به کتاب های امام خمینی (ره) در آثارش و اظهار ارادت های فراوان دیگر ایشان به مقام بلند امام می توان اشاره کرد. موضوع استعفای ایشان در دوران نمایندگی مجلس و انصراف از این استعفا به حکم شخصی امام خمینی (ره) در اطاعت از امر امام امت، دلیل دیگری بر ولایت پذیری استاد و  شناخت و اعتماد امام به ایشان است.در تضاد با دیدگاه های متحجرانه انجمن حجتیه در رد مطلق فلسفه و عرفان ، به گواه آثار مکتوب و سخنرانی های فراوان ، استاد مهدی طیب ، از مدافعان تئوریک و عملی ترویج عرفان اهل بیت(علیهم السلام ) و  امکان بهره گیری از استدلال عقلی در اثبات مبانی دینی بشمار می رود.

با این توضیحات ، تخریب آگاهان و ناآگاهان ، هردو مایه شرمساری و تأسف و لکه ننگی بر دامان شان است.

۱۱ نظر

  1. کریمی می‌گوید،

    برای عزیزانی که در قید حیات نیستند ، طلب مغفرت و غفران الهی و برای آنانی که در قید حیات هستند توفیق روز افزون از خداوند متعال خواهنم .

    اگر چه اشتغالات و گرفتاری های شغلی و مسئولیت هائی که بعد از انقلاب به عهده ام گذاشته شده ، توفیق حضور در آن کلاس ها و فضای معنوی را از من گرفته ولی یادآوری آن خاطرات و مطالعه گاهگاهی جزوات و نشریات آن زمان ها ، مایه دلخوشی ام شده است .

    مدتی است که متاسفانه سیل تهمت و افترا و برچسب زدن های خلاف واقع علیه انجمن حجتیه ، نقل قول بعضی محافل و نشریات و سایت ها و وبلاگ های اینترنتی شده است .

    mوقتی این حرف های ناروا و ناصحیح را در مقابل مکتوبات و نشریات انجمن قرار می دهیم . واقعا اظهار تاسف می کنم که چرا و چگونه و تحقیق ناکرده یک گروه شیعه و شیفته امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و فداکار در راه دفاع از دین و قرآن و حریم ولایت ، این چنین لگدکوب و پایمال می گردد .

    توجه به آیات قرآن ، بنده را وادار و مجبور کرده که شرعا و اخلاقا به دفاع از انجمن بپردازم و اگر احیانا به عملکرد و یا بعضی از افکار و عقاید آنها ایراد و انتقادی داشته باشم ، به صورت برادرانه و در محیط اخلاق اسلامی به آن بپردازم .

    بنده به این نتیجه رسیدم که یکی از راه های دفاع از انجمن حجتیه ، مراجعه به نشریات آن گروه در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است تا واقعا با مقایسه مطالب و عقاید این گروه با ایرادات و تهمت های وارده ، نتیجه گیری را به عهده وجدان های بیدار بگذارم .

    این ینده ناقابل آماده پذیرش هرگونه انتقاد ، نظریه و پیشنهاد از سوی مخالفان و موافقان با انصاف و طالب حق و حقیقت هستم .

    http://www.didgah-anjoman.blogfa.co/

    ارسال شده در تاریخ مهر ۶م, ۱۳۹۰ در ساعت ۰۴:۲۴

  2. daneshjoo می‌گوید،

    به نام خدا
    با مهدی طیب بیشتر آشنا شویم:

    مهدی طیب به حریم یکی از اساتید تعرض کرده و به این استاد اتهام فساد اخلاقی زده بود که ‌به همین دلیل به دادگاه رفت و محکوم شد و حکم آن نیز موجود است البته رضایت گرفت اما باید در یک روزنامه کثیرالانتشار از آن استاد عذرخواهی کند.
    منبع :
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8910041525

    شما آقای مهندس طیب یادتان می آید که در کلاسها چگونه به مسلمانان سنی توهین می کردید و ………… در بسیاری از دانشکده های دانشگاه علامه برای شما کلاس نمی گذاشتند چون معمولا باعث شر می شدید.
    منبع :
    http://www.fararu.com/vdchq-n-.23nkmdftt2.html

    بنده دانشجوی ایشان بوده ام و به خوبی ایشان را می شناسم … ایشان همانی هستند که یک بار در دانشکده ارتباطات به خاطر توهین های ایشان به دانشجویی خانم تحصن کردیم و تا مرز اخراج هم پیش رفت. شیرین کاری و بدبخت کردن دانشجویان از امور عادی در کارنامه ایشان می باشد…
    منبع :
    http://www.fararu.com/vdchq-n-.23nkmdftt2.html

    ارسال شده در تاریخ مهر ۸م, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۱۲

  3. سیدجواد می‌گوید،

    پاسخ به «مهدی طیب را بشناسیم» : سلام علیکم
    ۱٫ در مورد مطلب اول، به تجمع صدهادانشجوی علامه در مقابل دادگاه که در دفاع از استاد طیب حاضر به شهادت دادن بودند اشاره نکردید! صدها دانشجو به نمایندگی از هزاران دانشجوی دیگر آمده بودند استاد همیشه می گفت فرد فاسد لایق مدیریت بر دانشکده نیست. این جرم است عزیزم؟؟؟!!!!!! در رفرنستان عجیب است که به اظهارات دشمن طیب (شریعتی)استناد جسته اید!!!!!!!
    ۲٫ آیا بحث علمی و مستند در کلاس ها مصداق توهین است؟؟ آیا شیعه این قدر مظلوم است که در مملکت خود هم حق ندارد در کلاس دانشگاه صرفا اسناد و منابع حقانیتش را بازخوانی کند؟ شما اگر در دفاع از عقاید اهل سنت بحث علمی دارید یا داشتید با ایشان مناظره می کردید. من که شاگرد کوچک طیب هستم حاضرم صرفا با استناد به قرآن از عقاید شیعه دفاع کنم. تاکید می کنم اهل سنت برادران ما هستند و استاد طیب هم این مورد را بارها اعلام کرده اند.
    ۳٫ در مورد مطلب آخر بگویم هم ما هم شما روحیه نظم گریز دانشجویان بویژه دانشجویان علامه را بیاد داریم. استاد طیب از این اخلاق کثیف متنفر بود و شدیدا منضبط و قانون گرا بود و در این میان تفاوتی بین دانشجویان بسیجی و غیر بسیجی قائل نبود. اون دختر دانشجو و امثال او هم بدلیل این که عادت به نظم و مسئولیت پذیری نداشتند و دانشگاه را با مکانی دیگری اشتباه گرفته بودند، انضباط و مسئولیت پذیری استاد را به واژگانی مثل شرارت و … تعبیر می کنند . لطفا مسئله را شخصی نکنیم . استاد طیب چنان حقی بر گردن همه ما دارد که خود من حاضرم بارها مرا توبیخ کند . مطمئنا نتیجه این توبیخ ها تولید انسان های مسئولیت پذیر ، منضبط و غیور است. لطفا به رفتار مسئولین دانشگاه در اثبات ادعاهایتان استناد نکنید چون همه می دانند که بار علمی دانشگاه علامه زیر صفر است . این دانشگاه امروزه به تنبل خانه تبدیل شده است که مدارکش از اعتبار علمی برخوردارنیست. همان بهتر که استاد از دانشگاه به اجبار بازنشسته شد تا ننگ نام این دانشگاه را مرهم نباشد. حیف استاد که برای امثال عده ای دختر باز و پسرباز کلاس اخلاق و عرفان می گذاشت. لیاقت اکثر ما ها استادانی اند که وضعیتشان را می دانیم.
    راستی چرا به صف های طویلی که پشت درهای کلاس استاد تشکیل می شد تا دانشجویان ترم های قبلی استاد چهره نورانی او را ولو برای چند دقیقه زیارت کنند اشاره ای نکردید چندتا از این اساتید در کشور سراغ دارید؟؟؟؟؟
    چند استاد را می شناسید که کلاس هایش به اندازه استاد طیب مملو از دانشجویانی باشد که علی رغم شناخت از روحیه سختگیرانه و منضبط استاد ، بازهم کلاس او را ترجیح می دهند ؟؟؟ شگفت از این که امروزه ، انحطاط اخلاقی ما را به جایی رسانده که امربمعروف ، غیرت دینی و مذهبی ، نظم و انضباط ، ضد ارزش و عیب تلقی می شود؟؟؟
    طیب نیازی یه دفاع من ندارد جایگاه طیب در قلوب هزاران دانشجوی اوست که دراقصی نقاط کشورند.
    ای منتقد! عرصه سیمرغ نه جولانگه اوست
    عرض خود می بری و زحمت ما می داری

    والسلام سید جواد حسینی

    ارسال شده در تاریخ مهر ۹م, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۳۷

  4. hamed می‌گوید،

    به نام حق
    اشتباه آقای طیب خیلی واضح است. سئوال ما این است که این ذکر از سوی کدامیک از ۱۴ معصوم (علیهم السلام) رسیده است؟
    مدافعان این ذکر تاکنون به این سئوال خیلی ساده پاسخ نداده اند.
    ما شیعیان هیچ چیز را از غیرمعصومین (علیهم السلام) قبول نمی کنیم.
    حتی اگر جناب سلمان فارسی (سلام الله علیه) هم مطلبی را بیان کرده باشند و سند آنرا به معصومین (علیهم السلام) نرسانده باشند؛ آن مطلب مورد توجه ما قرارنمی گیرد.
    این مسئله خیلی شفاف و واضح است. نمی دانم چرا برخی از دوستان نمی خواهند قبول کنند.

    ارسال شده در تاریخ مهر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۰۵

  5. سیدجواد می‌گوید،

    سلام
    ۱٫دوست محترم من و شما در دین محلی از اعراب نداریم . اساسا هیچ کس در مقابل دین مبین اسلام ارزش مستقل و ذاتی ای ندارد.
    ۲٫ در خصوص این ذکر باید بگویم که حضرات آیات قاضی حسینی طهرانی حسن زاده وعلمای برجسته دیگر این ذکر را به نقل از اساتید خود و نهایتا ماثور از اهل بیت ذکر فرموده اند .
    ۲٫کسی جنابعالی را مجبور به انجام این ذکر نکرده لا اکرا فی الدین
    ۴٫ مدافعین این ذکر بارها منبع ذکر را گفته اند امام ظاهرا تعصبات جاهلانه مانع شنیدن حقیقت شده است.
    ۵٫اگر سلمان سلام الله علیه کوچکترین مطلبی را بگوید انفاقا کاملا مورد توجه است چرا که سلمان منا اهل البیت. راستی در کدام حدیث آمده اگر سلمان هم حرف پرمغزی گفت آن را رد کنید. لطفا منبع آن را ذکر فرمایید
    ۶٫ عزیزم با حرف های گنده و کلفت خودت را از معارف بلند محروم نکن.
    ۷٫ حرف آقای مکارم در صورت صلاحیت ورو دشان در مساله اختصاصی و فنی عرفان تنها برای مقلدینش حجت است.
    من مقلد امام خامنه ای هستم. آقا نهی کنند چشم.

    ارسال شده در تاریخ مهر ۱۸م, ۱۳۹۰ در ساعت ۰۹:۰۸

  6. حق گو می‌گوید،

    مطلب زیر پاسخ دیگری است بر اظهارت فردی که به ذکر آقای طیب ایراد گرفته است و دانسته یا نادانسته در ظلم به این استاد فرهیخته شریک شده است.

    ۱- در باب توقیفیت اسماء الهی بین نظریه پردازان شیعی همواره اختلاف نظر جدی ای بوده. کسانی که قائل به توقیفیت اسماء الهی هستند معتقدند خدا را تنها با نامهایی که خودش خود را با آنها شناسانده می توان خطاب کرد. و برای کشف آن نام ها تنها از احادیث صحیح السند می توان بهره برد. و حتی اطلاق لفظ واجب الوجود بر خدا را چون در قرآن و روایات نیامده حرام می دانند. اما برخی دیگر (که بیشتر اهل معقولند) قائلند خدا را با هر نامی که دلالت بر صفت کمالیه ای بر خدا کند می تواند خواند.

    ۲- در میان کتب ادعیه آثار سید ابن طاووس و کفعمی در جایگاهی قرار دارند که هیچ کدام از علمای شیعه با هر ذوق و سلیقه ای که بودند به خود اجازه تخفیف و تردید در آن ندادند. جایگاه آنها نزد عموم علما آن چنان رفیع است که ابدا از آنها سند طلب نمی کنند به قولی آنها خودشان سند هستند.

    ۳- در میان آثار این دو بزرگوار بسیار به چشم می خورد که دعا یا زیارتنامه ای را شخصا تالیف و تصنیف کرده اند و حتی در مواردی صریحا به این کار اعتراف کرده اند در مواردی هم با قدری دقت و تحقیق مشخص می شود.

    نتیجه: اگر چه ادعیه و زیارتنامه های ماثور (وارد شده از جانب ائمه ی معصومین) هرگز با عبارات تالیفی بزرگان قابل قیاس نیست، اما این موجب نشده که ارج و قرب سید ابن طاووس و کفعمی ذره ای کاسته شود و به آثارشان به دیده ی تحقیر نگریسته شود و در منابر و مناره ها در تکفیر و تفسیقشان داد و سخن سر داده شود.

    ۴- در علوم حدیث و رجال بحثی است که بسیاری از بزرگان هم با آن معتقدند:
    در مواردی که راوی روایتی را “نقل” می کند (نه اینکه مانند سید و کفعمی تالیف و تدوین کند) و مشخص نباشد که آیا این روایت از معصوم نقل می شود یا غیر معصوم، اگر راوی جژء شناخته شدگان و شاگردان و شیفتگان ائمه باشد مبنا را بر این قرار می دهند که شان راوی بالاتر از آن است که از غیر معصوم روایتی را نقل کند. و روایت را از او می پذیرند.

    نتیجه: همانگونه که می دانیم ذکر مذکور را علامه حسن زاده به نقل از مشایخشان روایت کرده اند، اگر چه تصریح نکرده اند که سلسله مشایخشان به کدام معصوم منتهی می شود. اما در اینجا به سادگی می توان قاعده ای فوق را جاری ساخت و این ذکر را جزء اذکار وارد شده و مورد قبول ائمه علیهم السلام تلقی نمود.

    ۵ – در برخی از آثار سید ابن طاووس روایاتی به چشم می خورد که سید خودش شخصا از ناحیه ی امام زمان دریافت نموده، این روایات دست به دست و سینه به سینه در کتب و مجالس مذهبی با کمال اعتبار و احترام نقل می شود.
    بنا بر این در میان محدثین و غیر محدثین این مطلب جای خودش را دارد که از بزرگانی مثل سید ابن طاووس که صد ها سال پس از شروع غیبت کبری می زیست روایاتی را که به طور مستقیم از ناحیه ی مقدسه بیرون آمده بپذیرند.

    نتیجه: حتی اگر مشایخ علامه حسن زاده ذکر یاد شده را از ناحیه ی مقدسه ی امام زمان دریافت کرده باشند جای تکفیر و تفسیق ندارد نهایت اینست که کسی که مکتب و شیوه ی علمی و عملی آین بزرگان را قبول ندارد بگوید این ذکر از نظر ما فاقد اعتبار است. درست مانند تمام اختلافات موردی و جزئی که در قبول یا رد روایات بین علما مطرح است.

    ۶- صرف اینکه در روایتی کلمه ای باشد که در المنجد یا سایر لغت نامه های عربی نباشد دلیل بر این نمی شود که روایت را انکار کنیم. چه اینکه هیچکدام از لغت نامه های عربی ماثور نیستند و از جانب ائمه تالیف نشده اند که برای ماحجت قاطع و فصل الخطاب باشند. بلکه صرفا تنیجه تحقیق شخص یا اشخاصی بوده اند.

    ۷- بسیاری از علماء که جامع منقول و معقولند مانند آیه الله جوادی آملی و ملا محسن فیض کاشانی و شیخ بهایی قائلند که علوم لغت و ادبیات را باید بر اساس فرمایشات ائمه ی معصومین غنی و بازنویسی کنیم چه که آنها از طلایه داران بلاغت و فصاحت بوده اند.
    و در جای دیگر فرموده اند با مقدماتی که از ائمه نرسیده نمی توان به تحلیل و بررسی روایات و نظرات ائمه پرداخت.
    و حتما به نیکی می دانید قریب به اتفاق کتب صرف و نحو و ادبیات تالیف مولفین اهل سنت هستند.

    نتیجه: صرف اینکه الفاظ طیهور و طیهار (که مشتقاتی از ریشه ی ط ه ر هستند) در کتب لغت یافت نشدند دلیل بر صادر نشدن این کلمات از ائمه و یهودی بودن و فاسق بودن گویندگان این ذکر نیست.

    ۸- در بین اهل فن رایج است که ذکر یا دعایی را که به لحاظ لفظ و محتوا وزین و عمیق است اگر چه هیچ سند معتبر و قابل اعتنایی نداشته باشد به قصد رجا و امید قبولی می توان خواند.
    این مسئله بر اساس دو اصل از علوم استنباطی شیعه است یکی اعتبار احادیث موثوق الصدور و دیگری تسامح در ادله ی سنن.

    نتیجه: حتی اگر هیچ کدام از موارد هفت گانه ی فوق وجود نداشت باز هم به دلیل اینکه وزن فیعول و فیعال از اوزان مستعمل و دارای معنای خاص خود هستند دو کلمه ی طیهور و طیهار لفظ مهمل و مستهجن نمی باشند بلکه دارای معنای عمیقی هستند که بسط و توضیحش از حوصله خارج است.
    لذا می توان به امید قبولی در درگاه الهی این الفاظ را به کار برد.

    ۹- در طول حیات علمی شیعیان همیشه جدالی بین اخباری و اصولی یا فلاسفه و فقها یا فلاسفه و عرفا یا فقها و عرفا و… بوده است که حداقل نتیجه ی آن تکفیر و تفسیق بوده و گاه تا سر حد قتل و رجم و ضرب و جرح پیش می رفته.
    در این میان بسیاری از معارف و روایات بوده اند که مورد توجه عرفا و فلاسفه بوده اند اما توسط اهل ظاهر و فقها بی اعتبار شمرده می شدند. که تنها ملاک قبول یا رد آنها سلیقه و ذوقشان بوده.
    مثلا برخی از فقهای حاضر در جوشن کبیر و زیارت جامعه کبیره تشکیک کرده اند چرا که از نظر آنها حاوی مطلبی است که مناسب ذائقه ی عرفاست!
    همین طور است بسیاری دیگر از روایات اصول کافی و وسائل الشیعه و …

    نتیجه: در این میان حال آیت الله العظمی مکارم شیرازی بر همگان مشخص است. چه که ایشان در رساله ی عملیه شان قائلین به وحدت وجود را جزء اعیان نجسه (در ردیف بول و غائط و…) شمرده اند.
    و در سایر آثارشان جدال با آراء فلاسفه و عرفا بسیار به چشم می خورد.
    بنا بر این هرگز نمی توان یک شخص را حتی اگر عالم و متقی هم باشد و حتی اگر مرجع تقلید بسیاری از شیعیان باشد سخنگو و زبان گویای اسلام و تشیع دانست چرا که کسی غیر از ائمه معصومین از ذوق و سلیقه ی شخصی منزه و به دور نیست.

    ارسال شده در تاریخ مهر ۱۸م, ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۴۵

  7. حمزه می‌گوید،

    با سلام
    این مطلب شما به درد کسانی می‌خورد که با جناب طیب آشنایی قبلی دارند و کسانی مثل من که به هر دلیل ایشان را نمی‌شناسند، نمی‌توانند از این‌گونه مطالب استفاده کنند. بهتر بود پیش از اینکه به ارتباط ایشان با انجمن حجتیه و مواردی از این قبیل بپردازید، در چند سطر و به طور مختصر ایشان را معرفی می‌کردید.
    با تشکر

    ارسال شده در تاریخ دی ۵م, ۱۳۹۰ در ساعت ۲۲:۴۶

  8. مجید شکریان می‌گوید،

    سلام من دو سالی است از طریق سی دی صوتی با استاد طیب مانوس شده ام.
    ایشان نعمتی هستند بر اهل خودشان و میفرمایند مربی هر فرد متفاوت است
    و خدا جلو رویش قرار میدهد

    ارسال شده در تاریخ اردیبهشت ۴م, ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۰۶

  9. زاهد می‌گوید،

    توضیح خوبی دادید.

    ارسال شده در تاریخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۱ در ساعت ۰۱:۳۰

  10. هوادار کوی او می‌گوید،

    بسم الله الرحمن الرحیم
    فقط میتونم بگم خدا حفظشون کنه که زندگی من رو متحول کردن
    و یک انسان واقعی که در طول عمری که خدا عنایت کرد، مانندش را تا به امروز ندیدم
    ومن الله توفیق…

    ارسال شده در تاریخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۱ در ساعت ۱۷:۵۷

  11. سلیمان می‌گوید،

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با اینکه بنده خیلی دیر به کامپیوتر و اینترنت دسترسی پیدا کردم ولی نظر خودم را می گویم.

    بنده نیز دانشجوی استاد و عارف بزرگ و به حق دکتر طیب در سالهایی ۷۶ تا ۸۰ بوده ام ،ایشان در تدریس و

    فرمایشاتشان و حتی رفتارشان ذره ای از دین ناب و اصیل اسلام فاصله نمی گرفتند و با کسانیکه در دلشان حتی

    یک کم نور ایمان وجود داشت بدون حرف زدن با ایشان رابطه قلبی بسیار قوی داشت که باعث هدایت انان می

    شد،اما متاسفانه همیشه نادانان و بی ایمانهایی بودن که باعث آزار و اذیت استاد بزرگ می شدند

    ارسال شده در تاریخ تیر ۸م, ۱۳۹۲ در ساعت ۰۰:۰۵

نظر شما

ویدئو‌ی امروز

محبوب‌ترین‌ها

وارد شوید