پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۳

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’عرفان حلقه (کیهانی)‘

مربی سابق فرقه عرفان کیهانی توبه کرد+مستندات

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۴ - مرداد - ۱۳۹۰
اعتراف و تبری یک عضو فرقه انحرافی «حلقه» + دست خطوی در این مطلب آورده است: اینجانب در کلاس ها و جلسات فرقه ضد عرفانی حلقه یا همان شبکه ضد دینی شعور کیهانی به سرکردگی محمدعلی طاهری، حضور داشته ام و از نزدیک شاهد انحرافات آنها بوده ام. این فرقه ضد شریعت و ائمه اطهار (ع) و روحانیت است…

در پی پخش اعترافات تلویزیونی سرکرده فرقه انحرافی موسوم به «حلقه» و عده ای از دست اندرکاران این فرقه تعداد زیادی از عناصر غیر معاند این فرقه که در دام آن گرفتار شده بودند با اطلاع از چهره واقعی دست اندرکاران این شبکه شیطانی، از آن ابراز ندامت نمودند.

به گزارش «تابناک»، در همین خصوص «ر.ع» که یکی از جذب شدگان و آموزش دیدگان در این دوره ها بوده با ارسال مدارک آموزشی خود و همچنین نامه ای دست نویس از این شبکه تبری جسته است:

متن نامه وی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بدین وسیله از زحمات و روشنگری های شما به خصوص جناب … تشکر می نمایم و اجرکم عندالله تعالی.

اینجانب در کلاس ها و جلسات فرقه ضد عرفانی حلقه یا همان شبکه ضد دینی شعور کیهانی به سرکردگی محمدعلی طاهری، حضور داشته ام و از نزدیک شاهد انحرافات آنها بوده ام. این فرقه ضد شریعت و ائمه اطهار (ع) و روحانیت است.

به نظر می رسد یکی از دلایل پیوستن برخی از مردم به این فرقه های ضد عرفانی و ضد دینی کم اطلاعی آنها از معارف اصیل دینی است، به همین علت زود فریب سخنان و ادعاهای به ظاهر عرفانی دغل بازان دنیا طلب را می خورند.

در پایان مجددا از زحمات و تلاش های شما تشکر به عمل می آورم و امیدوارم در پناه خداوند متعال پیروز باشید.

گفتنی است نام افراد و مدارک مستند حضور آنان در این فرقه انحرافی در «تابناک» محفوظ است و علت عدم درج نام کامل به علت جلوگیری از آسیب هایی است که توسط عناصر دیگر این فرقه ممکن است به این دوستان وارد شود. / عرفان۹۰

ناسازگاری‌های عرفان حلقه با قرآن

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۹ - مرداد - ۱۳۹۰

در عرفان حلقه، تعدادی از آیات قرآن به‌کار رفته و از نظر معنایی سرنوشت دردناکی پیدا کرده‌اند، آیاتی که از معنای اصلی تهی  ده  و به بهانه‌ی  شهود و درک عملی، معانی دیگری بر آن‌ها تحمیل شده است. عرفان حلقه‌ی کیهانی در آموزه‌های خود مقابل قرآن کریم می‌ایستد و نمونه‌های بسیار این موضوع در کتاب‌های «عرفان کیهانی و انسان از منظری دیگر» به چشم می‌خورد که در این باره به بحث عدم شناخت خداوند، می‌توان اشاره کرد. دراصل ۵۹ اساس‌نامه‌ی عرفان کیهانی آمده است:    «انسان نمی‌تواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ طریقی قادر به فهم او نیست و در حقیقت خدا عاشق انسان می‌شود و انسان معشوق می‌باشد و مشمول عشق الهی و انسان می‌تواند فقط عاشق تجلیات الاهی، یعنی مظاهر جهان هستی، شود و پس از این مرحله است که مشمول عشق الاهی می‌گردد.[۱]

و عدم شناخت خداوند، به صراحت با قرآن و کلام ائمه‌ی طاهرین (صلوات الله علیهم اجمعین) مخالف است. از یک طرف قرآن کریم دستور به تدبر و تأمل در آیات خود را می‌دهد به گونه‌ای که در ۴۷ مورد دستور تعقل، ۱۸ مورد دستور تفکر و ۴ مورد دستور تدبر داده است و از طرفی دیگر متکفل بیان اوصاف و اسمای الهی است، برای نمونه؛ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لاإِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّایُشْرِکُونَهُ وَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.[۲] «او خدایى است که معبودى جز او نیست، از پنهان و آشکار آگاه‌ است و او رحمان و رحیم است. او خدایى است که معبودى جز او نیست، حاکم و مالک اصلى او است، از هر عیب منزه است، به کسى ستم نمى‏کند، به مؤمنان امنیت مى‏بخشد و مراقب همه چیز است، او قدرتمندى است شکست‌ناپذیر که با اراده‌ی نافذ خود هر امرى را اصلاح مى‏کند، او شایسته‌ی بزرگى است. خداوند منزه است از آن‌چه شریک براى او قرار مى‏دهند.» ضمن آن که عقل نیز این صفات را برای خداوند اثبات می‌کند، به عنوان مثال ادله‌ی عقلی اثبات اقسام توحید ـ از آن رو که به اثبات دسته‌ای از صفات سلبی یا ثبوتی خداوند باز می‌گردد ـ ، نمونه‌ای از به کار بستن روش عقلی برای اثبات اوصاف الهی است. خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد»

از همین روش برای اثبات تفصیلی قسمتی از اوصاف ثبوتی و سلبی خداوند، استفاده می‌کند.[۳]

امیرمؤمنان (صلوات‌الله‌علیه) درنهج‌البلاغه نیز می‌فرماید: «لَمْ  یُطْلِعِ العُقُولَ عَلَى تَحْدِیدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ یَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ معْرِفَتِه‏». عقول و خردها را بر کنه صفاتش آگاه نساخت و (با این حال) آن‌ها را از  مقدار لازم معرفت و شناخت باز نداشته است.[۴]یعنی درست است که عقول توانایی تحدید صفات الهی را ندارند، اما این‌طور هم نیست که اصلاً به واسطه‌ی عقلش شناخته نشوند. نویسنده در همان اصل ۵۹ می‌گوید:«انسان نمی‌تواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ طریقی قادر به فهم او نیست و در حقیقت خدا عاشق انسان می‌شود و انسان معشوق می‌باشد و مشمول عشق الهی.[۵]»

عشق به معنای محبت شدید است. چگونه نمی‌توان عاشق خدا شد. این مطلب با آیا ت قرآن سازگاری ندارد. «یَاأیُّهَا الذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُب ِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ…».[۶]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید هر کس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانى نمى‌رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می‌آورد، که آن‌ها را دوست دارد و آن‌ها (نیز) او را دوست دارند….» آیه صریح‌تر می‌فرماید:   «..وَالذِینَ آمَنُوا أشَدُّ حُبًّا لِلهِ…».[۷]

آن‌ها که ایمان دارند، عشق‌شان به خدا (از مشرکان نسبت به معبودهاشان) شدیدتر است. فهم نادرست و درست استفاده نکردن از آیات قرآن در عرفان حلقه، تعدادی از آیات قرآن به‌کار رفته و از نظر معنایی سرنوشت دردناکی پیدا کرده‌اند. آیاتی که از معنای اصلی تهی شده و به بهانه‌ی شهود و درک عملی، معانی دیگری بر آن‌ها تحمیل شده است. برای نمونه به دو آیه از متن اساس‌نامه، به قلم «طاهری» و «پیرزاده» و دو آیه از شرح «منصوری لاریجانی» اشاره می‌کنیم. طاهری، می‌نویسد: «دو نوع کلی اتصال به شبکه‌ی شعور کیهانی وجود دارد: الف) راه‌های فردی (ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکمْ): راه فردی راهی است که هیچ‌گونه تعریفی نداشته و در آن، شخص به واسطه‌ی اشتیاق بیش از حد خود، به شبکه‌ی شعور کیهانی اتصال پیدا نموده باشد. برای این‌گونه اتصال، وجود اشتیاق زایدالوصفی نیاز است. ب) راه جمعی (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا): راه جمعی راهی است که در آن فرد در حلقه‌ی وحدت قرار می‌گیرد. این حلقه، مطابق شکل، ۳ عضو دارد: شعور کیهان، فرد متصل کننده و فرد متصل شونده. با تشکیل حلقه، بلافاصله فیض الهی در آن به جریان افتاده، انجام کارهای مورد نظر در چارچوب این عرفان با تشکیل حلقه‌های مختلف تحقق می‌پذیرد. برای وارد شدن به این حلقه‌ها، وجود ۳ عضو ـ شبکه‌ی شعور کیهانی، فرد متصل کننده و فرد متصل شونده ـ کافی است. در این صورت عضو چهارم الله خواهد بود.» (عرفان کیهانی.ص۸۲و۸۳) آیه‌ای که طاهری راه ارتباط فردی را از آن استناد می‌کند، به طور کامل این است: «وَ قالَ رَبُّکمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذینَ یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»، «و پروردگارتان گفت مرا بخوانید و از من بخواهید تا پاسخ شما را بدهم قطعاً کسانی که از عبادت من استکبار می‌ورزند به زودی به دوزخ وارد خواهند شد.» (غافر/۶۰‌‍)  چگونه از این آیه راه فردی فهمیده می‌شود. گذشته از این که خطاب خداوند به جمع است، آیا اشکالی دارد که گروهی با هم جمع شوند و یک دل و یک صدا دعا کنند؟ اشتیاق زایدالوصف از کجای آیه بر می‌آید؟ با توجه به این‌که در این آیه‌ی شریفه دعا کردن در برابر استکبار ورزیدن قرار گرفته، معلوم می‌شود که همین دعاهای معمولی که بندگان معمولی خدا انجام می‌دهند و در برابر خداوند خود را نیازمند و ضعیف می‌دانند، منظور است. بریده بریده کردن آیات، زمینه‌ساز به‌هم‌ریختگی معنایی و در نتیجه تحریف معنوی آیات قرآن کریم است که از این راه چیزی به غیر از تفسیر به رأی و تحمیل پیش فرض‌ها بر کلام خداوند حاصل نمی‌شود.  آیه‌ای که برای مستند کردن ارتباط جمعی و حلقوی به قرآن استفاده شده نیز سرنوشت تحریف‌آمیز آیه‌ی پیش را پیدا کرده است. «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌‍ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوا بورزید آن‌طور که شایسته‌ی تقوای الاهی است و از دینا نروید مگر این‌که مسلمان باشید و همگی به ریسمان خدا بگیرید و متفرق نشوید. (آل عمران/۱۰۲و۱۰۳) دعوت خداوند به اعتصام و گرفتن ریسمان الاهی، اول؛ که به اهل ایمان اعلام شده و دوم؛ پیش از آن به تقوا آن هم تقوایی شایسته‌ی خداوند امر فرموده است. در حالی که این دو رکن در پیوستن به حلقه‌های عرفان حلقه هیچ معنا و کارکردی نداشته و زاید تصور می‌شود. پس بدون شک اگر دست گرفتن به حبل الله حلقه‌ای را شکل دهد این حلقه‌ی اهل ایمان و تقواست که با عرفان حلقه بسیار بسیار متفاوت است. این حلقه‌ای است که اهل الله گرداگرد حبل الله شکل می‌دهند، اما حلقه‌های عرفان حلقه … اگر شعور کیهانی حبل الله باشد، با حضور متصل کننده و متصل شونده در واقع ما دو نفر داریم و این‌جا جمع تشکیل نشده و تثنیه اتفاق می‌افتد. از همه جالب‌تر این‌که خداوند هم جز دست گیران حبل الله معرفی شده و از اعضای حلقه به شمار می‌آید، در حالی که او فراتر از کثرتی است که به شمار آید و در کنار ما جمع شمرده شود. « وَ اللّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحیطٌ‌‍» (بروج.۲۰ ) آیاتی که می‌فرماید: «اگر ۳ نفر با هم نجوا کنند، خداوند چهارمین است.» (مجادله.۷) از باب شمارش نیست، بلکه این آیه از متشابهات قرآن است و باید با محکمات فهمیده شود و منظور از آن این است که «أَ لَمْ‌تر أَنَّ اللّهَ یعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ»، «آیا نمی‌بینید که خداوند همه چیز را در آسمان‌ها و زمین می‌داند.» (مجادله.۷) «أَ لَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یری»، «آیا نمی‌دانید که خداوند شما را می‌بیند.» (علق.۱۴)

به هر روی نمی‌توان با استناد به یک آیه‌ی متشابه، تحریفات معنوی آیه‌ای مثل «واعتصموا بحبل الله» را توجیه کرد. گذشته از متن اساس‌نامه به قلم طاهری که چندان با علوم قرآنی آشنا نیست، استفاده‌های منصوری لاریجانی در شرح اساس‌نامه نیز بسیار سؤال برانگیز است. به عنوان مثال ایشان در شرح اصلی که اتصالات و حفاظ‌های حلقه‌های شعور کیهانی و تفویض آن‌ها از سوی مرکزیت را بیان می‌کند، نوشته‌اند: «شرط ورود همه به این حلقه، تسلیم است.» «یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ‌‍ ‌‍*إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» (شعراء.۸۸و۸۹ )

«روزی که مال و فرزند سود نبخشند؛ مگر آن کسی که با دل پاک و تسلیم شده به درگاه خدا آید.» (عرفان کیهانی.ص۸۰و۸۱ ) تسلیم بدون ایمان و پاکی در عرفان حلقه و گرفتن تفویض از مرکزیت عرفان حلقه در دوره‌های آموزشی با روز قیامت که تنها با قلب سلیم می‌توان به پیشگاه خداوند رسید، تطبیق داده شده است! در مورد دیگری منصوری لاریجانی نظر طاهری را در مورد زیربنایی بودن شعور کیهانی و روبنا و بی‌اهمیت بودن ایمان و اعتقادات، با آیه‌ای شرح داده که اساساً در ارتباط با ایمان، اعتقاد به خداوند و یگانگی اوست: «قُلْ یا أَهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إِلی‏ کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِک بِهِ شَیئًا وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضًا أَرْبابًا مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران.۶۴‌‍) بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی کلمه‌ی حقی که میان من و شما یکسان است. (و آن این‌که) به جز خدای یکتا هیچ‌کس را نپرستیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم و برخی را به جای خدا به ربوبیت تعظیم نکنیم. پس اگر آن‌ها از حق روی گردانند، بگویید «شما گواه باشید که تسلیم فرمان خداوندیم.» (عرفان کیهانی.ص۷۲ )

اول؛ این‌که خطاب آیه به اهل کتاب است که اهل ایمان هستند، در حالی‌که عرفان کیهانی خود را بیرون از دین و بی‌قید نسبت به ایمان و اعتقادات مطرح می‌کند. دیگر این‌که کلمه‌ای که پیامبر مأمور است اهل کتاب را به سوی آن فرا بخواند، توحید و پرهیز از شرک است، نه شعور کیهانی که در عرفان حلقه کوشش می‌شود به جای خداوند منشأ اثر در عالم معرفی شود. رهبران فرقه‌ی حلقه در پاسخ به اشکالاتی که در سو استفاده از آیات قرآنی به آن‌ها وارد شده، گفته‌اند، «تحقق عملی آیه در درک حلقه‌های رحمت عام شبکه‌ی هوشمند الاهی نیاز به تفسیر به رأی را بر طرف نموده و هزاران نفر کشف رمز و انطباق این آیه‌ی شریفه را در حلقه‌ی وحدت با پژوهش خود و برخورداری از فیوضات مرتبط شهادت داده‌اند.» (نتیجه امواج تهاجم.ص۴۹ ) یعنی هر کس که فیوضات به او تفویض شود و به درک حلقه‌های شبکه‌ی هوشمندی کیهانی نایل گردد، هرچه بخواهد می‌تواند به آیات قرآن نسبت دهد و اگرچه با ظاهر آیات ناسازگار باشد، درست است و تفسیر به رأی نیست. سؤال اساسی که در این‌جا مطرح می‌گردد این است که دقیقاً روش فهم و تفسیر کلام خداوند از دیدگاه عرفان حلقه چیست؟ آیا هر کسی تجارب ذهنی خود را بدون ملاحظه‌ی مفاد و معنی آیات الهی می‌تواند به کلام الله نسبت دهد؟

منابع:

[۱]. مهندس محمدعلی طاهری، عرفان کیهانی(حلقه)،ص ۱۲۴٫

[۲].حشر،۲۲ و ۲۳٫

[۳].علامه‌ی حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، انتشارات مصطفوی، صص ۳۱۴-۳۲۶٫

[۴].سید رضی، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، مؤسسه‌ی دارالهجره، قم، خطبه‌ی ۴۹، ص ۸۸٫

[۵]. عرفان کیهانی(حلقه)، ص ۱۲۴٫

[۶]. جمیل صلیبا، المعجم الفلسفى، ج‏۲، ص ۷۴٫ محى الدین ابن عربى‏، الفتوحات (۴ جلدی)، جلد۲، ص ۳۲۳ : هو إفراط المحبة و کنى عنه فی القرآن بشدة الحبه یقوله «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أشَدُّ حُبًّا لِلَّه». عشق یعنی زیادگی محبت و در قرآن با تعبیر شدت محبت از آن یاد شده است در ‌آیه: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏. [۷].بقره ۱۶۵

اتصال به شعور کیهانی

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۹ - مرداد - ۱۳۹۰

اگر شبکه‌ی شعور کیهانی را به تعبیر عرفان حلقه رحمت عام خدا، یا شعور الاهی بدانیم مشتمل بر جنبه‌های منفی و مثبت پنداشتن آن خطایی فاحش و سقوطی سخت در راه خداشناسی است؛ اساساً رحمت منفی یا شعور منفی در عالم وجود ندارد، به‌خصوص آن‌گاه که به خداوند نسبت داده می‌شود. اساسی‌ترین موضوع در عرفان حلقه، اتصال به حلقه‌های شبکه‌ی شعور کیهانی است. بزرگ‌ترین ارمغانی که عرفان حلقه به پیروان خود می‌بخشد و مدعی است که با این ارمغان پیروانش را در مسیر عرفان عملی قرار می‌دهد و پیش می‌برد، همین اتصالات است. اما شعور کیهانی چیست؟ اتصال به آن چه معنایی دارد؟ و چگونه این اتصال افراد را در مسیر عرفان عملی قرار می‌دهد؟ این پرسش‌های اساسی برای تمامی  کسانی که فرصت تأمل روی گفته و نوشته‌های عرفان حلقه را به خودشان می‌دهند، پیش می‌آید. در این مقاله‌ی کوتاه به بررسی این پرسش‌ها، پاسخ‌ها و ادعاهایی که از منابع عرفان حلقه برای آن‌ها به دست می‌آید، می‌پردازیم.
شعور کیهانی
از دیدگاه عرفان حلقه، شعور کیهانی هوشمندی نهفته در جهان مادی است. به این معنا که اگر از منظر فیزیک کوآنتوم جهان مادی به واقع انرژی است، از منظر عرفان حلقه جهان مادی از شعور آفریده شده و حقیقتاً شعور است. «جهان هستی مادی از شعور آفریده شده و تمامی اجزا و ذرات آن شعور هستند.» (انسان از منظری دیگر.ص۶۹) با این وصف شعور کیهانی حقیقتی متعالی نیست، بلکه جوهره‌ی اصلی این جهان است که تمامی جهان مادی از آن درست شده است. شعور کیهانی در حقیقت میلی درونی است که هر ذره را به رقص و حرکت وادار می‌کند؛ (انسان از منظری دیگر.ص۵۹) و حقیقتی را که به صورت ماده به نظر ما می‌رسد، پویا می‌سازد. جهان مادی اگر چه به واقع همان‌طور که می‌بینیم به نظر ما می‌رسد، اما درحقیقت شعور است و از ذرات و اجزای شعوری تشکیل شده است و عرفان حلقه می‌کوشد تا مردم را به این شعور متصل کند. از نظر حلقه این شعور همان رحمت عام خداست که تمامی موجودات را فراگرفته و اتصال با آن، راه خداشناسی است. (انسان‌از منظری دیگر ص ۱۵تا۱۸) با این وصف در اساس‌نامه‌ی عرفان حلقه آمده است که شعور کیهانی یا هوشمندی الاهی شامل دو شبکه‌ی منفی و مثبت است. (عرفان کیهانی (حلقه).ص۹۳) اگر شبکه‌ی شعور کیهانی را به تعبیر عرفان حلقه رحمت عام خدا بدانیم یا شعور الاهی بدانیم مشتمل بر جنبه‌های منفی و مثبت پنداشتن آن خطایی فاحش و سقوطی سخت در راه خداشناسی است. اساساً رحمت منفی یا شعور منفی در عالم وجود ندارد، به‌خصوص آن‌گاه که به خداوند نسبت داده می‌شود. قهر خداوند منفی نیست بلکه عملکرد بنده، منفی است که او را سزاوار قهر الاهی می‌سازد. قهر خداوند کاملاً مثبت است و از حکمت، قدرت و عدالت او جاری می‌شود. کسانی که از رحمت خداوند برخوردار می‌گردند منفی یا مثبت عمل می‌کنند. فرصتی که خداوند به شیطان داد، منفی نیست بلکه او و عملش با تباه کردن این فرصت منفی می‌شوند و در شقاوت خود بیش‌تر و بیش‌تر فرو می‌روند. شعور منفی وجود ندارد، از دیدگاه قرآن کریم موجودات عالم یا با شعوراند و یا بی‌شعور. البته کسانی که در شمار از گروه اول نیستند، ممکن است شعور
الاهی را منفی تصور کنند و متوجه نشوند که مشکل در خودشان است. زیرا به طور معمول حبّ ذات باعث می‌شود که انسان نقایص خود را نبیند و متوجه اشکالات خود نشود. اما برهان‌های قاطع و نشانه‌های روشن تأیید می‌کند که هوشمندی الاهی سراسر مثبت است و رحمت عام و خاص او سراسر خیر و روشنایی است، اما کسانی هستند که از شعور الاهی کناره می‌گیرند و از رحمت او به درستی بهره نمی‌برند، در شبکه‌ی منفی قرار می‌گیرند. اگر شبکه‌ی شعور کیهانی را به تعبیر عرفان حلقه رحمت عام خدا بدانیم یا شعور الاهی بدانیم مشتمل بر جنبه‌های منفی و مثبت پنداشتن آن خطایی فاحش و سقوطی سخت در راه خداشناسی است. اساساً رحمت منفی یا شعور منفی در عالم وجود ندارد، به‌خصوص آن‌گاه که به خداوند نسبت داده می‌شود. خداشناسی، چگونه؟ پرسش دیگر این است که عرفان حلقه در جست‌وجوی خداشناسی و ارتباط با خداست و یا به شعور کیهانی سرگرم شده است؟ تبیینی که از خداشناسی و راه خداشناسی در عرن حلقه وجود دارد این است: «عرفان کیهانی (حلقه)، شعور الاهی را به طور نظری و عملی ثابت نموده، از این راه وجود صاحب این هوشمندی یعنی خداوند را به اثبات می‌رساند و در واقع این عرفان، منجر به خداشناسی عملی می‌گردد.» (عرفان کیهانی (حلقه).ص۷۱، نیز انسان از منظری دیگر.ص۹۴)
این تبیین از خداشناسی بسیار ناقص و در راه خداشناسی ناکام کننده است. بسیاری از مادی‌گرایان که منکر وجود خدا هستند، شعور کیهانی را می‌‌پذیرند و معتقدند که ماده خود، هوشمند است و اگر در عالم نظم و تدبیری دیده می‌شود، سرچشمه‌ای فراتر از همین عالم مادی ندارد. تئوری شعورمندی عالم در سده‌های اخیر از سوی کسانی بازتولید و مطرح شده که منبع هوشمندی فراتر از طبیعت را نفی می‌کنند و برای توجیه تدبیر و حکمتی که در جهان جاری است، به خود مختار بودن و شعورمندی ماده، معتقد شده‌اند. بنابراین کسی که خداوند را نشناخته باشد، با تبیین‌هایی که در عرفان حلقه وجود دارد در خدانشناسی خود ثابت قدم می‌شود، نه این‌که به خداشناسی برسد، هر چقدر هم که شعور کیهانی در عمل بیش‌تر اثر بگذارد، در افراد بی‌ایمان به خدا، ایمان به شعور هستی مادی بیش‌تر می‌شود، نه ایمان به الله تبارک و تعالی. استفاده از تعابیری مثل این‌که شعور کیهانی «یدالله» و «حبل‌الله» است، موجب معرفت خداوند، ایمان به او یا تقویت باور نمی‌شود. انسان می‌تواند با معرفت عقلانی و سپس برافروختن آتش عشق الاهی به سوی او برود. معرفت  عقلانی که منطق روشن، برهان محکم و توصیف درست از اسما و صفات الاهی را می‌خواهد. شناخت، مقدمه‌ی عشق است، کسی که با قلب پاک او را بشناسد، عشق به او را تجربه خواهد کرد و عشق الاهی وجودش را فرا خواهد گرفت. براهین خرد پسند و یا دست کم اقنای عقلی در مورد معرفت خداوند می‌تواند بسیاری از آشفتگی‌های ذهنی را در راه معرفت به سامان آورد، اما در عرفان حلقه از این ظرفیت استفاده نمی‌شود. زمینه‌سازی برای کشف و شهود و چشیدن عشق الاهی در هیچ یک از تعالیم عرفان عملی حلقه دیده نمی‌شود. تنها یک اتصال است که قرار است درهای معرفت را بگشاید و بدون عمل، عرفان عملی را به ارمغان آورد.
عرفان حلقه همه‌ی راه‌های معرفت و عشق الاهی را بسته است. نه با منطق و عقل عبودیت کاری دارد و نه از توصیف صفات الاهی چنان‌که در قرآن کریم و سایر کتاب‌های آسمانی آمده، بهره می برد. نسبت به دین‌داری و بی‌دینی، پرهیزکاری و خیانت‌کاری، پاکی و ناپاکی هم بی‌تفاوت است، (انسان از منظری دیگر. ص۱۵، عرفان کیهانی.ص۱۰۲) پس چگونه می تواند خداشناسی را محقق کند؟  بسیاری از مادی‌گرایان که منکر وجود خدا هستند، شعور کیهانی را می‌‌پذیرند و معتقدند که ماده خود، هوشمند است و اگر در عالم نظم و تدبیری دیده می‌شود، سرچشمه‌ای فراتر از همین عالم مادی ندارد.
خداشناسی فرعی بر شناخت و پیوند با شعور کیهانی تکیه گاه عرفان حلقه، شعور کیهانی است و خداوند طفیل بحث از شعور کیهانی مورد اشاره قرار می‌گیرد. «همه‌ی انسان‌ها می‌توانند در هوشمندی و شعور حاکم بر جهان هستی به توافق و اشتراک نظر رسیده، پس از آزمایش و اثبات آن، به صاحب این هوشمندی که خداوند می‌باشد، برسند.» (عرفان کیهانی.ص۵۸) در این مجموعه از اصول و آموزه‌ها، ناشناختنی پنداشتن خداوند به کمک جایگزینی شعور کیهانی و کنار گذاشتن، کم‌رنگ کردن معرفت خدا و عشق به او آمده است و به این ترتیب تمام تکیه‌ی این عرفان از خداوند به شعور کیهانی که شعور هستی مادی است، منتقل و محدود می‌شود. «انسان نمی‌تواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ طریقی قادر به فهم او نیست و در حقیقت خدا عاشق انسان می‌شود و انسان معشوق می‌باشد و مشمول عشق الهی و انسان می‌تواند فقط عاشق تجلیات الاهی، یعنی مظاهر جهان هستی
شود.» (عرفان کیهانی.ص۱۲۴) و «تجلیات الاهی = شعور کیهانی» (عرفان کیهانی.ص۶۳)  بنابراین انسان تنها می‌تواند هوشمندی هستی مادی را بشناسد و به آن عشق بورزد. این شالوده‌ی غیر الاهی که به لحاظ روشی بر روی یافتن قدرت درمانگری به عنوان راه خداشناسی تکیه می‌کند، در مقام هدف‌گذاری کاملاً از خداوند دور شده و این طور بیان می‌دارد که:
«درمانگری، به عنوان یک روش تجربی برای درک عرفانی موضوع کمال، در راه رسیدن به اهداف زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد: – شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی حاکم بر جهان هستی (شعور الهی) – رهایی از گرفتاری در خویشتن – خدمت به خلق و انجام عبادت عملی – شناختن گنج درون و توانایی‌های ماورایی – انسان‌شناسی (به عنوان بخشی از خودشناسی) – حرکت در جهت نزدیکی به دیگران و فراهم نمودن امکان وحدت.» (عرفان کیهانی.ص۱۰۶و۱۰۷) در این اصل از اساس‌نامه‌ی حلقه که به هدف‌گذاری مربوط می‌شود، محوریّت هوشمندی هستی مادی یا شعور کیهانی به صورت انحصار اهداف در گرایش به قدرت‌های ماورایی، استفاده‌ی عملی از قدرت هوشمندی کیهانی و نزدیکی انسان‌ها به هم بروز پیدا کرده است. نکته‌ی مهم و قابل توجه در این اهداف این است که هیچ نامی از خداوند برده نمی‌شود و قدرت شعور کیهانی نقش اصلی را در آن پیدا کرده است.
با این‌که این اهداف نوعی خود مداری و انسان محوری را به نمایش می‌گذارد، اما تحلیل این اهداف در بافت کلی اصول و آموزه‌های عرفان حلقه، محوریت شعور کیهانی را نشان می‌دهد. تکیه به شعور کیهانی به جای تکیه به خداوند، مبانی انسان شناسی حلقه را تحت تأثیر قرار داده است. از نظر آن‌ها انسان فراتر از وجود شخصی خود در بستر هستی مادی، شعور و انرژی کیهانی تعریف می‌شود. «فرا کل نگری، نگرشی است نسبت به انسان که در آن انسان به عظمت و وسعت جهان هستی دیده می‌شود. در این دیدگاه، انسان متشکل است از کالبدهای مختلف، مبدل‌های انرژی، کانال‌های انرژی، حوزه‌های انرژی، شعور سلولی، فرکانس ملکولی و… و بی‌نهایت اجزای متشکل ناشناخته‌ی دیگر» (عرفان کیهانی.ص۱۰۹)
در این تعریف جنبه‌های متعالی و روحانی انسان به عنوان ملاک خلیفه‌ی الاهی بر روی زمین، به هیچ وجه ملاحظه نشده و تنها بعد مادی او در قالب سلول، مولکول، کانال‌ها، فرکانس‌های انرژی و شعور سلولی مورد توجه قرار گرفته است.ر این مجموعه از اصول و آموزه‌ها، ناشناختنی پنداشتن خداوند به کمک جایگزینی شعور کیهانی و کنار گذاشتن، کم‌رنگ کردن معرفت خدا و عشق به او آمده است و به این ترتیب تمام تکیه‌ی این عرفان از خداوند به شعور کیهانی که شعور هستی مادی است، منتقل و محدود می‌شود. حذف باورها و تمامی مقدسات عرفان عملی حلقه، بر اتصال با شعور کیهانی بنا شده است و همان‌طور که گفته شد، این اتصال را موجب خداشناسی عملی معرفی می‌کنند. حالا نوبت به پاسخ این پرسش می‌رسد که این اتصال چیست و چگونه امکان‌پذیر است؟ در عرفان حلقه، اعتقاد بر این است که اتصال با شعور کیهانی هیچ شرط و خصوصیتی ندارد و همه می‌توانند به آن متصل شوند و پای در راه عرفان عملی گذارند، زیرا شعور کیهانی رحمت عام خداوند و در برگیرنده‌ی تمامی انسان‌هاست، با صرف نظر از خوبی و بدی، پاکی و ناپاکی، دین و مذهب و غیره . «نظر به این‌که شعور الاهی نیاز به هیچ مکملی ندارد، ‌لذا چیزی تحت هر نام و عنوان، قابل اضافه کردن به آن نبوده و این موضوع به راحتی قابل اثبات می‌باشد؛ چرا که با حذف عامل اضافه شده، مشاهده می‌شود که حلقه‌ی وحدت هم‌چنان عمل می‌نماید و این خود رسواکننده‌ی بدعت گذاران و متقلبان خواهد بود، که در دل این رابطه برای تشخیص حق از باطل وجود دارد. در این رابطه، هیچ‌گونه بدعتی پذیرفته نیست و فقط نشان دهنده‌ی میل فرد به خودنمایی و مطرح نمودن خود می‌باشد.» (عرفان کیهانی (حلقه).ص۱۰۳)
با این عقیده مبنی بر این‌که در پیوند با حلقه‌های شعور کیهانی در صورت حذف عوامل زاید اشکالی در کارکرد حلقه‌ها ایجاد نمی‌شود، در دوره‌های آموزشی عرفان حلقه موضوع توسل به معصومین و زیارت حرم‌های مقدس و دعاهای مربوط، مورد نفی و نکوهش قرار می‌گیرد. زیارت از نظر آن‌ها مکان‌پرستی وتوسل شخص‌پرستی، روح‌پرستی و مرده‌پرستی است؛ فرقه‌ی حلقه حتا تکریم قرآن کریم را کتاب‌پرستی می‌پندارد و از خواندن آن که شفا و رحمت است، بر بالین بیماران جلوگیری می‌کند. چنان‌که در اصل دیگری از اساس‌نامه‌ی آن‌ها، آمده است. (عرفان کیهانی (حلقه).ص۱۱۹و۱۲۰) اعضای این فرقه گاهی می‌گویند ما اگر از توسل به پیامبر و خاندانش یا قرآن نهی می‌کنیم برای این است که استفاده‌ی ابزاری از آن‌ها شایسته نیست. درحالی‌که با تأکید بر منزلت شعور کیهانی و نقش بی‌بدیل آن در واسطه‌گری میان انسان و خدا، شفا جستن از آن را ناشایست نمی‌دانند. پرسش این است که حذف قرآن و عترت از رابطه‌ی میان انسان با خدا برای تکریم آن‌هاست یا ایجاد تغییر در باورها و شکستن ارکان دین؟ به خصوص آن‌جا که آقای «طاهری» در پاسخ به پرسشی دراین باره می‌گویند: «ائمه‌ی اطهار مثل مال، زن و فرزند ممکن است در نظر ناظری تجلیات زیبای الاهی برای تسهیل در مسیر کمال باشند و می‌توانند هر یک برای وی به من دون الله تبدیل شوند.» (نتیجه امواج تهاجم.ص۴۹) آیا به‌راستی نقش و منزلت اهل بیت و رسول خدا همین است و آن‌ها هیچ کارکرد ویژه‌ای در هدایت انسان‌ها در جهت بسط تعالیم الاهی در فرهنگ بشری ندارند؟ با این عقیده مبنی بر این‌که در پیوند با حلقه‌های شعور کیهانی در صورت حذف عوامل زاید اشکالی در کارکرد حلقه‌ها ایجاد نمی‌شود، در دوره‌های آموزشی عرفان حلقه موضوع توسل به معصومین و زیارت حرم‌های مقدس و دعاهای مربوط، مورد نفی و نکوهش قرار می‌گیرد. عرفان و اتصالات حالا بر فرض صحت این حرف‌ها که پاکان و ناپاکان اگر بخواهند از رحمانیت برخوردار شوند، هیچ افزوده‌ای به شعور کیهانی و حلقه‌های رحمانی لازم نیست و هر چه به میان آید بدعت‌گذاری و تقلب است؛ در جایی از مانیفست عرفان حلقه، این طور می‌خوانیم:
«برای بهره‌برداری از عرفان عملی عرفان کیهانی (حلقه)، نیاز به ایجاد اتصال به حلقه‌های متعدد شبکه‌ی شعور کیهانی می‌باشد و این اتصالات،‌ اصل
لاینفک این شاخه‌ی عرفانی است. جهت تحقق بخشیدن به هر مبحث در عرفان عملی، نیاز به حلقه‌ی خاص و حفاظ‌های خاص آن حلقه می‌باشد. اتصال به دو دسته کاربران و مربیان ارایه می‌شود، که تفویضی بوده، در قبال مکتوب نمودن سوگند نامه‌های مربوط، به آنان تفویض می‌گردد. تفویض‌ها، توسط مرکزیت که کنترل و هدایت‌کننده‌ی جریان عرفان کیهانی (حلقه) می‌باشد، انجام می‌گیرد.» (عرفان کیهانی (حلقه).ص۸۰)
به این ترتیب مرکزیت عرفان حلقه تنها راه ارتباط با رحمت عام الاهی است! و مربیان عرفان حلقه که اتصال را از مرکز عرفان حلقه دریافت کرده‌اند می‌توانند آن را به دیگران انتقال دهند. یعنی اتصال به رحمت عام الاهی با وساطت فیض در سلسله مراتب عرفان حلقه امکان پذیر است! با این وصف، یک مربی عرفان حلقه اگرچه دروغ‌گو باشد و یا خود را به ناپاکی‌های دیگر بیالاید، چون اتصال به رحمت عام الاهی فراتر از این قیدهاست و او اتصال را از مرکزیت و سلسله مراتب عرفان حلقه دریافت کرده و اجازه‌ی تفویض را هم گرفته است، می‌تواند به هر کاری دست بزند.

نتیجه‌گیری
بنابراین رحمت عام الاهی با اجازه‌ی مرکزیت عرفان حلقه در دسترس بندگان خدا قرار می‌گیرد و در این بین نقش و تأثیر قرآن، پیامبران، اهل بیت، اخلاق، پاکی و ایمان به خداوند و عشق به او، مردود است و تنها مرکزیت عرفان حلقه و سلسله مراتب مربیان آن واسطه‌ی فیض شعور الاهی و اتصال به رحمت عام حق تعالی هستند. برای نقش واسطه‌ی فیض بودن مرکزیت و سلسله مراتب عرفان حلقه، توصیف‌های زیبایی بیان شده، از جمله این‌که «از آن‌چه را که روزی آسمانی دارند، مانند روزی زمینی خود،‌ به دیگران انفاق کنند «مما رزقناهم ینفقون» و از اتصال خود برای آن‌ها نیز ایجاد اتصال کنند.» (انسان از منظری دیگر.ص۱۵و۱۶)
این توصیفات زیبا و استفاده‌ی تأویلی از آیات قرآن مشکل تناقض‌گویی را پیچیده‌تر می‌کند. از دیدگاه قرآن رحمت عام الاهی در دسترس همه می‌باشد و هیچ اختیاری در اصل استفاده از آن وجود ندارد و تنها نحوه‌ی استفاده از آن در اختیار انسان است. نعمت‌ها و مهلت‌هایی که بین مؤمنان و کافران مشترک است از رحمت عام سرچشمه می‌گیرد و کسانی که از آن درست استفاده کنند و به راه ایمان و شکرگذاری و عشق به خداوند قدم بردارند در حقیقت به حلقه‌ها یا مراتب رحمت خاصه و رحیمیت خداوند متصل شده‌اند. «و کان بالمؤمنین رحیماً» (سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب/آیه‌ی ۴۳) بنابراین تناقض بزرگ عرفان حلقه را می‌توانیم این طور عنوان‌گذاری کنیم: رحمت عام خدا (شعور کیهانی) فقط در دست ماست و هر عاملی غیر از مرکزیت عرفان حلقه زاید است، حتا ایمان به خدا، پاکی و پرهیزکاری در عرفان حلقه فزوده‌ و زاید تلقی می‌شوند.

منابع
۱٫         سید محمد حسین طباطبایی. تفسیر المیزان ج۶٫ دفتر نشر فرهنگ اسلامی بی تا.
۲٫         عرفان کیهانی (حلقه). محمد علی طاهری. انتشارات اندیشه‌ی ماندگار. چاپ سوم تابستان ۸۶
۳٫         انسان از منظری دیگر. محمد علی طاهری. نشر ندا. چاپ دوم آبان ۸۶

۴٫         نتایج امواج تهاجم علیه هوشمندی مثبت الاهی. بی نا. بی جا.

سرکرده فرقه کیهانی منجی آخرالزمان است

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۷ - اردیبهشت - ۱۳۹۰
۹۰/۰۲/۲۷
ماموریت ویژه مسترهای شبکه اغفال در القای یک ادعا؛ سرکرده فرقه کیهانی منجی آخرالزمان است. برگزاری فارس: گروهی از مسترهای سرکرده فرقه‌ کیهانی (حلقه) ماموریت یافته‌اند تا وی را به عنوان منجی آخرالزمان معرفی کنند. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در پی بازداشت سرکرده عرفان کیهانی(حلقه) و طرح دوباره پرونده اتهاماتی وی، گروهی از مسترهای وی وظیفه دارند تا در مواجهه با پرسش‌ها و سئوالات اغفال‌شدگان این گونه القا کنند که وی نقش غیرقابل انکاری در تحولات سال ۲۰۱۲ دارد که از آن به عنوان تحولات آخرالزمانی یاد می‌کنند. برپایه این گزارش، همچنین برخی از اغفال‌شدگان مدعی‌شده‌اند که سرکرده عرفان کیهانی(حلقه) در اعتصاب غذا به سر می‌برد اما به دلیل آن‌که به شبکه روح‌‌القدس اتصال دارد مشکلی برایش پیش‌ نمی‌آید. این ادعا درحالی مطرح می‌شود که وی در تماسی تلفنی با برخی از اعضای خانواده خود گفته که علاوه بر غذا از تنقلات نیز استفاده می‌کند.

ارباب حلقه ها بازداشت شد

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۸ - اردیبهشت - ۱۳۹۰

۱۳۹۰/۲/۱۷: رهبر عرفان حلقه یا عرفان کیهانی ـ م.ط ـ که جمعی از جوانان را به انحراف کشاند و با دغل بازی باعث شد تا یکی از اهل فکر نیز گرایشی به وی پیدا کند بازداشت شد. به گزارش عروج از جمله موارد انحرافی نامبرده که در کلاسهای به اصطلاح عرفان حلقه ارائه می نمود می  توان به موارد ذیل اشاره نمود :

انحرافات:

۱-رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین

۲-تعبیر دین به خرافه

۳-کلاس‌های خلاف شرع و عرف (کلاس‌های مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)

۴-کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت می‌کرده است)

۵-تبلیغ پلورالیسم دینی

۶- وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها می‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

۷- طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جن‌گیر در ارتباط بوده است)

۸-بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌ای

۹- بی‌بندوباری و فحشای معنوی

۱۰-درمانگری با استفاده از روش‌های شیطانی

۱۱-توهین به مقام الوهیت

۱۲-جعل مدرک و عنوان

پرسمان عرفان حلقه

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۲ - فروردین - ۱۳۹۰

سیدمجتبی مجاهدیان

چندی پیش دانشجویی پرسشی درباره « عرفان کیهانی » طرح نمود. در پاسخ مقاله ذیل را تحریر و برایش ارسال کردم . اینک مشروح آن پرسش و پاسخ پیش روی شماست :

پرسش

می خواستم از شما درباره عرفان کیهانی بپرسم . بنیانگذار این عرفان فردی به نام « استاد م ـ ط » است که دو کتاب با عناوین « عرفان کیهانی (حلقه ) » و « انسان از منظری دیگر » دارد. چون می خواستم در این مورد از افراد صاحب نظر بپرسم می خواهم نظر شما را در این باره بدانم . چقدر صحت این عرفان را تایید می کنید آیا اصلا ادعاهای این فرد قابل قبول هست خواهشمندم در این رابطه من را راهنمایی بفرمایید.

پاسخ

دوست عزیز! در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما سپاسگزارم و از بابت دقت نظرتان در پرسش از ماهیت چیستی و چرایی اینگونه گروه های ناشناخته و محافل معنوی نوپدید تا دستیابی به حقیقت امر به شما تبریک می گویم . پرسش شما را در چند بخش پاسخگو خواهم بود :

برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفکران عارف نما برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند; مانند « انرژی درمانی « فرا درمانی » واژه درمانی « کیهان درمانی » و نیز « عرفان کیهانی » !

آقای « م ـ ط » مبلغ عرفان کیهانی مدعی دستیابی به « شعور کیهانی » است . وی شعور کیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه افراد بیمار را درمان کند! هرچند پیش از این نیز کسانی چون « پائولو کوئیلو » در کتاب « کیمیاگر » (ص ۸ ) اصطلاح « روح کیهانی » را عنوان کرده بودند اما « م ـ ط » در کلاس عرفانی خود که پس از واریز کردن مبلغ ۵۰ هزار تومان توسط مرید به حساب او تشکیل می شود(!) می گوید : « انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر که نیاز به یک نوع نیروی فوق العاده و یک هوشمندی برتر دارد که ما اسم آن را « شبکه شعور کیهانی » گذاشته ایم » . او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن مدعی « فرا درمانی » و دستیابی به « طب مکمل » شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع ) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است !

روش فرا درمانی وی در سه بخش : « راه دور راه نزدیک و درمان های کمکی » خلاصه می شود که مطابق آن شرکت کنندگان می توانند با اسکن کردن (لمس و مالش ) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن (!) و قرار دادن دست در محل درد به بیمار کمک کنند! این مهندس مدعی در کلاس هایش به مریدان القا می کند : « ما از امشب یک ارتباط از راه دور با هم داریم یعنی همه شما در یک ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می کنید و بعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد » (!) به این ترتیب وی و شاگردانش کلاس هایی تحت عنوان « عرفان کیهانی » در تهران کرج همدان نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار کرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی کرده است . تنها کافی است با خواندن گزارش یکی از کلاس های آنها پی به آثار سو اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد : « وی در یکی از جلسات و آموزش اسکن (تماس و لمس ) بیماری ها از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یکی از خانم های حاضر در جلسه که آرایش غلیظی داشت می گوید استاد من از اصل غافلگیری استفاده کردم و آزمایش را در مورد یک فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسکن (تماس ) دستهایم گفت تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و کتفم گرم شده است (!) او می خواست به من حمله کند و به من گفت در گذشته من یک مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم (!) و سپس عنوان کرد که تمام دردهایش کم شده است . (خنده حضار) (ویژنامه کژراهه ص ۹ اسفند ۸۶ )

نقد

۱ ـ نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام ملاک حقانیت یک ادعا انطباق آن با سنجه های مورد تائید « دین » و « عقل » است . دو چشم بینای عقل ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت ) محک راستی آزمایی هر ادعایی است . پیامبر عظیم الشان اسلام (ص ) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نکته پای می فشرند که حتی آنچه از ما معصومین (ع ) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاک و میزان در رد و یا قبول یک ادعای معنوی صرف تایید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مکتوب آن نمی تواند باشد.

۲ ـ مدعی عرفان کیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است :

اولا) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی تجربی و پزشکی ایشان باید بگوید که اساسا انرژی درمانی فرا درمانی طب مکمل کیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به « عرفان » دارند که ترکیب نامانوس « عرفان کیهانی » را بر آن نهاده اند ! در خوشبینانه ترین صورت شاید بتوان اثبات کرد که این ادعاها فرایندی پزشکی تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع « نظریه ای روانشناسی » می باشد اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید ! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع « عرفان » مفهوم مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد ! ثانیا) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت ۵۰ هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزک کرده به دیگران منتقل کرد ! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد ! آیا در طول تاریخ اسلام عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت زمینه مرتبه استعداد توان تشرع تعهد و شوق طالب توجه داشته اند ! منش و روش اولیا الله و سلوک بزرگانی که نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی شیعی ثبت است اینگونه نبوده و نیست ! عرفای بالله از دکان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان مبری بوده و اصولا ادعایی نداشته اند که به مرتبه ای رسیده اند;

هر که را اسرار حق آموختند

مهر کردند و دهانش دوختند

ثالثا) آیا می توان با تشکیل کلاس های مختلط با شرکت خانم های جوان با وضع زننده در کنار پسران چشم دریده به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفکر مابانه روح و روان را صیقل داد ! مگر طبق آموزه های دینی همنشین انسان نشانه ای از وجود انسان نیست آیا سفارشات اکید اولیا دین بر پرهیز از تشکیل و شرکت در مجالسی که شئونات اسلامی و حیای انسانی بهایی ندارند به ما نرسیده اند ! مگر فقهای عالیقدر شیعه به عنوان مرزبانان بیدار آئین مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند !

شبه عرفان های منهای شریعت

الف ) بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار کند. امروزه واقعیتی به نام « خلا معنویت » در زندگی انسان مدرن علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد; یعنی هم دست افراد گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سو استفاده از این احساس نیاز معنوی بازمی گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه توجیه می کند. در این روزگار بعضا نسل تشنه معنویت نادانسته عطش خود را با سراب های عرفان نما فرو می نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست بلکه بنا به گزارش میلتون پرکارترین محقق در حوزه جامعه شناسی ادیان نوپدید گریبانگیر غرب نیز شده است آنجا که می نویسد : « بیش از دو هزار فرقه معنویت گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند . » (حمیدرضا مظاهری سیف عوامل پیدایش معنویت های نوظهور ماهنامه موعود ش ۸۹ )

برای تفنن هم که باشد اصطلاح « مدعیان دروغین » یا « عرفان های مدرن » و یا « معنویت های مجازی » را در اینترنت جستجو کنید تا با انبوهی از آمار اخبار افراد و گروه های مدعی در صفحات سایت ها و خبرگزاری ها برخورید . بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی « بیش از ۵۰ فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن ها فعال اند و قریب ۲۰۰ عنوان کتاب تالیف ترجمه و چاپ و توزیع » کرده اند . (جانشین فرماندهی نیروی انتظامی خبرگزاری فارس .۸۷ ۶ ۲۶ )

ب ) تجربه ثابت کرده است که نتیجه و نهایت شبه مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی ) است ; یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتا فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می کنند که در آنها بیش از هر چیز « فردگرایی افراطی » « درون گرایی » و تکیه بر استعدادهای درونی بشر به چشم می خورد نه معنویت و عرفان ! در فرهنگ ما بکارگیری لفظ « عرفان » عرفان اسلامی شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می کند نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند « عرفان کیهانی » اغلب انسان را به واکاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می کنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق کمک کنند; هر چند که در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای کتاب های « پائلوکوئیلو » « اشو » « کریشنامورتی » « کارلوس کاستاندا » که نوید بخش آرامش و تعالی هستند بعد از طی مسافتی خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند; چرا که اساسا این مکاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مکاتب بیشتر به « نظریه های روان شناسی » شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن . (فصلنامه کتاب نقد ش ۴۵ زمستان ۱۳۸۶ مقاله های : سحر و جادو در آثار پائولوکوئیلو و آرامش پایدار کتاب « آفتاب و سایه ها » دکتر محمد تقی فعالی )

ج ) در یک تقسیم بندی کلی می توان اهداف و انگیزه های مدعیان نحله های شبه عرفانی را به : « انگیزه های شخصی » و « اهداف گروهی و تشکیلاتی » (که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم دارای رگه های وابستگی سیاسی هستند) تقسیم کرد. می توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد :

۱ ـ کسب شهرت و آوازه

۲ ـ کسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح

۳ ـ شهوترانی و سو استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان

۴ ـ احساس خود برتربینی خود دیگربینی الینه شدن قدرت طلبی و مرید پروری ; معمولا این نوع مدعیان بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده

۵ ـ جبران شکست های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی های گذشته و پاسخ به عقده حقارت

۶ ـ جبهه گیری و ضدیت با دین مذهب و نظام اسلامی

۷ ـ تشکیل شبکه های فساد اخلاقی باندهای توزیع مواد مخدر ایجاد گروه های ضد اجتماعی مانند سرقت قتل و تسویه حساب های شخصی و گروهی

۸ ـ تشکیل شبکه های سیاسی امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات های خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام . (بازخوانی پرونده متمهدین ماهنامه معارف شماره ۵۹ )

د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه مدعی باید یادآور شد که آنها بسته به موقعیت امکانات و اهداف خود هم از « روش فردی » چهره به چهره و هم از « روش های سازمانی » با تعیین سرگروه ها و حلقه های رابط به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می باشند :

۱ ـ شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور

۲ ـ تامین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول مواد مسکن و تامین اسباب عیش و نوش آنها

۳ ـ تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری ; مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود

۴ ـ دادن اذکار و اوراد غیر ماثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل های غیرشرعی و به ظاهر جذاب

۵ ـ چشم بندی کف بینی رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح

۶ ـ ادعاهای گزاف و دروغ پردازی های بزرگ مانند : ادعای کرامت و معجزه ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول

۷ ـ خواب سازی و یا تعبیر خواب های مریدان به شکل جذاب و دلخواه

۸ ـ لفاظی و سخنوری و سو استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب

۹ ـ تفسیر به رای قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد

۱۰ ـ انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و ماموریت های خاص به هر مرید

۱۱ ـ ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج

۱۲ ـ ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی قضایی امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان

۱۳ ـ ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی ; مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد

هاـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک های مادی و دستگیری های معنوی . (بازخوانی پرونده متمهدین ماهنامه معارف NGO 14 ـ نفوذ در شماره ۵۹ ) .

در پایان برای آشنایی بیشتر با « برخی از مولفه های عرفان ناب اسلامی » مطالعه مقاله ای به همین نام در سایت « پرسمان » پیشنهاد می شود.

منبع: پرسمان

ویدئو‌ی امروز

محبوب‌ترین‌ها

وارد شوید