جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’عرفان حلقه (کیهانی)‘

اخبار تکان‌دهنده از جلسات عرفان حلقه

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۷ - فروردین - ۱۳۹۰

یکی از دانشجویان شرکت کننده در کلاس‌های عرفان کیهانی که خواست نامش فاش نشود در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، ضمن تشریح جزئیات جلسات مخفی فرق

به موسوم به عرفان کیهانی گفت: اختلاط زن و مرد و فساد اخلاقی در این

جلسات تا حدی است که حدود دو ماه قبل یکی از شرکت کنندگان در این کلاس ها به دلیل افسردگی شدید خود را حلق‌آویز کرد.

این دانشجو ادامه داد: بنده سال گذشته به واسطه یکی از هم

کلاسی هایم، در کلاس‌ های عرفان کیهانی محمدعلی طاهری ثبت نام کردم که ابتدا ۵۰ هزار تومان شهریه واریز کردم، اما آدرس مشخصی از این موسسه به ما ندادند و فقط به ما گفتند که این موسسه چند شعبه در تهران دارد که شعبه اصلی آن در گیشا فعال است.

وی ادامه داد: آگهی ثبت نام در کلاس‌های عرفان کیه

انی در چند روزنامه کثیرالانتشار چاپ می‌شد که مراجعه کننده زیادی داشت که دو سوم این شرکت کنندگان دانشجویان بوده‌اند.

این دانشجو درباره مکان برگزاری کلاس‌ها گفت:

این کلاس‌ها مکان مشخصی نداشت و هر هفته جای آن تغییر می‌کرد و بیشتر در خانه‌های افرادی که با

این گروه مرتبط بودند برگزار می‌شد.

وی در خصوص برگزاری این کلاس ها به صورت مختلط بیان داشت: در این کلاس‌ها روابط آزاد بود و گاهی اوقات به روابط های بسیار بد و زننده نیز کشیده

می شد.

این دانشجو اضافه کرد: ‌محتوای این کلاس‌ها به تمسخر گرفتن دین اسلام و غلط دانستن نماز و روزه و سایر کتاب‌‌های دینی است که حتی زیارت عاشورا را خرافه می دانستند و می گفتند که این دعا به دلیل تاکید بر موضوع لعن و برائت باطل است. 

وی بیان داشت: مدرک این استاد به گفته اطرافیان فوق لیسانس مهندسی مکانیک است اما بعد متوجه شدیم که مدرک سیکل هم ندارد.

این دانشجو تعداد شرکت‌کنندگان در این کلاس‌ها را بالای ۴۰ نفر در هر کلاس عنوان کرد و گفت:‌ در پایان این کلاس‌ها کارت فرادرمانی به دانشجویان می‌دادند.

وی تاثیرات این کلاس‌ها را افسردگی، خودکشی و سایر مشکلات روحی عنوان کرد. 

این در حالیست که تلاش خبرنگار ما برای پیگیری موضوع برخورد با این فرقه منحرف در دانشگاه ها به نتیجه نرسیده و اکثر مسئولان ذیربط در اینباره اظهار بی اطلاعی می کنند.

عرفان چند ضلعی

ارسال توسط بینا در تاریخ ۹ - فروردین - ۱۳۹۰

◄ بررسی تطبیقی عرفان حلقه و مکتب ریکی

● نویسنده: میرحمید – موسوی

● ارسال کننده: میر حمید موسوی

● منبع: سایت – باشگاه اندیشه – تاریخ شمسی نشر ۱۹/۰۱/۱۳۸۸

جهان از حدود یکی و دو دهه پیش، بستر ظهور و پیدایش چشم گیر و روز افزون مکاتیب و فرقه های معنویت گرای انحرافی و عرفانهای کاذب نوظهور هست؛ در این بین کشور ایران نیز از جریان این پروسه (یا به عبارتی پروژه) جهانی عقب نمانده و شاهد ظهور صدهها مدعی تاسیس و بنیان نهادی عرفانی و معنوی بوده است.

یکی از این عرفانها که از سالهای آغازین دهة هشتاد شمسی در ایران که به طور مخفیانه و زیرزمینی اقدام به برگزاری، آموزش و عضوگیری مرید و داوطلب کرده، عرفان حلقه یا کیهانی است. بنیانگذار و مؤسس این نحله انحرافی فردی به نام محمد علی.ط است، این فرد ادعا می کند این عرفان(عرفان کیهانی) حاصل ۳۰ سال سعی و تلاش او بوده و راهگشای تمامی مشکلات و بیماری های جسمی و روحی مردم صرف نظر از هرگونه اعتقاد، مذهب و مسلک است.[۱]

ایشان همچنین بیان می کنند که فرد با اتصال به شبکه هوشمند شعور الهی می تواند از هرگونه بیماری لاعلاج شفا یابد و حتی پیامبران الهی مانند عیسی(علی نبینا و علیه السلام) با تمسک و توصل به این نیروی عام الهی می توانست بیماران را شفا دهد و مردگان را زنده کند. [۲]

در حول و محور عرفان کیهانی ابهام و پرسش بسیار است مانند: آیا این عرفان جعلی است یا کشفی؟ درمان است یا عرفان؟ سر سلسله عرفان حلقه را چه کسی تعیین کرده است؟ چرا لایه دفاعی باید توسط مستر وبا گرفتن امضا تفویض شود؟ سردسته این عرفان چه سابقه علمی و دینی دارد؟… و دهها سوالات این چنینی که همیشه بدون پاسخ مانده و هیچ جوابی از سوی این گروه انحرافی داده نشده است.

ما به حسب وظیفه جهت آشنایی عموم مردم مؤمن و مسلمان ایران اسلامی در چند مقاله سعی خواهیم داشت بررسی تطبیقی کامل این عرفان، با سایر عرفانها و مکاتیب معنوی نوظهور انحرافی ارائه نماییم؛ انشاالله مورد استفاده قرار گیرد و تاحدودی افکار باطل و پوچ این گروه مدعی را آشکار سازد.

• ریکی اُمُّ و اَبِّ عرفان حلقه

«ریکی» به معنای انرژی کیهانی[۳] در قرن ۱۹ توسط میکائواوسویی[۴] در ژاپن بنا گذاری شد. خاستگاه ابتدایی این مکتب هند، تبت و چین بوده است که توسط اوسویی در ژاپن با اعمال تغییراتی ریکی نامیده شد.

بدون شک بعد ار تطبیق اندکی از عقاید این گروه با افکار عرفان حلقه درخواهید یافت که عمدتاً عرفان حلقه زائیده و اقتباس شده از عقاید و اعمال ریکی هست.

۱- تعریف و آشنایی با هر دو گروه

۱-۱ ریکی؛ در تعریف ریکی اصطلاحات و بیانات زیادی وارد شده است ولی مهمترین آنها به صورت زیر ذکر شده است: [۵]

- ریکی نیروی عمومی حیات، انرژی کیهانی، نیروی همگانی الهی، شفابخش جهان.

- نوعی انرژی هوشمند و سامان دهنده.

- یک هنر که از مستر به فراگیر منتقل می شود.

- انرژی نامحدود و بی نهایت دائمی.

- انرژی هوشمند و خلاق، یک دوست حقیقی و یک هدیه الهی.

- وجود هوشمند و زنده و اگاه.

از تعریف فوق چند نکته مهم دیده می شود:

الف) «ریکی» وجود هوشمند الهی

ب) «ریکی» شفابخش و بهبود دهنده الهی بی نهایت

ج) «ریکی» انرژی و نیروی کیهانی که از مستر به درمانگر انتقال می یابد.

د)«ریکی» زنده، هوشمند و آگاه

۱-۲ عرفان حلقه؛ «… اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد شبکه شعور کیهانی(هوشمندی حاکم بر جهان هستی) استوار است…فیض الهی به صورتهای مختلف در حلقه های گوناگون جاری بوده که در واقع همان حلقه های رحمت عام الهی (شبکه هوشمند کیهانی) است که می توان مورد بهره برداری عملی قرار گیرد… بیمار توسط فردرمانگر به شبکه شعور کیهانی متصل شده و مورد کاوش قرار می گیرد…در این مکتب درمانی برای درمان همة انواع بیماریها می تواند موثر باشد و درمانگر اجازه ندارد که نوعی از بیماریها را غیر قابل علاج بداند… بیمار توسط مستر به شبکه شعور کیهانی اتصال می یابد و مورد اسکن قرار می گیرد…»[۶]

در تعریف و تبیین هدف و فلسفه عرفان کیهانی چند نکته قابل تأمل است که توصیه می شود با نکاتی که در تعریف ریکی ذکر کردیم مورد مقایسه قرار دهید:

الف) وجود شبکه هوشمند شعور کیهانی که حاکم بر جهان هستی است.

ب) شبکه ای که شفابخش تمام بیماریهای روحی و جسمی لاعلاج است.

ج) انرژی که از شبکه شعور کیهانی به واسطه مستر به بیمار اتصال و تفویض می یابد.

د) شبکه کاملاً اگاه و هوشمند

۲- وابسته نبودن به هیچ اعتقاد، دین و مذهب

۲-۱ ریکی؛ «ریکی یک مذهب نیست، ریکی کاملاً غیر مذهبی است شما می تونید به هر دینی بپردازید یا به هیچ یک از ادیان اعتقاد نداشته باشید و همچنان از ریکی استفاده کنید و بهرمنده شوید…ریکی به هیچ دینی وابسته نیست و اکنون افراد با مذاهب و اعتقادات مختلف جزو درمانگران ریکی هستند.»

۲-۲ عرفان حلقه؛ « از آنجا که انسان شمول است همة انسانها صرف نظر از نژاد، ملیت،دین،مذهب و عقاید شخصی می توانند جنبة نظری آن را پذیرفته و جنبة عملی آن را مورد توجه و استفاده قرار دهند…بطور کلی، همه انسانها صرف نظر از نژاد، جنسیت، سن و سال، سواد و معلومات، استعداد و لیاقت های فردی، دین و مذهب، گناهکاری و بی گناهی، پاکی و ناپاکی و… می توانند از رحمت عام الهی(شبکه شعور کیهانی) برخوردار شوند…سن، جنسیت،میزان تحصیلات،مطالعات،معلومات،تعالیم و تجارب عرفانی و فکری مختلف، استعداد و لیاقتهای فردی و… هیچ تاثیری در کار با شبکه شعور کیهانی ندارد، زیرا این اتصال و برخورداری از مدد آن فیض و رحمت الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همگان است…»[۷]

نکته مهمی که در هر دو از گروهها دیده می شود این است که برای دریافت این نیروی شفابخش الهی نیازی به اعتقاد حتی به خود خدا به عنوان منبع انرژی شفابخش و ادیان الهی نیست و همچنین فرد فرقی ندارد مشرک باشد یا کافر و یا گناهکار، برای همه یکسان است.

۳- معنویتی فراتر از دین

۳-۱ عرفان ریکی؛ «ریکی مذهب نیست ولی معنویت است، معنویت، اعتقاد و ایمان در ارتباط شما با الهیت است. هدف از پیشرفت معنوی، بهبود بخشیدن این ارتباط و مشاهده الوهیت در درون خود و پیرامونتان می باشد.

مذهب راهنمایی است که به شما نشان می دهد چگونه خود را از لحاظ معنوی پرورش دهید. مذهب به شما می گوید که الهیت چیست و متن ها ( دعاها )، مکان های مخصوص عبادت و راهنمایانی برای حمایت از شما معرفی می کند.

ممکن است شما پیرو دینی باشید ولی ارتباط معنوی قلبی نداشته باشید،ریکی امکانات رشد معنوی را فراهم می نماید. اهمیت ندارد که پیشینه مذهبی شما چیست. شما متوجه خواهید شد که در ریکی اصول بامعنا بوده، و هیچ تعارضی با مذهب شما ندارند. در حقیقت ریکی باید ارتباط معنوی شخصی شما را ارتقاﺀ دهد. سیمای معنوی ریکی، شما را قادر به انجام موارد زیر می سازد:

الف) اتصال به مبداﺀ: شما از نماز و مراقبه برای ارتباط با خداوند یا قدرت برتری که به آن اعتقاد دارید استفاده می کنید. ارتباط معنوی، منبع بی پایانی از انرژی ریکی را فراهم می کند.

ب)کانال انتقال انرژی برتر: انرژی شفا دهنده ریکی از درمانگر نمی باشد، این انرژی از طرف خداوند یا انرژی برتر، به واسطه درمانگر انتقال می یابد.

ج)حفظ سلامت معنوی: همچنان که شما سلامت جسمانی خود را به وسیله غذای مغذی، هوای تازه و ورزش حفظ می نمایید، به حفظ سلامت روحانی خود نیز نیاز دارید. نماز، مراقبه، اوقات آرام و تمرینات معنوی (انجام اعمال خوب) می توانند در این رابطه کمک کنند.»

۳-۲ عرفان حلقه؛ توضیح و تبیین آرا و عقاید موسس و بنیانگذار عرفان کیهانی در این باب رسالة مجزایی را می طلبد، لذا در مقالات آتی به طور مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت ولی بطور اجمالی بنیانگذار و رئیس فرقه کیهانی، این عرفان را یک جریان معرفت شناسی معرفی می کند که ضامن و رابط و عامل رسیدن به کمال و خود شناسی است. به بیانی روشن تر طریقت را عامل قبولی شریعت می داند بدین سان که دین را به دو بال شریعت و طریقت تقسیم نموده و بیان می دارد که دین بدون وجود یکی از هر دو ناقص است،[۸] این مطلب در زمانی بیان می شود که برای یک فرد آگاه به اسلام روشن است که در دین طریقت و شریعتی به طور مجزا وجود ندارد و شریعت همان طریقت، طریقت نیز همان شریعت است و قابل تجزیه و ترکیب و مجزا بودن از یکدیگر نیستند و هر دو (شریعت و طریقت) دارای یک مفهوم ایمان و عمل صالح هستند و تقسیم دین به دو قسم طرقت و شریعت، بدعت بزرگی در دین بود که توسط صوفیان و شعرای وابسته مطرح شد و الا در دین چنین مطلبی بیان نشده است.

پی نوشت ها:

۱- مصاحبه محمدعلی.ط با سایت رسمی موسسه عرفان حلقهinteruniversal.persianblog.ir

2- همان

۳- Ri انرژی و Kei کیهانی

۴- pronounced Me-ka-oh OOh-su-ee

5- تمام مطالب راجع به «ریکی» از سایت www.arvah.net استفاده و اقتباس شده است.

۶- انسان از منظر دیگر،ص۱۹، ۷۲ تا۸۵

۷- همان، ص۲، ۲۱، ۷۶

۸- مصاحبه محمدعلی.ط با سایت رسمی موسسه عرفان حلقهinteruniversal.persianblog.ir

منبع: باشگاه اندیشه

اتحاد هرمی‌های کوئست با عرفان حلقه

ارسال توسط بینا در تاریخ ۹ - فروردین - ۱۳۹۰

تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۸۹

آن‌چه در این مسلک الحادی بیان می‌شود دارای شاخصه‌ای است که الحاد آن بسیار مستتر می‌باشد و از همین روست که در ادامه نوعی تلفیق با اهداف صهیونیسم در آن مشاهده می‌شود.

برهان: شرکت های هرمی فرقه ای کوییست به عنوان بزرگترین شرکت هرمی فعال در ایران در طول ۱۰ سال اخیر با دروغ گویی و بهره گیری از تبلیغات فریبنده توانسته است تعداد قابل ملاحظه‏ایی از جوانان بیکار و حتی شاغل و به خصوص دانشجویان و شهرستانی‏های جویای کار را به عضویت فرقه‏ای خود در‏آورد.
شرکت های هرمی فرقه ای کوییست به عنوان بزرگترین شرکت هرمی فعال در ایران در طول ۱۰ سال اخیر با دروغ گویی و بهره گیری از تبلیغات فریبنده توانسته است تعداد قابل ملاحظه‏ایی از جوانان بیکار و حتی شاغل و به خصوص دانشجویان و شهرستانی‏های جویای کار را به عضویت فرقه‏ای خود در‏آورد.این شرکت بیش از ۴٫۵میلیون نفر از جمعیت فعال ایران را آلوده فعالیت نا سالم خود ساخته و بالغ بر ۸ هزار میلیارد تومان از سرمایه های ایران را از کشور خارج کرده است.نکته قابل تامل در این میان شباهت های ناگزیری است که میان این شرکت هرمی فرقه ای با عرفان حلقه وجود دارد که همگی در راستای کسب منافع صهیونیسم بین المللی است.
یکی از فرقه‌های بزرگ عرفان کهکشانی که متأسفانه با مجوز رسمی وزارت ارشاد در ایران مشغول به فعالیت است، مکتبی است به نام عرفان کیهانی یا عرفان حلقه که نوعی مرجع‌گرایی کیهانی در این مسلک الحادی بروز نموده است. البته جهت بومی سازی و ایجاد پوشش ظاهری با عناوین رحمانیت عام الهی عجین گشته است و تا حدی جلو رفته که در اکثر استان‌های کشور دارای دفتر بوده و کلاس‌های آن در شهرهای مختلف برگزار می‌شود. طبق بررسی‌های انجام شده، این فرقه در ۱۰ نقطه از دنیا مانند آلمان، ترکیه و مالزی و … دفتر نمایندگی دارد.
آن‌چه در این مسلک الحادی بیان می‌شود دارای شاخصه‌ای است که الحاد آن بسیار مستتر می‌باشد و از همین روست که در ادامه نوعی تلفیق با اهداف صهیونیسم در آن مشاهده می‌شود. در این میان، شرکت هرمی فرقه‌ای کوئست، با شعار کمک به بشریت و حل مشکلات اقتصادی جوامع در عصری که چپاول و شعار توسعه‌ی غربی نیاز مالی را در تمام کشورهای در حال توسعه به عنوان یک اصل، متوهم کرده با یک ساختار اقتصادیِ هرمی پا به عرصه‌ای نهاد که هرچند جملات ارزشی و مردمی کمک به هم‌نوعان پوشش اصلی این اهداف در نظر گرفته شده بود اما هر آن‌چه در اهداف و گزاره‌های جذب افراد در این شبکه مشاهده می‌شود چیزی جز هدف‌گرایی مطلق در جهت رسیدن افراد به مطامع دنیاطلبانه‌ی افراطی خویش نیست و اگر از نوع‌دوستی نیز کلامی به میان می‌آید در جهت ارضای حسی است که فرد خود را بازدارنده‌ی معنویت نبیند.
حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه‌ی ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که هرم کوئست فقط می‌تواند جواب‌گوی مطامع بالاسری باشد، همان منش و دیدگاه ‌عرفان کهکشانی است که به فرد می‌گوید مشکل از درون توست و تو خود را اصلاح نما تا به اهدافت برسی و این به معنی ایجاد چالشی درونی است که فرد را مجاب می‌کند در شبکه باقی مانده و خود را به اهداف سوزاننده‌ای که به آن‌ها متعهد شده، برساند.
آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.
از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پولورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.
گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.
«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»
این جملات بخشی از پروتکل ۹، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.
بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.
«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند…!
در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا – که همان عرفان یهود می‌باشد – مطرح است، عرفان کهکشانی است. توضیحاتی که در ادامه مطرح می‌شود همگونی و همسانی مفاهیمی را مدنظر قرار می‌دهد که دشمن قسم خورده‌ی اسلام و بشریت، جهت از هم گسیختگی افکار و اذهان جوانان از آن استفاده می‌نماید.
فصل مشترک و نقطه‌ی انطباق کوئست با عرفان کیهانی و آن‌چه هرم اقتصادی کوئست را به الحاد صهیونیستی متصل می‌کند نیاز نسل جوان به سعادت و خوشبختی متوهم شده و تبلیغ شده‌ی غربی است که هر آینه بر طبل دنیاگرایی می‌کوبد. آن‌چه فصل انطباق این دو امر می‌باشد، نقیصه‌ی هرم است. آن‌جا که فرد نمی‌تواند از این ابزار استفاده کند تا به آرزوهایش برسد و مأیوس می‌شود، بینش کیهانی مقابل دیدگان او قرار می‌گیرد و شعار «فرمانبردارم سرورم» از کائنات او را سرمست می‌نماید، لذا گزاره‌های عرفان کهکشانی از همان ابتدای تکثیر هرم برای افراد به عنوان یک نگرش و باور جمعی تبلیغ می‌گردد تا همواره هیچ ایراد و نقیصه‌ای به کوئست که ابزار و بستر تکثیر این الحاد است، وارد نشود. بدین ترتیب هر ایراد و عدم موفقیت از خود فرد است و کائنات همواره از ذهن فرد دستور می‌گیرند و معنی این که «اگر می‌خواهی به سعادت برسی ذهن و باور خود به کائنات را بالا ببر تا آن‌ها فرمانبردار تو شوند.» فرد در یک دور باطل قرار گرفته، هر روز چیزی جز الحاد کهکشانی را زمزمه نمی‌کند.
این دور به تکثیری دامن می‌زند که جز تزلزل در باورهای دینی چیزی به همراه ندارد و این همان هدف صهیونیسم است و در این جایگزینی که فرد رجوع کائنات را جایگزین رجوع به خداوند می‌کند الحادی پدید می‌آید که باعث تقدس کوئستی می‌شود که منادی کائنات مقدس است. بدین‌گونه نسل جوان مورد حمله‌ی صهیونیسم در لایه‌های پنهانی جنگ نرم قرار گرفته‌اند.

منبع: http://atynews.com/fa/pages/?cid=40233

برائت منصوری لاریجانی از عرفان حلقه

ارسال توسط بینا در تاریخ ۷ - فروردین - ۱۳۹۰

در روز یکشنبه مورخ ۲۲/۱۲/۸۹ به همت «ستاد ملی ساماندهی پاسخ گویی دینی» پژوهشگاه علوم فرهنگ اسلامی و همکاری «موسسه بهداشت معنوی» و «مؤسسه فرق و ادیان» جلسه نقد عرفان حلقه برگزار شد. در این جلسه منصوری لاریجانی به بیان دیدگاه خود نسبت به عرفان حلقه و نقد آن پرداخت. اما اساتید حوزه علمیه این نقدها را نامرتبط با عرفان حلقه دانستند و خواستار آن شدند که همانطور که ایشان با تأییدات مکتوب و سخنرانی هایشان زمینه ساز گسترش این فرقه بوده اند، برای نجات قربانیان، نقدهای واقعی ارائه دهند. در این نشست اساتید حوزه از اظهارات ضد و نقیض و خلاف واقع منصوری لاریجانی ابراز نارضایتی کردند و خواستار برگزاری جلسات علمی و صادقانه شدند.

در روز یکشنبه مورخ ۲۲/۱۲/۸۹ به همت «ستاد ملی ساماندهی پاسخ گویی دینی» جلسه نقد عرفان حلقه با حضور حجت الاسلام و المسلمین حمید رضا مظاهری سیف و دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی و دبیری حجت الاسلام والمسلمین جواد محرابی برگزار شد. در این نشست پژوهشگران مؤسسه بهداشت معنوی، مؤسسه فرق و ادیان، کارشناسان مرکز پاسخ گویی به شبهات دینی حوزه، مدیران دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها و سایر مراکز و مجامع علمی و فرهنگی حوزه حضور داشتند.

در ابتدای جلسه دبیر علمی مقدمه ای را ارائه دادند، در این مقدمه گفته شد که یکی از جریان های معنویت گرای کشور عرفان حلقه است که پایه گذار آن محمد علی طاهری است. در دوره ای جناب دکتر منصوری از آن حمایت کرده و اکنون این جلسه نقد با حضور ایشان برگزار می شود.

سپس دکتر منصوری لاریجانی به بیان دیدگاه های خود پرداختند. منصوری گفت: من از سال ۸۳ از طریق دانشجویانم با این فرقه آشنا شدم. به من گفتند که این محی الدین ثانی است. مطالب ایشان را برای من آوردند و من مطالعه کردم و حاشیه بر آن می نوشتم. اندیشه را باید با اندیشه پاسخ داد. من به ایشان گفتم که افکارشان را بنویسند تا متن باشد، در این صورت می توان آن را نقد کرد. ایشان نوشت و برای من آورد.

کتاب انسان از منظری دیگر را از قبل داشت و بعد عرفان کیهانی را نوشت. از من خواستند که مقدمه بزنم، گفتم به دو شرط یکی اینکه با مجوز وزارت ارشاد چاپ شود، دیگر اینکه برای موقعیت من خطر نداشته باشد، چون من در سپاه هستم. شش ماه پی گیر بودند و ارشاد رفت و آمد می کردند، من هم برای مقدمه دقت کردم که چیزی خلاف مسلمات ما نباشد. حجت الاسلام تاج الدینی و دیگر دوستان مطالعه کردند. موضوع مقدمه ما در آن کتاب جایگاه عرفان کیهانی در عرفان اسلامی است.

منصوری ادامه داد: دلیل عمده من که مقدمه زدم این بود که ذهن دانشجویانی که درگیر این بحث بودند از موضوع پاک شود. اگر کسی غده سرطانی دارد نمی توان یکباره به او گفت. باید زمینه سازی کرد تا آمادگی داشته باشد. دیگر اینکه اگر مقدمه بنده نبود و او این کتاب را چاپ نمی کرد، ما الان نمی دانستیم که چه می گوید. به خاطر همین کتاب در معرض نقد صاحب نظران قرار گرفته است.

بعد از دوسال من متوجه شدم که این آقا شبکه های درمانی به راه انداخته اند. من این ها را صدا کردم و گفتم این کارهای شما غیر قانونی است، غیر شرعی است، این خانم های اجق و جقی که شما راه انداخته اید مردم را سرکیسه می کنند، درست نیست. بعد من متوجه شدم که اینها دنبال اهداف خودشان هستند. این بود که نامه زدم به ارشاد و جلوی چاپ آن را گرفتم.

اولین بار من خودم از این ها شکایت کردم و گفتم اینها چه کار می کنند از مردم پول می گیرند و کارشان نتیجه هم ندارد. از همان زمان من شروع کردم به مصاحبه با مطبوعات، روزنامه وطن امروز و غیره، طرفداران عرفان حلقه بعداً نامه ای را به نام من و با خط نستعلیق منتشر کردند که تکذیبیه آن سخنان بود. این دومین بی صداقتی آنها با من بود.

کتاب دیگر آنها بینش بود، نمی دانم نامش چه بود، مقدمه ای داشت که آنها این مقدمه را حذف کردند. چون نقد آنها بود. من نظریه حلول را که آنها معتقدند رد کرده ام و مباحث دیگر. اما اینها مقدمات و شرح های من را تصرف کردند و من علیه اینها شکایت کردم، با وکیل مشورت کردم. هنوز هم من پی گیرم. بعد از این که طاهری از زندان آزاد شد من با حضور دوستان دو بار با ایشان ملاقات کردم و گفتم شما به اسم قرآن کاری می کنید که هیچ منافقی نکرده است. چه دلیلی دارد که من از یک آدم بی نماز حمایت کنم. البته من اینها را بعدا فهمیدم.

سپس مظاهری سیف بحث خود را آغاز کرد و گفت: آقای منصوری در مصاحبه اخیرشان که به منزلۀ نقدی بر عرفان حلقه است، گفته اند، که ده سال پیش بر کتاب های آقای طاهری مقدمه زده اند، که این قابل تأمل است! و هم گفته اند که این مقدمات برای این بوده که ایشان اثرشان را منتشر کنند و در معرض قرار گیرد و پنهان کاری نکند. آیا شما این را یک راه کار می دانید که ما کتب ضاله را با یک مقدمه تأییدی منتشر کنیم تا در دسترس عموم باشد و به صورت پنهان در دسترس قرار نگیرد؟

اما مقدمه و شرح شما بر عرفان حلقه آیا این ها نقد است. مظاهری بخش هایی از مقدمه کتاب عرفان کیهانی را خواند. این متن سراسر تمجید و تجلیل از آقای طاهری و عرفان حلقه بود. رئیس موسسه بهداشت معنوی ادامه داد: در پایان هم شما تاریخ زده اید که که ۱۳۸۴٫ که می شود پنج سال پیش. آیا این نوشته های شما راست است؟

در ادامه مظاهری به توضیح اجمالی عرفان حلقه پرداخت و گفت: عرفان حلقه از خلال مباحث فیزیک جدید شعور کیهانی را تعریف می کند و می گوید عرفان یعنی اتصال با حلقه های شعور کیهانی. این اتصال در یک لحظه بر قرار می شود و برای این اتصال هیچ شرطی لازم نیست چون شعور کیهانی رحمت عام الاهی است و همه افراد می توانند از آن برخوردار شوند. نه ایمان، نه پاکی و ناپاکی و نه گناهکاری و بی گناهی هیچ دخلی به این اتصال ندارد. تنها باید از مرکزیت عرفان حلقه دریافت شود و یک لحظه تسلیم. تسلیم هیچ چیز چون اعتقادات در این جا مهم نیست. تسلیم یعنی شاهد بودن. ببین چه اتفاقی می افتد و هر چه شد بپذیر. در این حالت یک فرد اتصال دهنده بایک فرد اتصال گیرنده در وحدت قرار می گیرند و شعور کیهانی سومین عضو است.

نویسنده کتاب جریان شناسی انتقادی عرفان های نوظهور ادامه داد: دکتر منصوری برای این مطالب آیاتی از قرآن را به عنوان شرح و تأیید ذکر کرده اند. در مورد تسلیمی که در عرفان حلقه وجود دارد ایشان این آیه را آورده اند که «یوم لاینفع و لابنون الا من اتی الله به قلب سلیم» در مورد شاهد به معنایی که در عرفان حلقه آمده است نوشته اند: «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا» و سایر آیات و برای اتصال در عرفان حلقه می گویند: «ما نجوا من ثلاثه الا هو رابعهم»

منصوری در پاسخ گفت: التعرایف ممر المعاریف ما اول ببینیم اینها چه گفته اند. چه پیش فرض هایی دارند. پیش فرض ایشان در همه مطالب این است که یک شبکه شعور کیهانی وجود دارد که ایشان آن را حلقه ای می داند یعنی دوری در حالی که ما گفتیم این طولی است روی حساب گفتیم عرفان کیهانی. تا عرض به طول تبدیل شود و این همان وحدت وجود عرفای ماست. عرفان از مقوله معرفت است و ربطی به درمان ندارد. ایشان اصلا متدولوژی ندارد. تمام حرف های ایشان پارادوکسیکال است. و مطالبی که شما فرمودید همین را نشان می دهد. من هم در پاورقی ها خواستم که این تناقضات را نشان دهم. ایشان اعتقاد دارد که تسلیم یعنی تسلیم سنگ و چوب شدن در حالی که ما می گوییم لاینفع و مال و لابنون. شاهد فقط رسول الله است من غلط می کنم که شاهد باشم. من اگر بخواهم این را نقد کنم هیچ چیز باقی نمی ماند.

برای همین در مصاحبه ام گفتم که متن کتاب شان متناقض است. ایشان بلد نیست قرآن بخواند من به او گفتم که در «و اعتصموا بحبل الله» اعتصام چه صیغه ای است. به حضرت معصومه قسم من فکر می کردم این حافظ قرآن است. اما اینکه چرا بر کتاب ضاله مقدمه زدیم. این مطالب بعدا برای ما معلوم شد. البته هنوز هم نیاز به ادله بیشتری داریم. انحراف اینها برای من قلبا ثابت است، ولی در این متن نمی توان این را پیدا کرد.

نود درصد مستر های این ها خانم اند آنهم خانم های سیگاری و … نه آنها این کتاب را خوانده اند و نه خودش فهمیده که چه گفته است. باید اقناعی برخورد کرد.

سپس حضار به بیان دیدگاه های خود پرداختند، حمزه شریفی دوست از مدرسان جنبش های معنوی نوظهور نوشته های دکتر منصوری را موجب گرایش افراد زیادی به عرفان حلقه دانست و درخواست کرد که ایشان برای جبران این خسارت معنوی که به جامعه وارد کرده اند، اقدامات مناسبی را ترتیب دهند. ایشان گفت به نظر ما نفر اول این فرقه دکتر منصوری است و در حال حاضر افراد زیادی که از این فرقه آسیب دیده اند به خاطر شما و چهره تلوزیونی بودن شما اعتماد کرده اند و عضو این فرقه شده اند.

مهدی علیزاده مدیر مرکز اخلاق و تربیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: بهتر است مباحث را علمی تر پیش ببریم. به طوری که برای آیندگان هم مفید باشد. مثلا این قبیل پرسش ها مطرح شود که چه اتفاقی در ذهن و ضمیر جناب منصوری لاریجانی افتاد که در دروه ای از این فرقه حمایت کردند؟ جناب منصوری صمیمانه از شما می خواهم اگر تجربه ای هست به اشتراک بگذارید؟ ممکن است من هم زمانی دچار سهوی اینگونه شوم؟ چه طور تا زمانی که سیئات این فرقه برای شما آفتابی نشده، شما دست به قلم می شوید و مطالب آنها را تأیید می کنید؟ اگر آقای دکتر معتقد اند که بعضی از مطالب این فرقه خوب است، آنها را هم بفرمایند؟

عبدالرزاق ایزدپناه عضو هیئت امنای دفتر تبلیغات و سردبیر مجله فقه اهل بیت در ادامه گفت: بشری که محفوف به جهالت هاست ممکن است یک اشتباهی بکند همه ما هم در معرض خطا هستیم. آقای دکتر یک سوژه مفید برای عبرت گرفتن و درس آموزی است. از صحبت های آقای دکتر مشخص بود که از در حال توجیه کارهای گذشته شان هستند. ایشان از موضع توجیه بیرون بیایند و خود را در آن وضعیت تصور کنند و بگویند که چه اتفاقی افتاد که ازاین فرقه حمایت کردید. ببخشید آقای دکتر مفید بودن این بحث به ورود صادقانه شماست.

مظاهری گفت: من هم انتظار داشتم بحث علمی بشود. جایگاه خدا در عرفان اسلامی و عرفان حلقه، خودشناسی در عرفان اسلامی و عرفان حلقه، اما متأسفانه در فرمایشات آقای دکتر اصلا صداقت ندیدم. دوستانی که پروژه شان عرفان حلقه است برای من نوشته اند که فرمایش شما در خصوص روزنامه وطن امروز صحیح نیست. هیچ شکایتی از عرفان حلقه نکرده اید، اخیرا درخواستی را به وزارت ارشاد داده اید. من نمی خواهم این بحث را درباره مطالب خلاف واقعی که فرمودید ادامه دهم.

بیایید نقدهای اساسی درباره عرفان حلقه بفرمایید. ما از آن استفاده کنیم. در حال حاضر مطالب همسانی در عرفان حلقه و سایر جنبش های معنوی نوظهور ارائه می شود، که اگر آن را تبارشناسی کنیم، به عرفان یهود می رسیم. ما باید دانش نقد جنبش های معنوی نوظهور را تولید کنیم. اما ورود شما طوری بود که من ناگزیر شدم نشان دهم که درست نمی فرمایید.

منصوری در پاسخ گفت: درست است که ما بار اول هم دیگر را ببینیم و بشناسیم. مشکل این است که ما نیروهای جبهه فرهنگی همدیگر را نمی شناسیم. من نوجوانی ام با ساواک مبارزه می کردم، ده کتاب در باره دفاع مقدس نوشته ام، شب ها را با ترکش می گذرانم. اصل کارهای من در باره عرفان است و هنوز آثار اصلی من بیرون نیامده است. روی میز من چقدر دانشجویان کتاب گذاشته اند تا من مقدمه بزنم. من ده سال جلوتر از عمرم تلاش می کنم. من فقط برای خدا و برای بحث علمی وارد این جریان شدم. خیلی ها می گویند که دکتر به ما آموخت که تا عرفان اهل بیت هست سراغ این فرقه ها نرویم.

من هر جا می روم این ها را نقد می کنم. من با کسی عهد اخوت نبسته ام که بیایند این تخم را در دامن ما بکارند و هیچ نگویم. شما از طرف من و از زبان من نقد کنید. شما برنامه بگذارید برای نقد عرفان حلقه سهم مراهم مشخص کنید هر جا بگویید من می آیم برای نقد. شما که می گویید از توحید در عرفان بحث کنیم مگر توحید یک بیان دارد. مگر ما در توحید وحدت رویه داریم. اگر ما روی عرفان اهل بیت کار کنیم جلوی این ها گرفته می شود. مؤسسه اسراء مرا دعوت می کند. بزرگان و مسئولین نشستند شام خوردند و گفتند هیچ قلمی بهتر از قلم آقای منصوری نیست، شما قلم بزنید حالا همه گذاشتند و رفتند.

مصباح از مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم گفت: آقای دکتر فرق ما با شما این است که ما باید به سراغ مردم برویم ولی شما در صدا و سیما هستید و مردم شما را می بینند. این باعث می شود که حرف شما بیش از ما خریدار داره تا ما بیاییم حرف های شما را نقد کنیم، خیلی معونه می بره. با این مقدمه و شرح شما خیلی از جوانان متأسفانه درگیر شدند و نقدهای ما به پای نوشته های شما نمی رسه. پدری که بچه اش قربانی عرفان حلقه شده می آید پیش ما با گریه، ما هر چه می گوییم این انحراف است، به ما می گویند یا شما اشتباه می فهمی یا دکتر منصوری و در این تعارض شما را ترجیح می دهند چون مشهور هستید. چرا تاکنون یک نقد جدی از شما برای عرفان حلقه نوشته نشده است.

آقای تاجیک از شاگردان دکتر منصوری به بیان دفاعیه ای از آقای منصوری پرداختند. ایشان مدعی شدند که هدف استاد از مقدمه و پاورقی نقد بوده است و افرادی پیش ما آمده اند و شهادت داده اند که مقدمه دکتر منصوری باعث شده است که ما به ضعف های عرفان حلقه پی ببریم. تاجیک گفت: ما در حال تنظیم نقدی بر عرفان حلقه هستیم. استاد بارها و بارها برائت و مخالفت خود را از عرفان حلقه اعلام کرده اند.

تاجیک گفت: قسمت آخر مقدمه که تمجید از آقای طاهری است به قلم استاد منصوری نبوده و خانم ویدا پیرزاده در نوشته استاد تصرف کرده و خیانت در امانت کرده اند. این ادعای جدید مورد تأیید دکتر منصوری قرار گرفت.

مظاهری سیف در آخرین فرصت خود گفت: من از فضایی که بحث در آن پیشرفت راضی نیستم، ما انتظار نقد داشتیم، اما متأسفانه نحوه ورود آقای منصوری طوری بود که رویکرد علمی نداشت، بنده بحث ایشان را ادامه دادم و سعی کردم به فضای علمی بازگردد. بنده نتوانستم به مطالبی که یادداشت کرده بودم بپردازم. شما می گویید نقد اندیشه با اندیشه دوستان این کتاب عرفان کیهانی را اگر نخوانده اند بخوانند و به ما بگویند کجا آقای منصوری نقد کرده است.

در خصوص مقدمه هم که الان برای اولین بار شنیدیم خانم پیرزاده قسمت آخر را نوشته اند، در فرمایشات دکتر بود همین امروز گفتند که ما آن را عرفان کیهانی نامیدیم تا رابطه طولی شود. این جمله دقیقا در صفحه آخر مقدمه است من نمی دانم کجا را می گویند خانم پیرزاده نوشته اند.

در خصوص نقد هم متأسفانه ما نقدی نشنیدیم. شما اگر اعتراف می خواهید بکنید، اینجا جای مناسبی نیست، موعظه هایی هم که فرمودید بنده استفاده کردم اما خروج از موضوع بود. ما می خواستیم طبق موضوع جلسه نقد عرفان حلقه را از شما بشنویم.

اگر شما اعلام آمادگی کردید، جناب محرابی در مؤسسه فرق و ادیان و دوستان ما در مؤسسه بهداشت معنوی در ماه بیش از بیست نشست علمی برگزار می کنند ما دوست داریم که از شما در این برنامه ها استفاده شود، اما به شرطی که نقد علمی و درست بشود. کلی گویی هایی که اینها تضاد دارند یا مخالف اهل بیت اند فایده ای ندارد و کسی را قانع نمی کند و روشنگری به دنبال ندارد. اگر بخواهید بروید در سمینارها و بگویید من در مقدمه و شرحم نقد کرده ام، بعد کسی آن را بخواند و به عرفان حلقه گرایش پیدا کند این فایده ندارد. من شما را دعوت می کنم به صداقت بسیاری از مطالب خلاف واقع تان را یادداشت کرده ام که نمی خوانم.

ایشان ادامه داد: جناب منصوری نقد واقعی بکنید، نه نقدی که وارد نیست، تسلیمی که در عرفان حلقه مطرح می شود، تسلیم سنگ و چوب نیست. این طوری نقد کنید مثل مصاحبه تان می شود که گفته اید ده سال پیش مقدمه زدم و نقد کرده ام. حالا طرف داران عرفان حلقه به ما می گویند شما این مصاحبه را جعل کرده اید دکتر خودش بهتر از هر کس می داند که پنج سال پیش مقدمه زده نه ده سال پیش، و اصلا نقد نکرده بلکه شرح و تأیید کرده است. این طور نقد کنید، می گویند که ایشان را تحت فشار گذاشته اید. این برخورد شما به نفع عرفان حلقه است. از شما خواهش می کنم اگر طرفدار عرفان حلقه هستید، بگویید هستم. در این مملکت به طاهری هم کسی نمی تواند چیزی بگوید، شما که جای خود دارید. صریح باشید، صداقت داشته باشید. ما انتظار داشتیم بحث علمی بشود، اما متأسفانه این هزینه ای که شد، ثمری نداشت.

منصوری در پایان گفت: من وجودم را برای انقلاب گذاشته ام، من به کسی بدهکار نیستم، کسی هم با من کاری ندارد. هر چه می گویم صادقانه است. ما اول بنشینیم ببینیم نقد یعنی چه، نگاه هرمنوتیک به قضیه خیلی چیزهای ما را زیر سوال می برد. شما ملا صدرا ببینید اندیشه های ابن سینا را نقد می کند اشراق را نقد می کند، شما توهین نمی بینید. من قبول دارم از نگاه بیرونی یک خطایی پیش آمده است. از نگاه بیرونی ما خطا کردیم و باید جبران کنیم. زبان آقای مظاهری برای نقد خوب است و کمک می کند که چیزی پنهان نماند.

می آییم نقد می کنیم شما نظریه فروپاشی آمریکای من را نمی دانم خوانده اید یا نه، آینده از آن ولایت است، البته ما نباید بگذاریم که این حرفا جوانان ما را مشغول کند.

مریدیان از پژوهشگران مؤسسه بهداشت معنوی گفت: آقای دکتر کسی قصد جسارت به شما ندارد. اما عرفان حلقه با همه آسیب هایی که به دنبال داشته مستند به شما و حرف های شماست. ما از شما خواهش می کنیم، به طور جد نقدهای تان را نسبت به آن ارائه دهید.

محرابی در پایان گفت: ما ازنیت شما در مقدمه ای که زده اید خبر نداریم، اما همانطور که باعث شدید عده زیادی به این فرقه وارد شوند بیاید و کاری کنید که افرادی از این فرقه باز گردند. چون شما یک چهره تلوزیونی بودید و مردم اعتماد می کردند. بسیاری از افراد مذهبی که بنده با آنها صحبت کردم و به این فرقه گرایش پیدا کردند از روی شناخت شما و اعتماد به نوشته های شما درباره این فرقه بوده است. شما چطور با طاهری ملاقات ها و ارتباط داشته اید اما ایشان را نشناخته اید. ما در برخورد اول دیدیم که ایشان نماز نمی خواند و مشکلاتش مشخص شد.

اما برای جمع بندی عرض کنم

جناب منصوری این فرقه را ضاله می دانند.

ایشان قبول می کنند که مقدمه و شرح شان بر کتاب خطا بوده است.

نظر جمع این است که باید نقدهای محکم و صریح و شفاف از سوی آقای منصوری ارائه شود

جناب مظاهری نقدهای دکتر منصوری را ناوارد بر عرفان حلقه می دانند.

جلساتی خصوصی تر میان جناب مظاهری و منصوری برقرار شود تا نقدهای اساسی به اتفاق نظر مشخص شود.

به پیشنهاد منصوری مورد دیگری اضافه شد که دوستان سخنان کسانی را که می گویند دکتر پشت پرده و قلباً با ماست، نپذیرند و به ما اطلاع دهند.

در پایان جلسه آقای تاج الدینی از همراهان دکتر منصوری در خواست کرد که بیانیه ای مبنی بر انحرافی بودن جریان عرفان حلقه تهیه شود و همه اعضای جلسه از جمله دکتر منصوری آن را امضا کنند. این پیشنهاد از سوی اعضای جلسه رد شد و اعلام شد که نقد علمی به تدریج اثر روشنگرانه تر و پایدارتر را در جهت کاهش این گونه انحرافات خواهد داشت.

منبع: http://behdashtemanavi.com/news/

عرفان کیهانی چیست؟

ارسال توسط بینا در تاریخ ۴ - فروردین - ۱۳۹۰

بسمه تعالی

عرفان کیهانی = فرا ماست مالی

 مدعای عرفان کیهانی

برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفکران عارف نما برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند; مانند « انرژی درمانی « فرا درمانی » واژه درمانی « کیهان درمانی » و نیز « عرفان کیهانی » !
آقای « م ـ ط » مبلغ عرفان کیهانی مدعی دستیابی به « شعور کیهانی » است . وی شعور کیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه افراد بیمار را درمان کند! هرچند پیش از این نیز کسانی چون « پائولو کوئیلو » در کتاب « کیمیاگر » (ص ۸ ) اصطلاح « روح کیهانی » را عنوان کرده بودند اما « م ـ ط » در کلاس عرفانی خود که پس از واریز کردن مبلغ ۵۰ هزار تومان توسط مرید به حساب او تشکیل می شود(!) می گوید : « انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر که نیاز به یک نوع نیروی فوق العاده و یک هوشمندی برتر دارد که ما اسم آن را « شبکه شعور کیهانی » گذاشته ایم » . او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن مدعی « فرا درمانی » و دستیابی به « طب مکمل » شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع ) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است !

 روش فرا درمانی وی در سه بخش : « راه دور راه نزدیک و درمان های کمکی » خلاصه می شود که مطابق آن شرکت کنندگان می توانند با اسکن کردن (لمس و مالش ) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن (!) و قرار دادن دست در محل درد به بیمار کمک کنند! این مهندس مدعی در کلاس هایش به مریدان القا می کند : « ما از امشب یک ارتباط از راه دور با هم داریم یعنی همه شما در یک ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می کنید و بعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد » (!) به این ترتیب وی و شاگردانش کلاس هایی تحت عنوان « عرفان کیهانی » در تهران کرج همدان نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار کرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی کرده است . تنها کافی است با خواندن گزارش یکی از کلاس های آنها پی به آثار سو اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد : « وی در یکی از جلسات و آموزش اسکن (تماس و لمس ) بیماری ها از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یکی از خانم های حاضر در جلسه که آرایش غلیظی داشت می گوید استاد من از اصل غافلگیری استفاده کردم و آزمایش را در مورد یک فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسکن (تماس ) دستهایم گفت تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و کتفم گرم شده است (!) او می خواست به من حمله کند و به من گفت در گذشته من یک مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم (!) و سپس عنوان کرد که تمام دردهایش کم شده است . (خنده حضار) (ویژنامه کژراهه ص ۹ اسفند ۸۶ )

 نقد
۱ ـ نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام ملاک حقانیت یک ادعا انطباق آن با سنجه های مورد تائید « دین » و « عقل » است . دو چشم بینای عقل ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت ) محک راستی آزمایی هر ادعایی است . پیامبر عظیم الشان اسلام (ص ) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نکته پای می فشرند که حتی آنچه از ما معصومین (ع ) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاک و میزان در رد و یا قبول یک ادعای معنوی صرف تایید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مکتوب آن نمی تواند باشد.
۲ ـ مدعی عرفان کیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است :
اولا) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی تجربی و پزشکی ایشان باید بگوید که اساسا انرژی درمانی فرا درمانی طب مکمل کیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به « عرفان » دارند که ترکیب نامانوس « عرفان کیهانی » را بر آن نهاده اند ! در خوشبینانه ترین صورت شاید بتوان اثبات کرد که این ادعاها فرایندی پزشکی تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع « نظریه ای روانشناسی » می باشد اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید ! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع « عرفان » مفهوم مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد ! ثانیا) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت ۵۰ هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزک کرده به دیگران منتقل کرد ! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد ! آیا در طول تاریخ اسلام عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت زمینه مرتبه استعداد توان تشرع تعهد و شوق طالب توجه داشته اند ! منش و روش اولیا الله و سلوک بزرگانی که نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی شیعی ثبت است اینگونه نبوده و نیست ! عرفای بالله از دکان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان مبری بوده و اصولا ادعایی نداشته اند که به مرتبه ای رسیده اند;
هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
ثالثا) آیا می توان با تشکیل کلاس های مختلط با شرکت خانم های جوان با وضع زننده در کنار پسران چشم دریده به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفکر مابانه روح و روان را صیقل داد ! مگر طبق آموزه های دینی همنشین انسان نشانه ای از وجود انسان نیست آیا سفارشات اکید اولیا دین بر پرهیز از تشکیل و شرکت در مجالسی که شئونات اسلامی و حیای انسانی بهایی ندارند به ما نرسیده اند ! مگر فقهای عالیقدر شیعه به عنوان مرزبانان بیدار آئین مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند !
شبه عرفان های منهای شریعت
الف ) بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار کند. امروزه واقعیتی به نام « خلا معنویت » در زندگی انسان مدرن علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد; یعنی هم دست افراد گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سو استفاده از این احساس نیاز معنوی بازمی گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه توجیه می کند. در این روزگار بعضا نسل تشنه معنویت نادانسته عطش خود را با سراب های عرفان نما فرو می نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست بلکه بنا به گزارش میلتون پرکارترین محقق در حوزه جامعه شناسی ادیان نوپدید گریبانگیر غرب نیز شده است آنجا که می نویسد : « بیش از دو هزار فرقه معنویت گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند . » (حمیدرضا مظاهری سیف عوامل پیدایش معنویت های نوظهور ماهنامه موعود ش ۸۹ )
برای تفنن هم که باشد اصطلاح « مدعیان دروغین » یا « عرفان های مدرن » و یا « معنویت های مجازی » را در اینترنت جستجو کنید تا با انبوهی از آمار اخبار افراد و گروه های مدعی در صفحات سایت ها و خبرگزاری ها برخورید . بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی « بیش از ۵۰ فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن ها فعال اند و قریب ۲۰۰ عنوان کتاب تالیف ترجمه و چاپ و توزیع » کرده اند . (جانشین فرماندهی نیروی انتظامی خبرگزاری فارس .۸۷ ۶ ۲۶ )
ب ) تجربه ثابت کرده است که نتیجه و نهایت شبه مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی ) است ; یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتا فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می کنند که در آنها بیش از هر چیز « فردگرایی افراطی » « درون گرایی » و تکیه بر استعدادهای درونی بشر به چشم می خورد نه معنویت و عرفان ! در فرهنگ ما بکارگیری لفظ « عرفان » عرفان اسلامی شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می کند نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند « عرفان کیهانی » اغلب انسان را به واکاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می کنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق کمک کنند; هر چند که در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای کتاب های « پائلوکوئیلو » « اشو » « کریشنامورتی » « کارلوس کاستاندا » که نوید بخش آرامش و تعالی هستند بعد از طی مسافتی خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند; چرا که اساسا این مکاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مکاتب بیشتر به « نظریه های روان شناسی » شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن . (فصلنامه کتاب نقد ش ۴۵ زمستان ۱۳۸۶ مقاله های : سحر و جادو در آثار پائولوکوئیلو و آرامش پایدار کتاب « آفتاب و سایه ها » دکتر محمد تقی فعالی )
ج ) در یک تقسیم بندی کلی می توان اهداف و انگیزه های مدعیان نحله های شبه عرفانی را به : « انگیزه های شخصی » و « اهداف گروهی و تشکیلاتی » (که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم دارای رگه های وابستگی سیاسی هستند) تقسیم کرد. می توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد :
۱ ـ کسب شهرت و آوازه
۲ ـ کسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح
۳ ـ شهوترانی و سو استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان
۴ ـ احساس خود برتربینی خود دیگربینی الینه شدن قدرت طلبی و مرید پروری ; معمولا این نوع مدعیان بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده
۵ ـ جبران شکست های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی های گذشته و پاسخ به عقده حقارت
۶ ـ جبهه گیری و ضدیت با دین مذهب و نظام اسلامی
۷ ـ تشکیل شبکه های فساد اخلاقی باندهای توزیع مواد مخدر ایجاد گروه های ضد اجتماعی مانند سرقت قتل و تسویه حساب های شخصی و گروهی
۸ ـ تشکیل شبکه های سیاسی امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات های خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام . (بازخوانی پرونده متمهدین ماهنامه معارف شماره ۵۹ )
د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه مدعی باید یادآور شد که آنها بسته به موقعیت امکانات و اهداف خود هم از « روش فردی » چهره به چهره و هم از « روش های سازمانی » با تعیین سرگروه ها و حلقه های رابط به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می باشند :
۱ ـ شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور
۲ ـ تامین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول مواد مسکن و تامین اسباب عیش و نوش آنها
۳ ـ تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری ; مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود
۴ ـ دادن اذکار و اوراد غیر ماثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل های غیرشرعی و به ظاهر جذاب
۵ ـ چشم بندی کف بینی رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح
۶ ـ ادعاهای گزاف و دروغ پردازی های بزرگ مانند : ادعای کرامت و معجزه ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول
۷ ـ خواب سازی و یا تعبیر خواب های مریدان به شکل جذاب و دلخواه
۸ ـ لفاظی و سخنوری و سو استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب
۹ ـ تفسیر به رای قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد
۱۰ ـ انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و ماموریت های خاص به هر مرید
۱۱ ـ ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج
۱۲ ـ ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی قضایی امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان
۱۳ ـ ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی ; مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد
هاـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک های مادی و دستگیری های معنوی . (بازخوانی پرونده متمهدین ماهنامه معارف NGO 14 ـ نفوذ در شماره ۵۹ ) .
برای کسب اطلاع بیشتر به وبلاگ سراب عرفان کیهانی مراجعه نمایید .

bonyanemarsoos.blogfa.com/post-117.aspx‏

ویدئو‌ی امروز

محبوب‌ترین‌ها

وارد شوید