شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’یوگا‘

نقد عرفان یوگا

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۹ - مرداد - ۱۳۹۰

تاریخچه

یوگا[۱] یا به عبارت فارسی « جوک »که از طرفی به عنوان ورزش و از طرفی دیگر به عنوان راه حقیقت مورد توجه است[۲]هر چند در کشور ما نوظهور است  اما بنا به اعتقاد هندوها سابقه طولانی ۲۰۰۰ ساله دارد.

امروزه یوگا در مناطق مختلفی از جهان تعلیم داده می شود. مهمترین کشوری که یوگا درآن جایگاه ویژه ای دارد کشور هند است به گونه ای که  ۲۰۰۰ مرکز آموزش یوگای بیحای هند توسط دولت به عنوان دانشگاه شناخته شده اند.[۳] در پاره ای از مراکز هند نظام تعلیم و تربیت  به سبک یوگا مورد اهتمام است } روش یوگانیدرا که اصول آن مربوط به قوانین کنترل و تربیت ذهن است{.[۴]پتنجلی [۵]موسس یوگاست که حدود قرن قبل دوم میلاد مبانی و مسائل مربوط به یوگا را مدون نموده است.[۶]پتنجلی در کتاب مشهور خود موسوم به یوگاسوترا مراحل و طرق مربوط به مشهورترین طریق یوگا (راجا یوگا) را تبیین نموده است.[۷]

فلسفه نظری سانکیهه که یکی از مکاتب فلسفی هند است اساس و پایه یوگاست.[۸] ریشی کاپیلا فلسفه سانکیهه را پایه ریزی کرد و یوگا در حقیقت جلوه عملی این فلسفه است. سانکیهه فرضیه­های اثبات خدا را تجزیه و تحلیل نموده و ان را برای اثبات خدا ناکافی دانسته است و در ابطال این ادله مدعی شده « وجود و عدم وجود خدا با نحوه تمرین­های روحی شخص رابطه ندارد.» از سوی دیگر بودیسم و یوگا در اصول اولیه واجبات و پرهیزها و مفاهیم فلسفی بسیار به هم نزدیک اند.[۹]

بنا به گفته کتاب­ هاتایوگا ـ پردایپیکا که از قدیمی­ترین منابع آیین ودایی است، چهار نوع یوگای اصلی وجود دارد؛ کارمایوگا، بهاتکی یوگا، گیانایوگا، راجایوگا. کارمایوگا رسیدن به وحدت از طریق کار و خدمت است. بهاتکی یوگا رسیدن به وحدت از طریق محبت به همنوع و عشق به خدا و تکرار ذکر است. گیانا یوگا درک  وحدت از روش یادگیری علم و ارتقاء آگاهی است و راجایوگا رسیدن به مرتبه وحدت از طریق کنترل و پرورش ذهن و رون است.[۱۰]البته با نگاهی دیگر اقسام دیگری همبرای یوگا برشمرده اند.مهمترین شاخه های یوگا از دیدگاه سلوکی «راجایوگا» است که مستقیماً به ذهن پرداخته می­شود و تمام سلوک آن مبتنی بر تمرینات ذهنی است.[۱۱]

اکثر انواع یوگا در بهگود گیتا که خود را کتاب مقدس یوگا می­نامد شرح داده شده است که البته در قرون اخیر بعضی اساتید برجسته یوگا، ترکیبی از یوگای گوناگون را تدریس کرده­اند.[۱۲]

هندوها معتقدند که شیوا (یکی از خدایان باستانی هندو) خدای کشنده و مهلک و فنا کننده موجودات می دانند البته از آن جایی که برای او صفات پیچیده و مظاهر گوناگون هم ذکر کرده اند او را سرچشمه حیات و زمان و منشا دگرگونی و باز آفرینی هم ذکر کرده اند. به گفته هندوها، او در جنگل­ها زندگی می­کند و خدای یوگا و نگهدارنده یوگی­هاست.[۱۳]بنا به ادعای هندوها یوگا طریقت عملی و غیر آیینی گسترش آگاهی بود که در هند قدیم مرسوم بود و در مقابل آن طریق آیینی هند قرار داشته کهدر دست برهمنان بود، اما در یوگا این محدودیت وجود نداشت، به همین جهت فراگیر شد و در تاریخ ماندگار شد.[۱۴]

یوگا در ایران

یوگا امروزه در کشور ایران از فضای کتابخانه و باشگاه های ورزشی گذشته و به محیط کوچه و بازار و محیط کار و اماکن آموزشی و مدارس سردراورده است. بسیاری از مردم بویژه جوانان یوگا را می شناسند و تعداد قابل توجهی از یوگا کارها، از یوگا به عنوان راه حقیقت خواهی و طریق ورود به عالم معنا نام می برند و از تاثیرات مثبت آن در زندگی می گویند. با سیری گذرا در فضای مجازی روشن می شود که یوگا به زبان فارسی حجم بالایی را به خود اختصاص داده است به گونه ای که با یک جستجوی ساده در اینترنت در مورد واژه «یوگا» بیش از ۵۳۰ هزار یافته و نتیجه در باب یوگا ـ فقط به فارسی ـ پیدا می شود و بیش از ۵۰۰ مطلب به زبان فارسی در سایت ها و وبلاگ ها خود را نشان می دهد و ۳۵ پایگاه الکترونیک مستقل جهت تبلیغ یوگا در فضای سایبر عرض اندام میکند. بعلاوه ۱۵۴ عنوان کتاب و ۳۹۹ پایان نامه و مقاله در مورد یوگا درکتابخانه ملی جمهوری اسلامی به ثبت رسیده است.

هر چند تعداد زیادی از کتاب های یوگا در مورد تکنیک ها وفنون یوگا به فارسی تالیف یا ترجمه شده است اما تنوع موضوعاتی که یوگا به آن ها پرداخته است علت اصلی نفوذ یوگا در ایران بوده است. به عنوان مثال کتاب هایی در موضوع یوگای پس از زایمان و یا یوگای صورت منتشر شده است. نکته قابل ذکر این که تقریبا در تمامی کتاب های یوگا به «عرفان بودن یوگا» اشاره شده است و در بسیاری از این کتاب ها، مبانی این ادعا، توضیح داده شده است.

ماهیت یوگا و مراحل آن

اساتید برجسته یوگا در توضیح یوگا می گویند:

«برای رسیدن به تعالی می­بایست جسم و روح انسان یکی شود و در صورت یکی شدن است که شخص به کمالات انسانی، تهذیب اخلاق و سلامت جسم و ذهن نایل می­شود … در یوگا ادعا می­شود انسان از طریق یوگا به خود اگاهی رسیده و به خویشتن خویش پی می­برد و قادر به شناخت و دیدن حقیقت می­شود»[۱۵] مروجین اصلی یوگا این مکتب را نه فقط یک ورزش بلکه معبری برای وصول به حقیقت می­دانند.

«مفهوم یوگا بسیار عمیق­تر از آن است که بین عوام شایع است، عده­ای آن را ورزش می­دانند، گروهی فکر می­کنند با یوگا می­توانند به زیبایی و تناسب اندام برسند ـ ولی هدف یوگا متعالی­تر از موارد فوق است، شخص ضمن خودشناسی به سلامت جسم و ذهن نایل گشته و نهایتاً به آرامش درون دست می­یابد.»[۱۶]یوگا در بالاترین سطح به ادعای آگاهی وحدانی عارف اشاره دارد که در آن فرد از من (نفس) خارج می­شود و سرشت روحانی او شکوفا می­شود.[۱۷]

فرایند یوگا را هشت مرحله شمرده­اند:[۱۸]

«یاما (اعمال و رفتاری که عموم باید انجام دهند)، نیاما (اعمال و روش­های شخصی)، آسانا (حرکات)، پرانایاما (کنترل تنفس)، پراتی­ها را (اعمال فکری و کنترل احساسات)، دهارانا (تمرکز)، دیانا (مدی تیشن) و ساما دهی (خودشناسی و حقیقت)[۱۹]

در یوگا انجام سه مورد اول مورد اهتمام همگانی است و باهدف سلامت جسمی و تفکر آگاهی ساز مورد عمل قرار می­گیرد.در مرحله اول (یاما) دسته­ای از دستورات عمومی و همگانی از جمله صداقت، پرهیز از دزدی، محدودیت در عمل جنسی، دوری از مال و ثروت و هواهای نفسانی توصیه می­شود. در قدم دوم (نیاما) مجموعه­ای از قوانین و رفتارهای شخصی که شامل روش­های معین فیزیکی و روانی می­باشدتعقیب می­شود مانند قناعت، ریاضت، خودآگاهی و اعتقاد به خدا. مرحله سوم (آسانا) شامل نگهداری بدندر حالات ویژه به منظور رشد و پیشرفت بدن و آرامش فکر است که پاکیزگی در مجرای کانال­ها و رسیدن به نیروی حیاتی به جسم و ذهن به عنوان هدف در این مرحله مورد نظر است.شرح روش­های یوگا را می­توان در کتاب­های متعدد هندو از قبیل وداها، اوپانیشادها، بهگودگیتا و تانتراها دید.[۲۰]

سه مرحله آخر در یوگا، یوگای درونی[۲۱] نام دارد و ۵  مرحله اول یوگای بیرونی نام گرفته است.تمامی هشت مرحله در یوگا به «آشتانگایوگا» معروف است.[۲۲] روش هشتخوان پتنجلی قرنها چهارچوبی رایج برای تعلیم و تدریس یوگا بوده است.[۲۳]

امروزه در یوگا،  تمرکز فراوانی برحرکات و اعمال و تکنیک های جسمی یوگا (آساناها) صورت می­گیرد که هدف هایی از قبیل انقباض و انبساط شش­ها، انعطاف ستون فقرات، تخلیه مناسب مواد زاید بدن، بالا رفتن مقاومت بدن در مقابل بیماری­ها، تصفیه خون و جریان صحیح خون با این تمرینها مورد لحاظ قرار می­گیرد و طی آن تکنیک­های مختلفی در حالت­های نشسته، شکمی، حرکات دست، حالت دو زانو، حالت سر آموزش داده می­شود. در یوگا زمانی به فرد «استاد» گفته می­شود که بتواند حرکات فیزیکی (آسانا) را بدون حرکت اضافی انجام دهد.[۲۴]

هر چند در سه مرحله اول یوگا اهداف روانی و روحی هم مورد نظر است اما در مرحله پرانایاما[۲۵]چهارمین رکن در راجایوگای پانا نجلی است. اما پرانایامای مطرح شده در هاتایوگا تمرینات تنفسی خاصی است که مقدمه رسیدن به پرانایامای پاتا نجلی است.[۲۶]که یک فرایند تنفسی است نگاه معنوی و عرفانی برجسته می­شود و یوگا خود را به مرز عرفان نزدیک می­کند، در این مرحله هرچند در بدو نظر، ورود و خروج منظم هوا مطرح است اما از نگاه یوگیست­ها با این فرایند تنفسی «نیروی حیات!» کنترل و منظم میشود.[۲۷]به ادعای ایشان پرانا چیزی فراتر از هواست. چیزی است که در حقیقت نیروی حیاتی است و شامل نیروی تحریکی تمام عناصر در زمین می­شود که منشا نیروی اندیشه است و نیروی حیاتی هر موجود زنده است.[۲۸] از همین جاست که پیوستگی میان پرانا و نیروی روح خود را نشان می­دهد و در نهایت این پیوستگی به اتحاد روح با خدا پیوند می خورد. در میان مجسمه های بودا  یک حالت مشهور که همان حرکت لوتوس است بیش از دیگر حالتها مشاهده می شود. این حالت یکی از حالتهای مراقبه پرانا ست که بودای آسوده را نشان می دهد .[۲۹]

ورود به مرحله چهارم (پرانایاما) در یوگا چنان اهمیت دارد که به «جان یوگا» مشهور است. در همین مرحله است که کانال­های انرژی و کسب انرژی مطرح می شوند[۳۰] و سخن از نادی­ها و رب النوع ماه و خورشید گفته می­شود.[۳۱]

ایده های محوری

۱ ـ کندالینی

این واژه به معنای مار آتشین، قدرت مار و نیروی اولیه است و منظور از آنمرکزی حلقه وار است که در حفره ای در پایین ستون فقرات قرار دارد[۳۲]که به اعتقاد یوگی ها  این مرکز دارای نیرویی روحانی است که میتواند تغییرات زیادی دروضعیت روحی و روانی فرد ایجاد نماید.[۳۳]این نیرو نشان دهنده نیروی خلاق خداوند است که در تعالیم هندو به آن شاکتی (تجلی بعد مونث خداوند ) گفته می شود.[۳۴]به اعتقاد ایشان بیداری این نیرو باید تحت نظر یک گورو و مرشد روحانی باشد که خود تجربه گر تمامی مراحل مختلف در این عمل بوده تا بتواند این تحول رابدون اسیب به انجام رساند، چرا که بیدار کردن نابهنگام این نیرو بیشترین خطر را در پی دارد.[۳۵]

از طرف دیگر بدون برانگیختن این انرژی خفته ، سیر روحی و رسیدن به سامادهی که غایت در یوگاست غیرممکن است.[۳۶]این انرژی حیات اگر از ستون فقرات به سمت بالا صعود کند از بالای سر خارج می شود و با انرژی روحانی موجود در جهان هستی آمیخته می شود[۳۷]و در این حالت است که شخص به حالت فرا آگاهی می رسد.[۳۸]فرا آگاهی همان یکی شدن روح فرد با روح جهان یا ابرخود است.[۳۹]به اعتقاد یوگی ها ،رهایی از چرخه تولد و مرگ ( زنجیره رنج وتناسخ ) از نتایج بیداری این نیروست.[۴۰]

علاوه بر مطالبی که در باب تاثیرات روحی و روانی بیداری کندالینی گفته شد به اعتقاد یوگی ها هرگاه کندالینی فعال شود حرکت آن می­تواند بر بسیاری از مراکز بدن هم اثر بگذارد. اولین مرکزی که اثر می­پذیرد دستگاه اعصاب است. همین طور بر معده، قلب و خون اثراتی دارد.[۴۱] یکی از اثراتی که برای بیداری کندالینی بر شمرده­اند تقویت حواس (نگاه ، فکر، ذهن ..) است.[۴۲]

چاکراها و نادی ها

چاکرا گردا­ب هایی هستند که انرژی از طریق آنها به بدن وارد و از آن خارج می­شود. در مباحث مربوط به یوگا معمولاً از ۷ چاکرا نام برده می­شود که محل تجمع انرژی اند. انرژی که این گرداب­ ها را به کار می­اندازد یکی از آنها کندالینی است دیگری نیروی روحانی نهفته در وجود ادمیان است. چاکراها قادر به دریافت انرژی هم هستند[۴۳]چرا که انسان­ها از دیگران انرژی می­گیرند هر چند که این انرژی ممکن است مثبت باشد و به قدرت چاکرا کمک کند و ممکن است نیرومند باشد و بعضی از چاکراها را از کار بیندازد و ممکن است اثر منفی داشته باشد.

نادی­ها هم کانال­های برای ورود و به گردش افتادن نیروی حیات در بدن­اند. (مجرای عصب در بدن ظریف) به عبارتی نادی یعنی رسانه و راه جریان انرژی در بدن [۴۴]نادی به منزله شبکه ظریفی از شریانها هستند (به معنی نی، رگ و …) که وظیفه آن حمل پرانا (انرژی حیاتی) در تمام سیستم انرژی لطیف انسان است. پرانا  همان «انرژی مطلق» است. این انرژی حیاتی جهانی همان است که در زبان چینی و ژاپنی «چی chi» و «کی ki» گفته می­شود. در بعضی از متن­های قدیمی هندی به ۷۲ هزار نادی اشاره شده که مهمترین آنها سوشومنا، آیدا و پینگالا نامیده می­شود.[۴۵] سوشومنا از کندالینی مستقیما به سمت بالا می رود اما دو نادی دیگر به صورت مارپیچ از کندالینی بالا می رود. جایی که دو نادی آیدا و پینگالا به هم می رسند و همدیگر را قطع می کنند «چاکرا» تشکیل می شود.

از طرف دیگر چاکراها از راه­ نادی­ها، انرژی حیاتی را از محیط اطراف و کیهان و از بدن­های لطیف دریافت می­کنند. یوگی­های معتقد به وجود ۸۸ هزار چاکرا در بدن هستند که هفت چاکرای آن اصلی است که در سرتاسر محور قائم میانی و در جلوی بدن قرار دارند (بدن اتری) که به شکل غنچه­های گل شیپوری هستند.[۴۶] غنچه گل نیلوفر نماد چاکراهاست. انرژی های حاصل از سنگ­ها و مواد معدنی و کانی­ها، تاثیرات ویژه­ای بر چاکراها دارند و قدرت شفا و بیدارسازی دارند.[۴۷]در یوگا علاوه بر چاکراهای متعدد و نادی های فراوان، به بدن های مختلف انرژی ( بدن اتری، بدن اختری ، بدن ذهنی، بدن روحانی ) هم اشاره شده است که به اعتقاد ایشان این بدن ها بعد از هر تناسخی دوباره با فرم جدید بدن فیزیکی یکی می شوند.

کتاب هایی که با عنوان چاکراتراپی امروزه منتشر می شود با هدف فعال نمودن و باز کردن چاکرا ها تالیف می شوند . هر چند برای این هدف تکنیک های یوگا را بسیار موثر می دانند اما درکنار آن، درمان از طریق سنگ ها ، کانی ها ، موسیقی و انرژی هم در یوگا بسیار مورد تاکید است.

تامل و کنکاش

۱       ـ برخلاف آن چه که مدعیان یوگا می گویند یوگا  نه مکتبی روان محور و نه مکتبی روح گرا بلکه مسلکی است که اساسا « تن محور» است چرا که این مبنا را یوگا از آیین تانترا گرفته و بدنامی آیین تانترا از این نظر چنان شهره است که ضرب المثل گردیده است، به گونه ای که یکی از علل ناشناخته ماندن تانترا و عدم توجه محققین ادیان هند به این آیین، نگاه ویژه و منحصر به فرد مکتب تانترا، به جسم و تن انسان و آیین های جنسی آن است. این آیین که در قرن چهارم میلادی شروع شد و درقرن ششم تثبیت شد درحقیقت آخرین ورق از کتاب آیین های معنوی هند است. از نگاه هندوها معنویت در تاریخ ( هم چون اعتقادی که به ادوار جهانی و انقراض تدریجی معنویت دارند ) سیر نزولی دارد و آثار تانترا چون مربوط به عصر سقوط معنویت بشر است دین عصر تاریکی[۴۸]نام گرفته است.

در نگاه تانترا چون انسان در عصر تاریکی، آلوده به گمراهی­ها و پلیدی هاست و در لجن­زار مادیات غوطه­ور است، ناچار باید آزادی خود را در همین منجلاب جستجو کند و بنای معنویت خویش را در همین گرداب بنا کند؛ پس لازم است از نیروی شگفت انگیز غریزه جنسی که محرک عصر تاریکی است استمداد جوید. هرچند در آیین­های باستانی هند، جسم انسان بزرگترین مانع صعود معنوی اوست، اما تانترا اهمیت جسم را در حد پرستش بالا می برد و آن را تبدیل به معبد می­کند، به گونه­ای که آورده­اند:

«بدون جسم نه تکاملی است و نه سعادتی … اماکن متبرکه در همین جاست … هیچ محل زیارتی چون جسم خودم نیافتم» [۴۹]

طبق اصل بالا، پرستش اصل مونث و الهه مادر که در تانترا نیروی زاینده حیات است، بسیار  اهمیت می­یابد. مراسم عبادی تانترا که مبنی بر محور قرار دادن روابط جنسی است جهت انعکاس ازدواج خدایانی چون شیوا و شاکتی است. طبیعی است که با این عینک، خوب و بد و خیر و شر همه اموری اعتباری و نسبی دیده می­شوند و آخرین حد نیکی با درجه بالای بدی مساوی جلوه می­کند. آمیزش عبادی جنسی[۵۰]از مراسم های مهم عبادی تانتراست.[۵۱] به طوری که درآثار مقدس تانترا گفته شده:

« همان کرداری که باعث می­شود گروهی در جهنم بسوزند، یوگی آزادی خویش را از همان راه بدست می­آورد»[۵۲]

جهت رسیدن به وحدت از راه آمیزش جنسی است که یکی از خطرناک­ترین روش­های ریاضت مشهور به کندالینی یوگا در تانترا ابداع گردیده است. نیروی خفته کندالینی که از اولین چاکراهای انسان سرچشمه می­گیرد، در مرکزی قرار دارد که بین مقعد انسان و آلت تناسلی اوست که در مرکز آن، آلت تناسلی نر است.در چنین منطقی ـ که جسم مرکز همه چیز است و عالم جسم تنزل یافته همان عالم کبیر است ـ بیشترین توجه به همین جسم فیزیکی معطوف می­شود و همه مطلوب­ها د ر همین جسم و نیروهای نهفته در آن جستجو می­شود. بی­دلیل نیست که بیش از هزار تکنیک در یوگا صرف پرورش جسم و تربیت بدن می­شود.

در نگاه اسلام هر چند به جسم توجه ویژه ای شده و نظافت و پاکی جسم و سلامت وشادابی بدن به صورت برجسته ای لحاظ گردیده است، اما همه این ها بر این مبناست که بزرگان دین، جسم را مرکب روح معرفی کرده اند و اصالت را به روح انسان ـ که نفخه ای الهی است و خلق ویژه خداوند است ـ داده اند و جسم از این نظر که پایگاه روح و حامل آن است کرامت یافته است . این ایده که « همان کرداری که باعث می­شود گروهی در جهنم بسوزند، یوگی آزادی خویش را از همان جا بدست می آورد» در منطق اسلام توهمی بیش نیست و برای پرورش روح، دستوراتی همگانی ومشترک تحت عنوان اوامر ونواهی الهی تشریع شده است و این طور نیست که بی بندوباری جنسی برای بعضی گناه و برای بعضی عامل رستگاری باشد. طبق متون اسلامی هرچند که با نظر به زمینه های ژنتیکی و بستر های اجتماعی، روح انسان ها ممکن است گرایشهای مختلفی پیدا کنند اما روح همه انسان ها برای تکامل و تعالی نیاز به دسته ای از اعمال و رفتارها دارند که نیاز مشترک همگان است وبدون این دسته از اعمال که در حکم اصول و زیربنای پرورش روح است، گرایش های فردی هر انسان راه بر به کمال و سعادت نخواهد بود. این اصول اعمال که تحت عنوان « واجبات و محرمات » نیز از آن ها یاد می شود، برامده از خصوصیت هایی فراگیر و مشترک در روح انسان هاست که باعث جعل دسته ای از قوانین مشترک  برای سیر و تعالی روح گردیده است.

۲ ـ قابل تامل این که الهه مادر که دربسیاری ازآیین های هندی مورد پرستش قرار می گیرد و در یوگا هم مورد توجه است همان است که جلوه نیروهای شر و نمودی از قدرت های شیطانی است به گونه ای که انتوان لاوی پایه گذار شیطان گرایی در عصر مدرن  ومولف انجیل شیطانی از نام های شیوا و دخترش کالی  به عنوان نامهای شیطان (The Infernal Names ) و تجسم شیطان و جلوه آن در کتابش یاد می کند. نام شیوا و کالی به عنوان نام مقدس شیطان در متن زیر از کتاب انجیل شیطانی آمده است.

.

Abaddon   Euronymous O-Yama

Adramelec   Fenriz  Pan

Ahpuch   Gorgo  Pluto

Ahriman  Haborym  Proserpine

Amon  Hecate  Pwcca

Apollyn  Ishtar  Rimmon

Asmodeus   Kali Sabazios

Astaroth  Lilith  Sammael

Azazel  Loki  Samnu

Baalberith  Mammon  Sedit

Balaam  Mania  Sekhmet

Baphomet Mantus  Set

Bast  Marduk  Shaitan

Beelzebub  Mastema  Shamad

Behemoth  Melek  Taus  Shiva

Beherit    Mephistopheles   Supay

Bilé  Metztli  T’an-mo

Chemosh Mictian  Tchort

Cimeries  Midgard  Tezcatlipoca

Coyote Milcom Thamuz

Dagon  Moloch  Thoth

Damballa Mormo  Tunrida

Demogorgon  Naamah Typhon

Diabolus  Nergal  Yaotzin

Dracula  Nihasa  Yen-lo-Wang

Emma-O Nija

گفتنی است که کالی همان الهه سیاه است که در اطراف گردن او گلوبندی از جمجمه های اموات آویخته است.در ایالت بنگال هند او را به نام مادر کل می پرستند و بعضی از بزرگان یوگا مانند راما کریشنا و ویویکاننده زندگانی خود را صرف خدمت به او یا وقف عبادت او کرده اند.[۵۳]

۳ـ در یوگا از یک طرف عنوان گردیده که رسیدن به کمال و رستگاری فقط با بیداری کندالینی امکان پذیر است، از طرف دیگر اعتراف کرده اند که پیروان دیگر ادیان هم ممکن است با انجام مناسک عبادی دین خود به بیداری کندالینی دست یابند و این رستگاری با انجام دستورات خالصانه ادیان دیگر هم محقق گردد.

بعضی از کسانی که خود جز مروجین دسته اول یوگا هستند و سالهای سال جهت بیداری کندالینی ریاضیت­های طاقت فرسارا پشت سر نهاده اند می­نویسد:

«تمرینات زیادی برای رسیدن به مرحله بیداری شاکتی انجام می­دادم. حتی گاه تمرینات بسیار سخت و فشرده مودرا، باندها، و پرانایام رادر حد بسیار وسیع و شدید انجام می­دادم، روزی ۹ ساعت تنها تمرینات پرانایام و سه ساعت مودرا و باندها و انجام دادن مانتراهای مختلف. به مدت سه سال هم زمان به مدیتیشن مداوم در هر موقعیتی و انجام دادن ریاضتهای سخت و خوردن خوراک بسیار ساده و کم بدون هیچ گونه نمک و چاشنی و یا کمی شیر با میوه پرداختم، به طوری که حتی با توجه به اندام لاغر آن زمانم، پانزده کیلو وزن کم کردم.پساز جستجوی های بسیار زیاد، لطف خداوند مرا با گورویی در طریقت شاکتی پات در هیمالیا روبه رو کرد و سرانجام شاکتی پات را از او دریافت کردم. پس از طی حوادثی شگفت و مرموز شش ماه بعد از گورویی دیگر از همان سلسله مجدداً شاکتی پات و انرژی روحانی را دریافت کردم و تجربیات واقعی و زندگی جدیدم شروع شد. تغییرات بسیاری در بدن مادی و افکار و احساساتم به وجود آمد، ولی تغییراتی که در کل آگاهی ام رخ داد مشخص­تر بود».[۵۴]

وی ناخواسته در پایان نوشته خود اذعان نموده :

«بیداری شاکتی تنها مربوط به یوگیهای هند و تمرینات مخصوص کندالینی نیست، بلکه رعایت مقررات روحانی هر مذهبی ممکن است شاکتی (کندالینی ) را در آنها بیدار کند و این تجربیات بدون ذره­ای آگاهی در آنها رخ دهد…هر فردی با هر دینی اگر با خلوص عبادت کند و خداوند را با تمام قلبش بپرستد و عشق و خدمت و بندگی خداوند هدف نهایی زندگی­اش باشد، به لطف الهی، قدرت خدا (کندالینی شاکتی) در او بیدار می­شود.[۵۵]در اثر تحریکاتی مانند نزدیک شدن به مرکزی روحانی مانند معبد، مسجد، کلیسا یا شرکت در مراسم مذهبی و اذکار روحانی مرکز کندالینی مشتعل می­شود.»[۵۶]

حال باید پرسید : با این توصیف چه نیازی به یوگا وجود دارد؟ اگر قرار باشد با دستورات ساده و همگانی ادیان الهی، بیداری کندالینی صورت پذیرد چرا وقت افراد بدون ضرورت صرف تکنیک های پیچیده یوگا گردد؟ اگر می توان با دستوری که فقط چند دقیقه زمان می برد چاکرا را باز کرد چرا انسان روزانه ۹ ساعت صرف وقت نماید که در نهایت چاکرا تراپی صورت گیرد یا نه ؟

۴ـ سوالی که بسیاری از افراد نا آشنا با یوگا می پرسند در مورد ادعاهایی است که در یوگا در مورد  هفت بدن ، هفت چاکرا ، نادی ها و کندالینی آمده است.

این سوال به ذهن هر خواننده و ناظر بی طرفی می رسد. براستی با کدام پشتوانه این ادعاهای به ظاهر روحانی و فلسفی به اثبات رسیده است؟ اگر این گونه عقاید به علوم تجربی متکی است در چه علمی و کدامین آزمایشگاه علمی، این ایده ها به اثبات رسیده است؟ تاکنون هیچ دانشمندی در حوزه علوم تجربی ادله ای بر اثبات آن اقامه ننموده است و هیچ کس مدعی وجود ۷۲ هزار نادی و ۸۸ هزار چاکرا در بدن نبوده است. یکی از دلایل اختلاف نظردرمورد تعداد نادی ها وچاکرا ها در بین یوگی ها همین امر است.

از طرف دیگر دلیل عقلی و برهانی قابل قبولی هم در کتاب های مربوط به یوگا ارائه نشده است. روشن است که دلایل عقلی باید چنان روشن  باشند که درک  آن برای هر عقلی بدیهی وخالی از شک و تردید باشد . اگر دلیلی برای اکثر مردم قابل قبول باشد و تعدادی را به اقناع نرساند این دلیل به ظاهر دلیل بوده است ولی در واقع  در شکل یا محتوا دچار اشکال بوده است؛ به همین جهت  برهان فلسفی و استدلال منطقی محسوب نمی شود، در نتیجه یقین و علم نمی آورد و حداکثر برای مخاطب گمان آور است.

از سوی دیگر در یوگا برای اثبات این گونه ادعاها، دلیل نقلی که برخوردار از پشتوانه وحیانی باشد هم وجود ندارد. چرا که در یوگا اساسا وحی به معنای رایج که خبر از غیب و عالم معنا منظور باشد هم وجود ندارد و آن چه هست حداکثر وجود تجربه ادعا شده از جانب یوگی هاست. بدیهی است که این گونه تجربیات مادامی که برهانی از جانب عقل به کمک آن نیاید و یا دلیلی از منبع غیبی که متکی به پشتوانه عقلی است به تایید او برنخیزد، حجیت ندارد و قابل قبول نخواهد بود . بگذریم که اثبات این ادعاها تاثیری در اثبات حقانیت یوگا در دیگر حوزه ها نخواهد داشت.

بعضی امروزه به خاطر شباهت بعضی از تکنیک های یوگا با رکوع و سجده و تشهد و قیام، سوگوارانه ندای پیوند اسلام با یوگا سر می دهند و شعار یکی بودن عرفان اسلامی و معنویت یوگی ها را تبلیغ می کنند وبه عنوان مرامی برآمده از متن اسلام و حتی به عنوان عرفان اصیل اسلامی از یوگا نام می برند. « آیین یوگا با عرفان اسلامی چنان با هم آمیخته است که تفکیک آنها از هم مشکل است.»[۵۷]

ناگفته نماند که مروجین یوگا بسیاری از کرامات و معجزات اولیای الهی را به نفع خود تبیین می کنند و آن را به گونه ای با کندالینی یا چاکرا و.. پیوند می زنند. چنان که دریکی از این کتاب ها نه فقط معجزه حضرت عیسی از این منظر توجیه شده است بلکه به صلیب رفتن عیسی هم با همین منطق لازم شمرده شده است.

« اثری را که حضرت مسیح (ع) ۲۰۰۰ سال پیش بر مردم می­گذاشت در نظر بگیرید. او از واسطه­ها، یعنی بدن حواریون استفاه می­کرد و آتش کندالینی این حواریون بر اثر حضور فوری حضرت مسیح (ع) تشدید می­گردید. اما همین امر برای بقیه مردم نیز پیش می­آمد، در حالی که آنها تسلط کافی بر خویشتن نداشتند تا در برابر فشار نیروی گسترده کندالینی که از بدن حضرت مسیح (ع) ساطع می­شد مقاومت کنند. چندتن از حواریون این کار را برای رسیدن پیام مسیح به نسل­های آینده انجام دادند، ولی از مردم دیگر در آن زمان هیچ انتظاری وجود نداشت، زیرا این نیرو برای آنها بسیار زیاد بود. زمانی که از وجود چندتن افرادی که بتوانند پیام مسیح (ع) را به نسل­های آینده برسانند، اطمینان حاصل  شد باید بدن مادی حضرت مسیح (ع) نابود می­شد تا بر افراد عادی اثرات بدی گذاشته نشود… در کتاب­های مسیحی از آتش کندالینی به عنوان سه جنبه پدر ، پسر، و روح القدس یاد شده است. » [۵۸]

۵ـ هم چنان که از کتاب های یوگا نقل شد یوگا به عنوان عرفان مطرح است . حال سوال این است که کدام عرفان؟ اگر عرفان به معنی راهی است که به رضایت خداوند (که هم مبدا هستی است و هم برگشت همه چیز به اوست) ختم می شود باید پرسید با چه اطمینانی ادعا می شود که یوگا انسان ها را به این رضایت می رساند؟ گیریم که بیداری کندالینی در بدن حقیقت داشته باشد و قصه چاکرا ها و نادی ها همگی درست باشد و به فرض که انسان بتواند در سایه یوگا، تنش های روانی و استرس های روحی خود را  کاهش دهد و با یادگیری چند هزار تکنیک در یوگا به انظباط ذهنی هم دست یابد، دست آخر چه تضمینی وجود دارد که با این امور رضایت خداوند حاصل شده است؟

و اگر منظور از عرفان رسیدن به قدرت های غیر عادی است که مرتاضان ادعا می کنند که باید گفت اولا این گونه قدرت ها ـ ضمن این که با معجزات و کرامات اولیای الهی از نظر ماهوی تفاوت دارد و از دو سنخ محسوب می شوند ـ  اولا مخصوص یوگی ها و مرتاضان نیست و بعلاوه این گونه قدرت ها به خودی خود دلیل بر هیچ امری نیست و نه حکایت گر راه حقیقت و عرفان ناب و معنویت راستین.

به علت بی ارتباط بودن عرفان ادعایی یوگا با عرفان حقیقی است که یوگا نسبت به « باخدایی» و « بی خدایی» موضعی ندارد و همه کس را می پذیرد وحتی منکر خدا هم می تواند یک یوگی باشد.

«کسی که به خدا اعتقاد ندارد می­تواند از کیش یوگا بهره ببرد با این توضیح که درک مراحل بالای یوگا (سمادهی) برای او راهی است به سوی شادابی و تجدید انرژی یا حالتی است ذهنی که در آن احساس یکی بودن با کائنات در او موج می­زند. بهر تقدیر باور دینی، جنسیت، سن و نژاد هرچه باشد با یوگا همخوان است به تعبیر راماکریشنا: «از طریق یوگا، یک هندو، هندویی بهتر ، یک مسیحی، مسیحی بهتر، یک مسلمان ، مسلمان بهتر و یک یهودی، یهودی بهتری خواهد بود».[۵۹]

۶ـ یوگا هم چون دیگر ادیان و معنویت های هندی، به تناسخ معتقد است. تناسخ به معنی حلول روح انسان به یک کالبد جدید در همین دنیاست.یعنی بعد از مرگ روح انسان به عالم برزخ یاقیامت یا عوالم دیگر منتقل نمی شود، بلکه درهمین عالم در قالب و جسم جدید (مثلا یک جنین یا حیوان یا گیاه یا چیزهای دیگر) وارد می شود و یک حیات جدید را تجربه می کند و همین طور روح در زندگی های مکرر و پی در پی به حیات خود ادامه می دهد. با این تبیین کسانی که معتقد به تناسخ اند به عالم برزخ و رستاخیز اعتقادی ندارند و به زندگانی های مداوم روح ـ بدون این که به قیامت و رستاخیز نیازی باشد و حساب وکتابی لازم بیاید ـ در همین دنیا دل می بندند. پتنجلی در فصل سوم کتابش، سوتره ۱۸، بحث از تناسخ و تولدهای پیشین به میان آورده است.[۶۰]درکتاب های یوگا تولد های پی در پی به عنوان فرصت های بیشتر جهت بیداری کندالینی مورد اشاره قرار گرفته است. «در بعضی حالات ممکن است فرد مشتاق به پیشرفت باشد که نتیجه تولدهای قبلی است ، اما اگر جسم ضعیف باشد و نتواند فشار کندالینی را تحمل کند لازم است که شخص منتظر تولد دیگری باشد تا شاید دارای جسمی قابل انعطاف گردد.»[۶۱]

تناسخ از آموزه هایی است که در ادیان الهی مردود شناخته شده است و در دین اسلام قائل به تناسخ در حکم کافر قلمداد شده است. . بزرگان و متکلمین و فلاسفه اسلامی دلایل متعدد عقلی ونقلی در رد و ابطال تناسخ آورده اند.(در آخر همین کتاب به مبحث تناسخ پرداخته شده است.)[۶۲]

۷ـ دنیای امروز با اموری چون تجارت، شرکت­های بزرگ، بانک­ ها، تلویزیون، اینترنت، رفت و آمدهای متراکم در شهرها پیوند خورده است. زندگی ماشینی به تقاضای بی­پایان آدمیان در جذب ثروت و شهرت دامن زده و از زندگی مسابقه­ای مرگ آور ایجاد نموده است که سرانجام این رقابت، عدم رضایت و ایجاد تنش­های روانی و از دست رفتن آرامش روحی است. استرس­های روانی، فیزیکی، ذهنی و خشکیدن عواطف، ارمغان تمدن جدید است که سایه سنگین خود را بر ابعاد مختلف زندگی فردی و حیات اجتماعی بشر تحمیل نموده است.

شرق هرچند از صدمات روانی زندگی ماشینی، در امان نمانده، اما غرب ـ به علت کنار گذاشتن تعالیم دینی از یک طرف و محرومیت از معنویت شرقی از طرف دیگر ـ در غوغای صنعت و تجارت دست و پا می­زند. در چنین فضایی است که مرامی چون یوگا در غرب با اقبال روبرو می­شود و تعالیم یوگی­ها به سهولت جا باز می­کند. در محیطی که پراکندگی ذهن و مشغولیت های فکری از طریق عرفان راستین و معنویت فطری درمان نشود، آتش تقاضای فنونی تسکین آورو راهکارهایی آرامش بخش شعله می­کشد و بشر دلزده ماشینی، به نام عرفان در دامان یوگا می افتد. تکنیک­های ذهنی یوگا اگرچه به غلط با آرم عرفان عرضه می­شود، اما فرایندی است که می­تواند به ذهن انضباط بخشد و مانع طغیان افکار پراکنده گردد و به طور موقت از افتادن در منجلاب روان پریشی ها و اختلالات روانی جلوگیری کند.

«یوگا می­تواند در زندگی متمدن نقشی فعال داشته باشد. تمرین­هایروزانه یوگا، در مقابل تنش­های بی­شمار محیط شما مانند یک محافظ عمل می­کند. مراقبه از نوع یوگا درمان موثری برای فشار روحی است.»[۶۳]

استقبال از یوگا نه به دلیل برخورداری از جهان بینی منطقی و  نه به علت غنای تعلیمات آن است، بلکه به سبب عطش روحی بشر جدید، و نیاز فوری انسان مدرن به یک مسکن روانی و ذهنی است: به عبارت دقیق تر، هنر یوگا در سامان دادن زندگی دنیوی است و آماده نمودن بشر مدرن برای کامیابی بیشتر در زندگانی امروزی . خدمت یوگا به بشر بحران زده عصر ماشین، نه ارائه یک نظام معقول و جامع از هستی و جهان است و نه دستگیری از انسان برای رساندن به کمالی که مطلوب خالق هستی است و نه ارجاع دادن به تعالیم روحبخش پیامبران الهی؛ بلکه مرامی است همسو با جهان بینی حاکم بر غرب وکمک کار به تمدن جدید غرب  برای فرونشاندن تنش ها و اضطراب های بشر و سر فروبردن در لاک لذت خواهی بشر و درنتیجه دل خوش نمودن و راضی شدن به این که برای درد خداجویی او درمانی رسیده و برای فطرب معنویت طلبی او مرهمی یافت شده است.

« یوگی به زندگی فعال ومتمدن ادامه می دهد اما با آرامش. »[۶۴]

[۱] – yoga

[2]ـ ادیان و مکتب های فلسفی هند ، داریوش شایگان ، ج ۲ ص ۶۲۵ / فرهنگ ادیان جهان ، جان هیلنز، ص ۶۹۵

[۳] گنجینه اسرار یوگا ، موسوی نسب ، مقدمه

[۴]ـ یوگا و تعلیم و تریت کودکان ونوجوانان ، سوامی نیران جاناندا ، جلال موسوی نسب ص ۴۶

[۵] – PATANGLI

[6]ـ تاریخ جامع ادیان ،جان بایر ناس،ترجمه علی اصغر حکمت ۱۳۸۷ ص ۲۶۹ / یوگا سوتره های پتنجلی ، سوامی ساتیاناندا ، جلال موسوی نسب ص ۲۶ /جیمز ـ هویت ، یوگا ص ۱۰

[۷]ـ دم گستری در یوگا، سوامی شیواناندا ، ترجمه فرهاد خالصی مقدم ص۲۳

[۸]ـ فرهنگ ادیان جهان ، جان هیلنز ص ۶۹۵

[۹]ـ یوگا سوتره­های پتنجلی، ساتیاناندار ترجمه موسوی نسب ص ۲۷

[۱۰]ـ یوگای پیشرفته؛ پی دی شارما، ترجمه موحدی نایینی ص ۱۳

[۱۱]ـ دم گستری در یوگا سوامی شیواناندا ترجمه فرهاد خالصی مقدم ص ۸

[۱۲]ـ جیمز هویت یوگا ص ۱۲

[۱۳]ـ تاریخ جامع ادیان ،جان بایر ناس،ترجمه علی اصغر حکمت ۱۳۸۷ ص۲۷۹  / هستی بی­کوشش، الیستر شیرر، پاشایی ص ۱۷

[۱۴]ـ همان ص ۱۹

[۱۵]ـ یوگای پیشرفته، پی دی شارما ص ۱۴

[۱۶]ـ همان ص ۱۴

[۱۷]ـ جیمز هویت ، یوگا ص ۱۲

[۱۸]ـ ر.ک یوگا سوتره های پتنجلی ، سوامی ساتیاناندا ، جلال موسوی نسب ص۲۹

[۱۹]ـ یوگای پیشرفته، پی دی شارما ص ۱۹ / تاریخ جامع ادیان ،جان بایر ناس،ترجمه علی اصغر حکمت ۱۳۸۷ ص ۲۷۰

[۲۰]ـ جیمز هویت، یوگا ص ۲۴

[۲۱]- SAMYAMA

[22]ـ یوگای پیشرفته ص ۲۴

[۲۳]ـ جیمز هویت، یوگا ص ۱۳

[۲۴]ـ یوگا پیشرفته ص ۲۷۱

[۲۵]ـ پرانایاما (توقف خود بخودی تنفس

[۲۶]ـ دم گستری در یوگا ص ۹

[۲۷]ـ چاکرا درمانی، شیلا شارامون، رایمون شهابی ص ۱۸۱

[۲۸]ـ جیمز هویت یوگا ص ۱۰۳

[۲۹]ـ همان ص ۱۱۰

[۳۰]ـ یوگای پیشرفته ص ۲۵۰

[۳۱]ـ همان ص ۲۵۴

[۳۲]ـ کندالینی و چاکراها ، پاولسون ،ترجمه آرام ص ۳۵

[۳۳]ـ جیمز هویت، یوگا ص ۲۰۴

[۳۴]ـ ادیان و مکتب های فلسفی هند ، داریوش شایگان ، ج ۲ ص ۷۱۵ / چاکرا درمانی ، شلبلا شارامون ، ترجمه رایمون شهابی ص ۳۳

[۳۵]کندالینی تجربه امروز، خسرو شریف پور ص ۲۸

[۳۶]دم گستری در یوگا، سوامی شیواناندا ، ترجمه فرهاد خالصی مقدم ص۴۴

[۳۷]ـ کندالینی و چاکراها ، پاولسون ،ترجمه آرام ص ۳، / کندالینی ، خسرو شریف پور ص۵۵

[۳۸]ـ جیمز هویت، یوگا ص ۲۹

[۳۹]ـ جیمز هویت، یوگا ص۲۱۹

[۴۰]ـ همان ص ۶۳

[۴۱]ـ کندالینی ، خسرو شریف پور ص ۶۲

[۴۲]ـ همان ص ۵۲

[۴۳]ـ کندالینی و چاکراها پاولسون، ترجمه آرام ص ۱۱۵

[۴۴]ـ همان ص ۲۹۵ / یوگا، جیمزهویت، ص ۲۳۲

[۴۵]ـ چاکرا درمانی، شیلا شارامون، ترجمه رایمون شهابی ص ۱۵ و ص ۱۹۲

[۴۶]ـ چاکردرمانی شیلا شارامون، ترجمه رایمون شهابی ص ۲۸

[۴۷]ـ همان ص ۲۷۵

[۴۸] – kali-yuga

[49]ـ ادیان و مکاتب فلسفی هند، داریوش شایگان ج۲ ص ۷۱۱

[۵۰]- maithuna

[51] تاریخ جامع ادیان، جان بایر ناس ص ۲۸۱

[۵۲]ـ همان ص ۷۱۳

[۵۳] تاریخ جامع ادیان، جان بایر ناس ص ۲۸۰

[۵۴]ـ کندالینی، خسروشریف پور ص ۷-۹

[۵۵]ـ همان ص ۱۰۸

[۵۶]ـ کندالینی ، خسرو شریف پور ص ۶۱

[۵۷]ـ یوگا سوتره­ های پتنجلی ، سوامی ساتیاندا، ترجمه موسوی نسب ص ۹

[۵۸]ـ همان ص  ۷۲و۷۹

[۵۹]ـ یوگا جیمز هویت ص ۲۴

[۶۰]ـ یوگا سوتره های پتنجلی ، ساتیاناندا ص ۲۹۷

[۶۱]ـ کند الینی/ خسرو شریف پور، ص ۴۹

[۶۲]ـ جهت مطالعه بیشتر مراجعه شود به ابن سینا، الشفاء، کتاب النفس، ص ۳۲۰، و  المبدأ و المعاد، ص ۱۰۷

[۶۳]ـ یوگا، جیمز هویت، ص ۳۱

[۶۴]ـ جیمز هویت ، یوگا ص ۱۶۶

یوگا چیست؟

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۶ - اسفند - ۱۳۸۹

یوگا چیست ؟

یوگا واژه ای است سانسکریت به معنای وصل کردن .وصل کردن ذهن به جسم، احساسات به منطق و وصل کردن توجه به عمل. یوگا ورزشی جسمی و روانی(فکری) می‌باشد که در شبه قارهٔ هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است. ریشه یابی دقیق این ورزش که توسط چه شخصی و دقیقآ چگونه بوجود آمده کمابیش ناممکن است چرا که تاریخ شکل گیری یوگا به سالهای بسیار دور برمی گردد.
یوگا به معنای واقعی خودش یک ورزش است. ورزش یعنی ورز آوردن، آماده کردن. یوگا ورزش کاملی است برای جسم و ذهن. تکنیک هایی در یوگا وجود دارد که هم بدن را ورزش می دهد و هم ذهن را به تکاپو و ورز آمدن وادار می کند.

واژه Yoga در اصل از واژهٔ «یوج»(Yuj) در زبان سانسکریت که به معنی یکپارچه سازی و یگانگی آمده‌است. واژهٔ «یوج» با واژگان «یک» و «یگانه» در فارسی خویشاوند است. برخی نیز باور دارند که Yoga از واژهٔ پارسی «یوغ» گرفته شده‌است.
یوگا از دو بعد جسمی و ذهنی تشکیل شده و هیچ وقت تمرین های بدنی از تمرین های ذهنی جدا نیست. برای انجام تمرین های بدنی ( آسانا ) از تمام کفایت های ذهنی مثل توجه، دقت و تمرکز استفاده می شود، همین طور برای انجام تمرین های ذهنی مثل مراقبه کردن، درست به همان اندازه که از ذهن استفاده می کنیم بدن را هم به کار می گیریم، چون وضعیت بدن و حالت نشستن در ایجاد تمرکز فکر و جایگاه “حضور” نقش مهمی دارد.
در هر تمرین یوگا این تاکید به وصل کردن وجود دارد.

شناسه و تعریف

یوگا از طرفی به معنای «کنترل کردن» آمده‌است و در آن صورت یوگا را می‌توان علم کنترل امواج فکر و علم مهار قوای تن و ذهن به منظور تسلطی همه جانبه بر توان بالقوة خود دانست. در این صورت به «روش» این دانش که همانا کنترل قوای تن و فکر است تأکید می‌شود. با توجه به چنین درکی، یوگا، در کتاب شاندیلیوپانیشاد (Shandilyopanishad)، این گونه تعریف شده‌است: «یوگا عبارت از کنترل امواج ذهنی است.» از طرف دیگر می‌توان یوگا را به معنای نظاره کردن و دیدن، در نظر گرفت که در نتیجه یوگا علم نظارة خود و خودشناسی است. بدین ترتیب غایت این دانش آشکار می‌شود. یعنی واقع شدن در طبیعت اصیل خویش و شکافتن تمامی حجابهای نفسانی. بر همین اساس در باگاواد گیتا (Bhagavad gita) اوج یوگا، رویت ذات درونی از طریق ذهن پاک و خالص شده توصیف شده‌است، و سرانجام یوگا را به معنی «وصل و یکی شدن» نیز ترجمه کرده‌اند که در آن صورت غرض از انجام تمرینات یوگا آشکار و هویدا می‌شود. به این معنا، یوگا عبارت است از عملکرد هماهنگ قوای فردی و اتحاد قوای ذهنی (Chitta shakti) با قوای حیاتی تن و حواس (Prana shakti) که منجر به تلخیص انرژی، توسعة آگاهی و در نهایت اتحاد با آگاهی متعال خواهد شد. بنابر این تصور، در رودرایا مالاتانترا (Rudrayamatantra) گفته شده : «یک یوگی، فقط در اتحاد با آگاهی متعال، به تجربة یوگا نایل می‌گردد.» بدین ترتیب هر کدام از معانی واژة یوگا، قسمتی از این معرفت عمیق باطنی را آشکار می‌سازد و اختلاف ذاتی در میان آنها دیده نمی‌شود.

چیستی

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی می‌باشد. به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد. تمرینات یوگا می‌تواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند، تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است. این معرفت شهودی در پی سلوکی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می‌شود. در پی این سلوک، فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن، احساسات و افکار خود پیدا می‌کند. و در نهایت می‌تواند خود را از حیطة تغیرات احساسی و نگرانیهای فکری فراتر برده، در عمق قلب خود قرار یابد، جایی که تلاطمات فکری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری بر آن داشته باشد. در مورد واژة «یوگاً اختلافاتی دیده می‌شود، و آن را به معانی :»اتحاد و وصال«، »رؤیت و نظاره«و»کنترل و به زیر یوغ آوردن” به کار برده‌اند. نه تنها در مورد ریشة واژة یوگا اختلافاتی دیده می‌شود، بلکه در تعاریف و توضیحات مشروحی که دربارة یوگا در متون گوناگون آمده نیز تفاوتهایی وجود دارد. این در حالی است که متون کهن و مختلف یوگا، تعاریف متنوع یکدیگر را تأیید کرده‌اند. ولی در واقع هیچ تعریف مشترکی پیرامون این تجربة عمیق ارائه نشده‌است. ظاهراً در اکثر موارد، زاویة دید اساتیدی که یوگا را تعریف کرده‌اند با یکدیگر متفاوت بوده‌است.

یوگا تعریفی از یک گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست، بلکه بیشتر اشاره به مجموعه‌ای از فنون، از ساده تا بسیار پیشرفته، و احوال باطنی مختلف و در واقع یک سیر و سلوک کامل دارد.

روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزکیه نفس و مراقبه‌های ژرف، حالاتی متفاوت از آگاهی را کشف و تجربه کردند. مجموعة این حالات و فنون و تعالیمی که برای درک و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد “یوگاً خوانده می‌شود.

هر کدام از این خردمندان، جنبه‌هایی خاص از این معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده، براساس آن تعریفی ارائة کرده‌اند. البته این تعاریف از هم بیگانه نیستند. آنها تماماً در حول خودشناسی و بالا بردن توان فردی و توسعة آگاهی متمرکز می‌باشند. ولی برخی روش این علم و بعضی غرض از اجرای این فنون و گروهی نیز غایت این تعالیم را توصیف و تشریح کرده‌اند. بنابر این برای درک بهتر از این معرفت گسترده و نه چندان روشن، مطلوبتر آن است که این تعابیر مختلف را در کنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بریم.

[تصویر: 1268125189_11448_8e4fcf2485.jpg]

یوگا و قدمت آن

کلمه یوگا از ریشه یوگ یا یوج آمده که واژه ای سانسکریت است. معادل انگلیسی آن to yoke ( جفت کردن یا جفت شدن ) است. یوگا یعنی ملحق شدن یا یکی شدن.
یوگی کسی است که تمرینات یوگا را انجام می دهد.
قدمت یوگا بیش از سه هزار سال است. اولین کسی که یوگا را بصورت دستاوردی علمی و عملی جمع آوری کرد و آن را به صورت فعلی و قابل اجرا برای همه معرفی کرد، فیزیکدان و فیلسوف هندی به نام پاتانجلی ( Patanjeli ) بود که حدودا دو تا پنج قرن قبل از میلاد می زیست. او در کتاب خود موسوم به سوتراهای یوگا ( Yoga sutras ) یوگا را به هشت مرحله تقسیم کرده که به آشتانگا یوگا ( Ashtanga yoga ) موسوم است و مردم مغرب زمین آن را به عنوان یوگای انضباط جسم و فکر می شناسند.

پیشینه

به لحاظ تاریخی می‌توان سیر تحولات یوگا را در پنج مرحله بررسی کرد:

۱. عصر ودایی (Vedic Yoga)
2. دوران پیش از کلاسیک (Preclassical Yoga)
3. دوران کلاسیک (Classical Yoga)
4. دوران بعد از کلاسیک (Post Classical Yoga)
5. دوران مدرن (Modern Yoga)

دوران ودایی (۴۰۰۰ تا ۲۰۰۰ پ.م.)

هر چند در این دوران مستقیماً از واژة یوگا نشانی نمی‌یابیم، ولی پنداره‌های قابل استنادی در متون ودایی یافت می‌شود. منظور از متون ودایی چهار جنگ کهن به نام‌های زیر است:

۱. ریگ‌ودا Rig veda
2. ساما ودا Sama V.
3. یاجور ودا Vajur V.
4. آتاروا ودا Atharva V.

در واقع کهن ترین متون مکتوب و ادبیات بشری همین کتاب‌ها هستند. طی تحقیقات باستان شناختی در دو دهة اخیر سرآغاز تمدن در هند از هفت هزار سال پیش از میلاد از ناحیه‌ای نزدیک به دهکدة مهرگر (Mehrgarh) آغاز شده‌است و در هزارة سوم پیش از میلاد منجر به ساخته شدن شهرهای بزرگ و مهمی مثل موهنجو دارو(Mohenjo daro) هاراپا (Harappa) و دلاویرا(Dholavira) شد. این تمدن از شرق گنگ به طرف افغانستان و از ایران به سوی بمبئی توسعه یافت. این تمدن کهن را عموماً به نام تمدن ساراسواتی (Sarasvati) می‌شناسند. طبق نگرشهای ودایی شعور ناب و وجود متعال که خالق هستی از روی عشق و مهر بوده‌است «وداها» را به نوع بشر آموخت تا چگونگی زیستن در همسویی با قوانین «دارماً حفظ شود. به این معنا»وداها«در قلب خود مفهوم»یوگاً را در بر دارند هر چند که تنها از طریق واژگانی چون “تاپاً (Tapah) در این دوران به یوگای اصطلاحی نزدیک می‌شویم.

برای درک بهتر و کامل «وداها» «ریشی‌هاً، ودانگا (Vedanga) را بمنظور فهم و استفاده از وداها ارائه کردند.»آنگاً(Anga) به معنای شاخه و بخش است پس ودانگا یعنی اجزاء و شاخه‌های ودا که شامل موارد زیر می‌شود.

* Kalpa
* Shiksha
* Vyakarana
* Nirukta
* Jyotisha
* Chandas

از طرفی زمینة دیگری از آموزشهای ودایی به نام اوپاودا (Upaveda) نیز به منظور استفادة کاربردی از وداها شکل گرفت که شامل موارد زیر بود.

* Ayurveda (طب ودایی)
* Dhanur Veda (ورزش رزمی ودایی)
* Sthapatya Veda (معماری ودایی)
* Gandharva Veda (موسیقی ودایی)

دوران پیش از کلاسیک (۲۰۰۰ تا ۳۰۰ پ.م.)

متون اوپانیشاد (Upanishad) و نهایتاً باگاواد گیتا (Bhagavad Gita) از دستاوردهای والای این دوران است. در این دوران به صراحت واژة یوگا و ابعاد عملی یوگا قابل بررسی است. مهمترین پیام این دوران شناسایی آتما (Atma) و برهما (Brahma) و طریق همسویی بین آن دو از طریق سلوک و معرفت است. از دیگر دستاوردهای مهم این دوران طبقه بندی سه گانة آگاهی بشری و امکان استقرار و یگانگی در آگاهی(Chatur Avasthanam) یکپارچه‌است.

دوران کلاسیک (۳۰۰ پ.م. تا ۱۰۰۰ میلادی)

در این دوران خلاصه و زبدة تمام آموزه‌های یوگایی تا آن زمان در متنی به نام یوگا سوترا Yoga) Sutra) توسط حکیم و یوگی نامدار هند، پاتانجلی، گردآوری و تدوین شد. به همین دلیل این دوران را به نام دورة پاتانجلی یا دورة یوگای هشت مرحله‌ای نیز می‌شناسند. یکی از مهمترین دستاوردهای این دوران طبقه بندی راه عملی یوگا به هشت مرحله‌است:

۱. یاما (Yama)

۲. نیاما (Nyama)

۳. آسانا (Asana )

۴. پرانایاما (Pranayama)

۵. پراتیاهارا (Pratyahara)

۶. دارانا (Dharana)

۷. دیانا (Dhyana)

۸. سامادی (Samadhi)

دوران بعد از کلاسیک (۱۰۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی).

در این دوران یوگی‌ها سعی در ارتباط بیشتر با مردم دارند و در نتیجه آموزه‌های خود را نیز قابل فهم‌تر ارائه کرده‌اند. از مهم ترین متون در این دوران می‌توان به هاتا یوگا پرادی پیکا(Hatha Yoga Pradipika)، گراند سامهیتا(Ghrand Samhita)، شیوا سامهیتا(Shiva Samhita) اشاره کرد. در این عصر تعالیم عملی تر و قابل فهم تر یوگا مثل «هاتا یوگا» گسترش یافت و به موازات آن گروه‌ها و سنتهای گوناگون آموزش این روشها مانند سنت نات (Nath) نیز مورد توجه قرار گرفتند.

[تصویر: 1268125350_11448_9cefc3534d.jpg]

دوران جدید (از ۱۷۵۰ میلادی تا کنون)

در اینجا اشاره به دورة حکومت بریتانیای کبیر بر شبه قاره هند ضروری به نظر می‌رسد. چرا که انگلیسی‌ها بویژه کمپانی هند شرقی مایل به توسعهٔ آموزشهای سنتی معلمین و گوروهای هندی نبود. ولی سرانجام در سال ۱۸۹۳ با سخنرانی سوامی ویوکاناندا (Sw. Vive Kananda) و متعاقب آن ورود سوامی یوگاناندا (Sw. Yogananda) در سال ۱۹۲۰ به آمریکا، یوگا وارد مرحلهٔ امروزین خود شد، یعنی گسترش بیش از حد به کمک وسایل ارتباط جمعی، یافتن مبانی علمی برای تمرینات یوگا، استفادة قاعده‌مند از فنون یوگا براساس نگرشهای علمی و سرانجام عوام زدگی و فراموش کردن پیام و اهداف اصلی دانش یوگا.

[ویرایش] فواید و ویژگی‌ها[/color]

یوگا فواید و ویژگی‌های گسترده‌ای دارد. توجه کنید که اگر این ورزش به طور مرتب و از سنین پایین (کودکی) شروع و پی گیری شود، فواید آن چند برابر خواهد شد. از فواید یوگا می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

* تقویت در دقت و تمرکز
* تقویت تفکر و روشن بینی و امیدواری
* تقویت قدرت تخیل و خلاقیت
* تقویت اعتماد به نفس و مثبت گرایی
* تقویت قالبیت هماهنگی ذهنی با فیزیکی بدن (کنترل بهتر بدنی)
* تقویت اعتقاد (اعتقاد به خالق هستی با برانگیختن قدرت اندیشه و آرامش)

حرکات و حالت‌ها

تمرینات اصلی (وضعیت‌های) یوگا که به آنها آسانا نیز گفته می‌شود، تمرینات کششی بی خطری هستند که به غیر از انعطاف پذیری و تمرکز فکری، خسته گی را از بدن شما دور می‌کنند.

وضیعت کماندار

این تمرین که به آن تمرین تیرانداز هم گفته می‌شود، باعث به حرکت در آمدن تقریبا تمامی مفاصل دست و پا می‌گردد، که این عمل سبب انعطاف پذیری بیشتر این مفاصل می‌شود. تمرین کماندار به بهبود تعادل فیزیکی و هماهنگی حرکات بدنی کمک فراوان می‌کند.

برای انجام این وضعیت، برروی زمین بنشینید و پاهایتان را به صورت کشیده به جلو دراز کنید. سپس دستهایتان را آرام آرام دراز کرده و شصت پاها را بگیرید. در حین اینکار، تنفس آرام را نیز فراموش نکنید. هنگامیکه شست پای چپ خود را گرفته‌اید و آنرا محکم روی زمین نگه داشته‌اید، زانوی راست خود را خم کنید و انگشتان پای راست را به آرامی به سمت گوش راست خود نزدیک کنید. فرض کنید که یک کماندار هستید و پای چپتان یک کمان است، که آنرا ثابت نگه داشتید و با دست راست می‌خواهید شلیک کنید. در همین حالت بمانید (تا زمانی که خسته شدید) و سعی کنید تمرکز و تنفس آرام را حفظ کنید.

سپس آرام آرام به وضیعت اول باز گردید و چند لحظه‌ای استراحت کنید. بعد اینکار را دومرتبه، اما با پای دیگر تکرار کنید.

وضعیت کمان

این وضعیت به شما کمک می‌کند تا عضلات پشت بدن خود را تقویت کنید. همچنین این تمرین باعث می‌شود تا ستون مهره‌های شما انعطاف پذیر شوند. از مزایای دیگر تمرین کمان می‌توان به باز شدن قفسه سینه و کمک به تنفس بهتر اشاره کرد.

برای تمرین این وضعیت، ابتدا برروی زمین (روی شکم) دراز بکشید. پاها را کمی از هم باز کنید و دستهایتان را دو طرف بدن قرار دهید. تنفس آرام را حفظ کنید. زانوها را خم کنید تا کف پاهایتان به پشت نزدیک شوند. بعد دست هایتان را آرام به عقب ببرید و پاهایتان را از مچ بگیرید.

سپس با دستها، پاهایتان را به عقب بکشید و آرام تنفس کنید. در این حین سعی کنید تمرکز کنید و اصلا عجله نکنید. تا جایی که احساس خستگی نکرده‌اید در این وضعیت بمانید. بعد چند لحظه استراحت کنید و دوباره به تمرین این وضعیت ادامه دهید.

یوگا و رشته های آن.

یوگا به چند رشته اصلی تقسیم می شود که عبارتند از:

# باکتی یوگا :
رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق تجربه عشق و محبت به تمامی موجودات و مخلوقات عالم.

# کارما یوگا:
رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق کار و خدمت بدون چشمداشت.

# گیانا یوگا:
رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق کسب دانش و آگاهی.

# آشتانگا یوگا:
رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق به کنترل درآوردن و پرورش جسم و فکر و در نهایت متحد و هماهنگ کردن آن دو. این رشته از یوگا خود به دو شعبه تقسیم می شود: هاتها یوگا و راجا یوگا

# هاتها یوگا :
در این رشته از یوگا تمریناتی وجود دارد که انجام دادن مرتب آنها تاثیرات زیر را دربردارد:
الف) بدن از سموم و ناخالصی ها پاک می شود.
ب) در این طریق روش هایی وجود دارد که سبب تقویت دستگاه تنفس، گردش خون، گوارش و سیستم عصبی
می شود و شخص با انجام دادن آنها بر مقاوت طبیعی خود افزوده و سلامتی را در حیطه جسم و ذهن تجربه خواهد کرد.
ج) شخص را قادر می سازد بر واکنش های غیر ارادی ( Impulse ) خود کنترل و تسلط داشته باشد.

# راجا یوگا :
در این رشته راه هایی وجود دارد که شخص با انجام دادن آن ها به کنترل و انضباط ذهن دست می یابد. با انجام دادن تمرین های این بخش از یوگا، مهارت های ذهنی افزایش پیدا می کند و میزان دقت، تمرکز، اراده، حافظه و سایر توانایی های ذهنی فرد تقویت می شوند. در راجا یوگا مراحلی وجود دارد که شخص با پیمودن آنها، ذهن بی قرار خود را در آرامش و صلح درونی مستقر می کند. این مراحل عبارتند از :
۱. Pratyahara ، کناره گیری حواس از محرکات
۲. Dharana ، تمرکز فکر
۳. Dhyana ، مراقبه
۴. Samadhi ، یکی شدن
یوگایی که اکنون در بیشتر کشورهای جهان به آن عمل می شود و به عنوان کلیدی برای رسیدن به سلامت جسم و آرامش روان آن را به کار می برند، هاتها یوگا و بخشی از راجایوگا ست. زیرا با توجه به زندگی شتاب زده صنعتی و ماشینی که کم و بیش هر شهروندی با آن در تماس است و احتیاج انسان به تندرستی و آرامش فکری، تمرین های بدنی، تنفسی و ذهنی که در این قسمت از یوگا وجود دارد، جوابگوی نیازهای او است.
در مورد این بخش از یوگا، سالها ست که متخصصان ورزش و تربیت بدنی، پزشکان، روان پزشکان و سایر پژوهشگران مراکز تحقیق علوم انسانی و دانشگاه های بزرگ جهان، بررسی و تحقیق می کنند. نتایج علمی و کاربردی این تحقیقات هم اکنون در درمانگاه های سلامتی جسم و ذهن، در دانشگاه ها ( بعنوان واحد درسی )، مراکز ورزشی، آسایشگاه های معلولین و معتادان و … به عنوان شیوه های افزایش مهارت های جسمی و ذهنی به کاربرده می شود.
جدول معرفی چهاررشته اصلی یوگا و زیر رشته های آشتانگا یوگا در ایران در سال ۱۳۷۳، به منظور معرفی ابعاد کاربردی هاتها یوگا، به همت مسعود مهدوی پور برای کارشناسان سازمان تربیت بدنی طراحی و معرفی شد.

ممنوعیت در کشورهای اسلامی

در سال ۲۰۰۸ شورای فتوای مالزی یوگا را برای مسلمانان این کشور ممنوع کرد واعلام کرد که این ورزش جسمانی هندی همراه با آموزه‌هایی از هندوئیسم است که می‌تواند برای اسلام خطرناک باشد ویوگا، تنها شامل تمرین‌های بدنی نبوده و عناصر مذهبی روحانی هندو نیز همراه با ذکر و عبادت از اجزای آن به شمار می‌روند.رئیس این شورا همچنین اعلام کرد که بسیاری از مسلمانان که این ورزش را می‌کنند، نمی‌دانند که هدف نهایی آن، یکی شدن با خدای یک مذهب دیگر است. ولی احمد بدوای نخست وزیر وقت مالزی پس از صدور چنین فتوایی اعلام کرد که شورای فتوا تنها بخش مذهبی و روحانی یوگا را ممنوع کرده‌است ومسلمانانی که به این فعالیت بدنی مشغول بوده اما به بخش مذهبی و روحانی یوگا عمل نمی‌کنند، می‌توانند همچنان به کار خود ادامه دهند. پیش از مالزی یوگا در مصر و سنگاپور نیز برای مسلمانان ممنوع شده بود.

http://www.leitnerbox.ir/1388/10/%db%8c%…%87%d9%86/

عرفان اسلامی و یوگا

ارسال توسط بینا در تاریخ ۲۶ - اسفند - ۱۳۸۹

بسمه تعالی

محمود پور آزاد—————عرفان اسلامی ویوگا

الهی آنچه در کلبه درویشان است در خزانه کبریائی تو نیست که آنان چون توئی دارند و تو چون خودی نداری.

 به نام دوست که هر چه هست و نیست درید قدرت اوست .کمال مطلق اوست و ما سالکان کوی او در این راه ناپیدا فقیران بی ساز و برگیم. مدیران بی بضاعتی که از آن خود توشه ای نداریم عاشقان سرگشته ایم که همواره با یاد اوست که هز زنده ایم و عشق بازی با اوست که ما را هر لحظه زنده می کند و نوید جاودانگی می دهد.

دم آن شراب ناب الهی است و هستی میخانه ایست که شراب مرد افکن آن همه جا هست پیر این خرابات جامهای تهی گشته را دمادم پر می کند از دم. ما مستان خراب جستجو گران بی سر و پائیم که در این راه جز او هیچ نمی بینیم، که آن هیچ هم اوست بی این شراب ناب هم نتوانیم زندگی کنیم چرا که دم هم بهانه ایست برای تقرب به سوی او. من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشیده بارتن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیرو و من نتوانم این مقاله تحق یقی است مختصر درباره ی تصوف و درویشی و تشابهات آن با مکتب یوگا.

درویشی مجاهدت عملی است برای سفر از خودی خود این مجاهدت عملی عرفان است شناخت ناشناخته و قدمت آن به قدمت تاریخ نسل بشرمی رسد. پوینده این راه در زمانها و مکانهای مختلف با نامهای متفاوتی شناخته می شده است از جمله صوفی عارف، سالک زاهد، عابد درویش، فقیر و قلندر.

سالک : در سفر، سیر دل صوفی: صافی شده، حل شده ، از خود سفر کرده درویش : در خویش، گام برداشتن بسوی حق ، درویشی است. فقیر: به هیچ چیزی نیاز ندارد جز به خدا عابد : در خود سفر کرده، همواره در کار نماز و روزه و تفکر عبادیست. زاهد : آنکه از متاع دنیا و خوشیهای آن روی گرداند. قلندر : آنکه در کار حق از خلق باک ندارد.

باباطاهر :

مو آن رندم که نامم بی قلندر

نه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر

چو روز آیه بگردم گرد گیتی

چو شو آیه به خشتی وانهم سر

 

عارف: با اندیشه خود در درون سیر می کند تا نور خدا در درونش تابیدن گیرد. شاید بدرستی نتوان معین نمود که نخستین صوفی چه کسی بوده است و معنی واقعی تصوف یست زیرا تصوف را عشق دانسته اند و عشق بیان حال است و هرگز پایدار نیست. درباره ی معنی لغوی کلمه صوفی نظریات گوناگونی وجود دارد که مهمترین آنها بدین شرح است :

 

الف: کلمه صوفی مشتق از صوفیانه است که گیاهی باریک و کوتاه قد است، از آنجا که چنین مظهور بود که صوفیان گیاه صحرا می خورند.

 

ب: صوفی منسوب است به صوفه القفا زیرا که موی پس گردن صوفیان بلند است.

 

ج : ابوریحان بیرونی صوفی را مشتق از سوفیا دانسته است به معنی حکمت و دانش.

د: صوفی از صفا بر آمده است زیرا صوفی کسی است که با صفا بوده و درون پاک داشته باشد و پاک درون باشد.

هـ: صوفی مشتق از صفه است صفحه مسجد مدینه، یاران پیامبر و از مومنان راستین:

و : بیشتر محققان صوفی را مشتق از کلمه صوف تازی به معنی پشم دانسته اند یعنی پشمینه پوش که مخالفتهائی نیز با این تعبیر شده است از جمله : اگر با پشم کس درویش بودی رئیس درویشان میش بودی!

بعنوان یک نتیجه گیری کلی می توان گفت : هر چند شعار ظاهری این جماعت پشمینه پوشی بوده ولی شعار باطنی ایشان صفای باطن و به تعبیر مولوی صوفت طلبی بوده است.

مرکز تجمع صوفیان را خانقاه گویند. نخستین حکومت ایرانی پس از اسلام در قرن سوم در شهر نیشابور توسط طاهریان بوجود آمده است به سبب همین موقعیت آن شهر مرکز مسائل علمی فرهنگی اسلامی از جمله مسائل عرفان و تصوف گردیده است.

نخسیتن خانقاه رسمی در نیشابور به شیخ ابوسعید ابولخیر نسبت داده شده است. انگیزه گریز از جهان مادی و اعتماد به خدا آن دسته از کسانی را که از آلوده شدن به گناه و گرفتار شدن به خشم خدا بیم داشتند را بسوی او جذب کرد حسن بصری و فضیل عیاض نمونه هایی از این مردم متعبد و زاهدند که از پیشروان صوفیه به شمار می آیند.

اقوال این گروه حاوی مطالبی است درباره ی تنفر از دنیا و توجه به آخرت و نهایتا ترغیب مردم به زهد و پارسائی. با ظهور رابعه عدویه سخن از عشق به میان آمد عشق به خدا و پرستش خدا برای خاطر خداوند و نه برای پاداش و ترس از مجازات. رابعه عدویه می گوید : می روم آتش در بهشت زنم و آب در دوزخ ریزم تا این هر دو حجاب رهروان از میانه برخیزد و قصد معین شود و بندگان خدا، خدا را بی غرض و امید از بهشت و بدون خوف از دوزخ عبادت کنند.

عشقی که با ظهور رابعه در ذهن زاهدان و پارسیان رخنه کرد همراه با کناره گیری از جهان مادی بود و عاشق را با معشوق باقی می گذاشت عاشق و معشوق در این نوع عقیده هر کدام شخصیتی خاص و ممتاز از یکدیگر داشتند لیکن اندکی بعد با ظهور با یزید بسطامی سخنی تازه پیش آمد و آن سخن از اتحاد و وحدت عاشق با معشوق بود.

و انا الحق منصور حلاج که با عقیده مسلمانان به کلی مغایرت داشت و تطابق آن با تعالیم قرآن فقط از راه تاویل آیات و تفسیر آن ممکن می شد. زمان غلبه مستی و شور و حال عرفانی، اهل دل، کلماتی بر زبان می رانده اند که برای عامه ی مردم قابل فهم نبود به این جملات شطحیات اطلاق می شود. اهل صوفیه با علوم نظری مخالف بوده اند این مخالفت تا بدانجاست که گروهی علم را حجاب اکبر خوانده اند. اما نیاز به تشریح بعضی از سخنان و احوال باطنی سبب شد که صوفیه با نظریه های فلسفی و کلامی زمانی خویش آشنا شوند. این آشنائی سبب نفوذ برخی از عقاید و نظریه های به جریان تصوف شد.

در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که صوفیان در عین حال که طریقت خود را بر پایه ی آئین اسلام بنا نهاده بودند، ولی از سرچشمه های دیگر نیز سود جسته و جرعه ها نوشیده اند. قسمتهای غربی ایران از اندیشه های پیش از اسلام در بین النهرین از دین ترسائی و حکمت نو افلاطونی و شرق ایران از اندیشه های مانویان و بودائیان متاثر شده است، این قسمت اخیر تاثیر و اهمیت بیشتری دارد زیرا خراسان یکی از خواستگاههای اصلی جریان تصوف است.

همسایگی خراسان با افغانستان و هند سبب شد که برخی از صوفیان در سیر آفاق وانفس راهی دیار هند شوند که ما حصل این رفت و آمد ها بوجود آمدن خانقاهائی وابسته به سلسله های ایرانی در هند و از دیگر سو ورود برخی از نظریه ها و تکنیکهای عملی یوگا و آئین بودا به ایران شد : مطالب اصلی در مسلک عرفان و تصوف شامل دو بخش عمده می باشد یکی موضوع جهان بینی و ذوقیات و مکاشفات عارفان و سالکان است و یک بخش دیگر هم در بردارنده برنامه های عملی و مراسم و نظامهای خانقاهی است که شامل ریاضتهای نفسانی و مجاهدتهای گوناگون صوفیه می گردد . نظریات و آراء صوفیه را می توان در سه گروه بررسی کرد :

الف : آثار ساده همگان فهم

ب : آثار رمزی و نمادین

ج : آثاری که بطور منطقی نامفهوم می نماید.

 

نمونه هائی از آثار ساده : خدایت آزاد آفرید ، آزاد باش شیخ ابوسعید ابوالخیر بنده آنی که در بند آنی شیخ ابوسعید ابوالخیر مجنون را پرسیدند که ابوبکر فاضلتر یا عمر گفت لیلی نیکوتر از کشف الاسرار میبدی.

 

نمونه هائی از آثار نمادین: در زیر خرقه من جز خدا کسی نیست شیخ ابوسعید ابوالخیر پاکی مر است و چه عظیم است شان من سبحان ما اعظم شانی با یزید بسطامی روزی با یزید به گورستان جهود برگذشت و گفت : گروهی معذورند سپس به گورستان مسلمین بر گذشت و گفت : گروهی مغرورند.

 

نمونه هائی از آثار نامفهوم : من تنها دو سال از خدا جوانترم شیخ ابوالحسن خرقانی نقل است که روزی یکی در آمد و از حیا مساله ای برسید شیخ با یزید جواب مساله گفت درویش آب گشت مریدی در آمد آب زردی دید ایستاده گفت : یا شیخ این چیست ؟ گفت یکی از در درآمد و سئوالی از حیا کرد و من جواب دادم، طاقت نداشت ، چنین آب شد. اگر یکبار مرا ببینید بهتر از آنکه هزار بار خدای را ببینید با یزید بسطامی .

 قبل از پرداختن به تشابهات یوگا و تصوف برای آشنائی بیشتر خوانندگان با صوفی گری یکی از مهمترین موضوعات جهان بینی تصوف را ذکر می کنیم حال و مقام حال : صفتی غیر ثابت است واردی از حق که به دل بنده پیوند و او را در آن تصرفی نباشد. مقام : صفت ثابتی است که بنده به نوعی آنرا کسب و تصرف کرده است. تمام حالات و مقامات نتیجه ۴ سفر است به ترتیب زیر :

سفر من الخلق الی الحق : که آغاز آن توبه یعنی رجوع از حیوانیت بر انسانیت حقیقی و الهی است و شرط صحت آن قبول شیخ است و نهایت آن، اتصال به ملکوت.

سفر من الحق الی الحق که آغاز آن ملوکت شیخ و نهایت آن اتصال به اوصاف الهی و وصول به مقام ربوبیت است و گفته اند منازل راه این سفر بسیار است و معمولا سالک را در این راه حالت و له ، سرگشتگی و مجذوبیت دست می دهد تا نهایتا همراه گردد و هوشیاری بدست آید.

سفر فی الحق : که در این سفر ، سالک جز خدا نمی بیند و هر چیز را به خدا نسبت می دهد بی آنکه به این نسبت دادن شعوری داشته باشد در این سفر ، او به صفات جمال و اسماء حسنی متحقق می شود و آنها را دارا می گردد

سالک در این سفر شاهد غرائب صنع است در صورتی که در سفر اول تنها مصنوع را می نگرد و در سفر دوم تنها شیخ خود را مشاهده می کند و از فرط سرگشتگی و وله به صنع و مصنوع نمی گردد. سفر بالحق فی الحق : این سفر به نحوی ادامه سفر اول و نهایت یافتن آن است بدین معنی که وقتی بنده سالک به صفات و اسمای الهی اتصال یابد، به حالت نخستین برگشته، و برای اصلاح اجتماع به سوی خلق باز می گردد. الف : مقامات توبه ، ورع ، زهد ، فقر ، صبر، توکل و رضا مقام توبه: عبارتست از شعور به گناه و پشیمانی بر آن و عزم راسخ بر ترک آن. مقام ورع : عبارتست از دوری سالک از ستمگری های مردم به حدی که کسی را بر او دعوی نباشد و آن آغاز زهد است مقام زهد : عبارتست از مذمت دنیا و بی اعتنائی و بی پروائی از دنیا پرستان مقام فقر : عبارتست از ساختن به کمترین از نیازهای زندگانی و به فرایض و زیاد کردن نوفال مقام صبر: عبارتست از تحمل ناپسندیده ها و بلاها و از سرگذرانیدن آنها بدون شکوه و اظهار بی نیازی با وجود در رسیدن نیازمندی مقام توکل : عبارتست از ترک و فرو گذاشتن تدبیر نفس و بریدن از قدرت و قوت خود وواگذاری همه چیز با خدا تا هر چه خواهد بکند.

http://2013.mihanblog.com/post/278

 

ویدئو‌ی امروز

محبوب‌ترین‌ها

وارد شوید